از کمیسیون تحکیم صلح تا وزارت دولت در امور صلح؛ نهادسازی های ناکام صلح در افغانستان

از کمیسیون تحکیم صلح تا وزارت دولت در امور صلح؛ نهادسازی های ناکام صلح در افغانستان

استاد دانشگاه

جمعه خان محمدی
استاد دانشگاه

۱۳ / عقرب ۱۳۹۸ | ۰ دیدگاه

قصّه جنگ و صلح افغانستان، قصّه بازی «تام و جری» شده است. تام و جری در نبرد دایمی بودند. آنان نه در جنگ و گریز دوامدار بر دیگری غلبه می کردند و نه در آشتی کردن موفق به ایجاد صلح میان شان می شدند. آن دو دایما درگیر تعقیب و گریزهای بی پایان بودند. قصّه جنگ و صلح افغانستان و مخالفان، سرنوشت جنگ، بدون صلح  بی پایان تام و جری شده است. نمود جنگ تام و جری را می توان در داستان نهادسازی های ناکام صلح افغانستان، دید که چگونه جنگ دولت با طالبان، به بازی موش و پیشک در نهادهای صلح ساز افغانستان تبدیل شد.

دولت افغانستان، غیر این که وزارت های سکتوری و امنیتی  وزارت خارجه را داشت؛ از سال ۲۰۰۴ تا حالا چهار نهاد را برای صلح و ختم جنگ، ساخته است. شاید بتوانیم ادعا کنیم که دولت افغانستان یکی از موفقترین دولت ها در ایجاد و تعطیلی نهادهای صلح ساز در جهان باشد و تجربیات ارزشمندی در زمینه دارد.

در این پانزده سال، دولت افغانستان نهادهای را ساخته که بیش از این که در آن ها، ختم جنگ هدف بوده باشد؛ ساختن یک پوزیشن چشم پورکن، برای ریش سفیدان و بزرگان قومی هدف بوده تا رئیس های جمهور افغانستان، حامیان دایمی شان را در آن پست ها جا به جا کند.

رئیس جمهور کرزی و رئیس جمهور غنی، در انتخابات ریاست جمهوری، به حمایت قاطع و قوی سیاسی و اجتماعی ریش سفیدان قومی نیاز داشتند تا آنان مشروعیت اش را در محافل مذهبی و سیاسی کشور تامین کنند؛ وقتی که به ریاست جمهوری، رسید باید هریک از آنان را در مقام رئیس و اعضای نهادهای صلح ساز برگزیند که هم دارای امکانات و بودجه اوپراتیفی است و هم عضویت جرگه های حل و فصل ساز را عهده دارند.

کمیسیون تحکیم صلح، ۲۰۰۴

اولین نهاد مرتبط با صلح که در سال ۲۰۰۴ با فرمان حامد کرزی رئیس جمهور ساخته شد «کمیسیون تحکیم صلح” به ریاست صبغت الله مجددی بود. این کمیسیون، مسئولیت گفتگو با مخالفان را برعهده داشت.

آقای مجددی در انتخابات ۲۰۰۴ حمایت قاطع سیاسی و اجتماعی از اقای کرزی کرد. پیش از آن نیز از حامیان قاطع رئیس جمهور بود. لذا حامد کرزی او را رئیس کمیسیون انتخاب کرد.

آقای مجددی در انتخابات 2004 حمایت قاطع سیاسی و اجتماعی از اقای کرزی کرد.

آقای مجددی در انتخابات ۲۰۰۴ حمایت قاطع سیاسی و اجتماعی از اقای کرزی کرد.

خصوصیات شخصی از قبیل؛ سن بالا و احترام اجتماعی، به عنوان یکی از بزرگان طریقت «نقشبندیه» این امید را ایجاد کرده بود که او می تواند نقشی در صلح بازی کند.

الگوی کار آقای مجددی و کمیسیون «جرگه های محلی» افغانستان بود که در گذشته اختلافات افراد را در مناطق مختلف حل و فصل می کردند. کمیسیون فکر می کرد؛ افراد با دولت مشکل دارند، باید مشکل افراد را حل کنند. به همین خاطر به جای گفتگو با نهاد طالبان، با کارگزاران طالبان در محلات و ولسوالی ها تماس می گرفتند.

شش سال کار کمیسیون، تنها به رها شدن تعدادی زندانی طالب و گزارش های توزیع پول به تعدادی ریش سفید و قوماندان جزء خلاصه می شد. آزادی شماری از مقامات بلندپایه طالبان که از سوی دولت افغانستان عفو شدند،  از جمله وکیل احمد متوکل، مولوی خاکسار و ملا عبدالسلام راکتی که بعدا در انتخابات پارلمانی افغانستان نامزد شد از دست اوردهای کمیسیون بود. اما جنک در کشور ادامه داشت و از صلح خبری نبود.

جنگ روز به روز شدید تر می شد و دولت افغانستان،  کم کم از آمدن صلح و کاهش جنگ توسط کمیسیون ناامید می شد و کمیسیون هم از درک این واقعیت که جنگ افغانستان از پیچیدگی زیادی برخوردار است و روش های مصالحه آنان خیلی کهنه است؛ عاجز بود.

بالاخره آقای کرزی رییس جمهور وقت، مجبور شد در تابستان ۲۰۱۰  همزمان با تشکیل شورای عالی صلح، نام کمیسیون تحت ریاست آقای مجددی را تغییر دهد. حامد کرزی رییس جمهور کشور فرمان داد تا کمیسیون تحکیم صلح به کمیسیون «کمیسیون مستقل حل منازعات و ارتباط مردم با دولت» تغییر نام نماید و پس از این به حل و فصل کشمکش‌ها و منازعاتی بپردازد که بین اقوام و باشندگان مناطق مختلف کشور وجود، دارد.

شورای عالی صلح – ۲۰۱۰

جنگ هر روز قربانی های خود را می گرفت. شکایت از تداوم جنگ در داخل و خارج از افغانستان، بلند بود. افغانستان برای این که توپ را به میدان پاکستان بیاندازد و بگوید که پاکستان در جنگ افغانستان مداخله می کند و افغان ها خواهان صلح است و پاکستان تنور جنگ را در افغانستان شعله ور می کند، این شورا را ایجاد کرد.

دولت افغانستان در سال ۲۰۰۷ «جرگه مشورتی صلح » را در کابل با حضور بیش از ۱۶۰۰ مهمان راه اندازی کرد. در این جرگه شخصیت های افغانی و تعدادی از سران قبایل در پاکستان نیز دعوت شده بود. در پایان جرگه اعلامیه مشترک مبنی بر محکومیت تروریسم، مذاکرات صلح و امدن مصالحه شده بود. در این شورا چارچوپ شورای عالی صلح نیز تعیین گردید.

حامد کرزی رییس حمهور پیش قبلی افغانستان در جریان سخن‌رانی در یکی از جرگه‌های مشورتی صلح در این کشور

حامد کرزی رییس حمهور پیشین افغانستان در جریان سخن‌رانی در یکی از جرگه‌های مشورتی صلح در کشور

سه سال طول کشید که دولت آقای کرزی از «کمیسیون تحکیم صلح» دست بردارد و در سال ۲۰۱۰ طی فرمانی تشکیلات بزرگتری را به نام « شورای عالی صلح» با عضویت اکثریت فرماندهان مجاهدین و تعدادی از اعضای سابق طالبان را بوجود آورد. این کار دولت، امیدهای را برای آوردن صلح با ایجاد نهاد رسمی شکل داد.

کرزی در آن وقت به دنبال جدا کردن سازمان طالبان از پاکستان و آوردن آنان در داخل افغانستان و پیشرفت پروسه صلح را در پیش گیرند. آمریکایی ها نیز از این شورا حمایت کرد و بودجه شورا را آمریکا، بریتانیا و دیگر کشورهای عضو ناتو، تأمین می کردند.

اما بر اساس گمانه زنی ها این بار کرزی به خاطر حمایت استاد ربانی در انتخابات ۲۰۰۹ از او،  و اینکه او داکتر عبدالله را راضی کرد به نفع کرزی وارد رقابت دور دوم نشود؛ شورای عالی صلح را درست کرد و چوکی ریاست را به عنوان پاداش سیاسی به او داد.

به صورت سمبلیک اعضای شورا در دومین جلسه، استاد ربانی را به عنوان رئیس انتخاب کردند. انتظار می رفت با آمدن استاد ربانی در رأس شورای عالی صلح، پروسه صلح افغانستان جان تازه بگیرد.

طالبان و پاکستانی ها، با شورای عالی صلح همانند کمیسیون تحکیم صلح، رفتار کرد. این شورا نیز به مرکز رهایی زنداییان طالب و تغذیه عده ای از فرماندهان طالب به عنوان اجیر و خبرچین و پیام رسانان صلح تبدیل گردید.

 طالبان با کمک پاکستانی ها، تمام نقشه های شورا را خنثی کرد. آنان به بهانه صلح توانست؛ زنداییان اش را ازاد کند و شورا را به منبع تمویل مالی خود درست کرد. افراد طالب به بهانه مذاکره در کابل می آمدند و در خواست مبلغ کلان پول برای تشویق طالبان در قبول صلح، می کردند و از این طریق پول ها در جیب طالبان می رفت.

قصه افراد مذاکره کننده به اندازه ای مفتضح شد که یک بار طالبان، یک نفر را از  کویته به نام یکی از رهبران طالب به کابل فرستاد و مهمان شورای عالی صلح شد. با پول کلان به کویته برگشت. بعدا معلوم شد که یک دکاندار عادی بوده. ای اس ای و طالبان چنان با حیثیت شورای عالی صلح بازی کرد که قصه تام و جری را به صورت زنده در افغانستان اجراکردند.

بهترین شاهد ادعای فوق قصه کشته شدن رئیس شورای عالی صلح باشد که اوج درامه شورای عالی صلح  را در «نه» سال فعالیت هایش خوب نشان داد. در ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۱ استاد ربانی در هنگام ملاقات با هیئت طالبان در کابل در یک جلسه سری کشته شد. به تدریج ظرف یک سال چهار عضو دیگر شورا نیز توسط طالبان کشته شدند. طالبان در قالب هیئت صلح در پیش چشمان رئیس وقت دارالانشای شورای عالی صلح، استاد ربانی را ترور کردند.

در 20 سپتامبر 2011 استاد ربانی در هنگام ملاقات با هیئت طالبان در کابل در یک جلسه سری کشته شد.

در ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۱ استاد ربانی در هنگام ملاقات با هیئت طالبان در کابل در یک جلسه سری کشته شد.

این بار آقای کرزی بر اساس همان سنت پیر مریدی و دادن باج به افراد برای پشتیبانی سیاسی، پیر سید احمد گیلانی، را به عنوان رئیس شورای عالی صلح انتخاب کرد و تا زمان مرگ اش ( جنوری۲۰۱۷ )  این مسئولیت را داشت.

در هنگام که پیر گیلانی فوت کرد، دیگر کرزی در چوکی ریاست جمهوری نبود. داکتر اشرف غنی رئیس جمهور بود و او هم به خاطر حمایت جانانه محمد کریم خلیلی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ این بار، اقای خلیلی را به این سمت گماشت.

وقتی که رئیس جمهور غنی به حکومت رسید؛ دوسیه صلح را از شورای عالی صلح به ارگ برد. از این شورا فقط پوسته ای باقی ماند. آقای رئیس جمهور شش ماه نخست ریاست جمهوری اش را در رفت و آمد بین کابل و اسلام آباد گذراند تا شاید صلحی را کمایی کند. رئیس و اعضای شورای عالی صلح پاداش سیاسی شان را گرفته بودند اما کار در شورا نبود.

در کل شورای عالی صلح، در طول دوران کارش در حل وفصل بحران کلان افغانستان ناکام بود. شاید مهمترین ثمره کار شورای عالی صلل، مصالحه با حزب اسلامی باشد.

شورای عالی مصالحه ۲۰۱۹

نهاد دیگر که در ابتدای سال ۲۰۱۹ در افغانستان ساخته شد؛ « شورای عالی مصالحه» بود. این شورا نیز  توسط ارگ ریاست جمهوری، به دنبال سفر های مکرر زلمی خلیلزاد و درخواست او از دولت افغانستان برای تشکیل هیئت مذاکره کننده تشکیل گردید. ریاست جمهوری افغانستان با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد: “شورای عالی مصالحه” به منطور ادامه مذاکرات با طالبان تشکیل شده و قرار است هیئتی از نمایندگان دولت برای شرکت در نشست بین الافغانی آینده در قطر معرفی شود.

مهمترین کار این شورا هماهنگ ساختن برنامه مذاکرات صلح قطر بود که در بهار سال ۱۳۹۸ به عنوان مذاکره بین الافغانی قرار بود برگزار گردد. این شورا باز با شرکت تعدادی از رهبران جهادی و شخصیت های مستقل که حامی رئیس جمهور بود، چند جلسه ای را در ارگ ریاست جمهوری دایر کردند.

شورای عالی مصالحه دو ماهه، چند جلسه اش را با ریاست رییس جمهور برگزار کرد.

شورای عالی مصالحه دو ماهه، چند جلسه اش را با ریاست رییس جمهور برگزار کرد.

این بار شورای عالی مصالحه در کنار شورای عالی صلح، تشکیل گردید. از آنجا که آقای خلیلی از داکتر عبدالله  اعلام حمایت کرده بود؛ دیگر رئیس جمهور نه تنها ریاست را به او نداد؛ بلکه او را در جلسات شورای جدید نیز دعوت نکرد؛ شورای عالی مصالحه دو ماهه، چند جلسه اش را با ریاست رییس جمهور برگزار کرد. تا این که مذاکرات بین الافغانی برگزار نشد. شورا خود به خود موضویعت اش را از دست داد.

وزارت دولت در امورصلح ۲۰۱۹

از آن جا که دولت افغانستان، به تدریج گوشش نسبت به سخنان و توصیه های شورا ناشنواتر می شد؛ این بار دولت یک نهاد مدرن دولتی را برای آوردن صلح ساخت.

دولت نهاد جدیدی را به نام «وزارت دولت در امور صلح» ایجاد کرد تا پروسه صلح را به پیش ببرد. بعد از رفتن آقای داودزی از ریاست دارالانشای کمیسیون شورای عالی صلح، در ستاد انتخاباتی رئیس جمهور، آقای غنی دستور داد که تمام امکانات دارالانشاء در کابل و ولایات به وزارت دولت در امور صلح، منتقل گردد.

این وزارت که بیش از شش ماه از تشکیل آن می گذرد تا حال هیچ کارنامه ای جدی نداشته و برنامه ی هفت ماده ای که اخیرا از سوی شورای عالی امنیت ملی نشر شده، ظاهرا مربوط به این وزارت نمی باشد.

با توجه به موارد فوق ظاهرا دوسیه صلح به امریکایی ها واگذار شده و گفتگوهای صلح با طالبان نیز از این منظر بیشتر معنا یافته است.

نتیجه گیری

۱- یکی از اهداف نهادهای صلح ساز را که رئیس جمهورهای افغانستان ایجاد کرده؛ پاداشی بوده برای پیشتیبانان سیاسی رئیس جمهور. هدف اصلی و ذاتی آن صلح نه، بلکه تحکیم موقعیت رئیس جمهور و راضی کردن رهبران قدرتمند بوده است. انتخاب اعضاء، رئیس و برنامه های آن فقط مصرف انتخاباتی برای رئیس جمهوران افغانستان را داشته و نه زیادتر.

۲- الگوهای که این نهادها تا به حال به کار گرفته جرگه های قومی بوده و تا حال جواب نداده است. روش های حل منازغه آنان به شدت کهنه و فرسوده بوده است. دولت افغانستان و ریش سفیدان اعضای نهادهای صلح، توان درک پیچیدگی جنگ افغانستان را نداشته اند.

۳- این نهادها، ابعاد بین المللی جنگ افغانستان و نقش قدرت های جهانی را نادیده گرفته بود. آنان همواره جنگ را جنگ افغان ها فکر می کردند. در صورتی که بر اساس تحلیل ها، فعلا جنگ دارای ابعاد منطقه ای و بین المللی است.

۴- آقایان کرزی و اشرف غنی تلاش کردند صلح را با میکانیزم افغانی پیش ببرند. آنان قدرت های خارجی، به خصوص پاکستان و دیگر کشورهای حامی طالبان یا ناظران نزدیک تحولات افغانستان را دست کم گرفته بودند.

۵- شورا، هم پیوستگی جنک افغانستان را با کشمیر، فلسطین و دیگر جنگ های فرسوده جهان اسلام نادیده می گرفت و تروریسم بین المللی کمتر مورد توجه شان قرار گرفت.

۶ -دو دسته از این نهادها، استفاده اعظمی را بردند. یکی مقامات دخیل در نهادهای مذکور بود که در چند سال گذشته بودجه ای سنگینی را در اختیار داشتند. دوم طالبان که هم زندانیان خودش را توسط این نهادها آزاد کرد و هم بودجه جنگی شان را به نام های مختلف تامین نمودند.

۷- طالبان از همان ابتدای مطرح شدن نهادهای صلح ساز، مخالفت شان را اعلان کردند و هیج نوع همنوایی با این نهادها جز این که برنامه های آنان را سپورتاژ کنند؛ نداشته است.

Pin on Pinterest0Share on LinkedIn0Share on Google+0Tweet about this on TwitterShare on Facebook0

مطالب مشابه

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید