احساس شکست

آدم‌ها در مورد موفقیت، آهنگ، کتاب، نقل قول‌های الهام بخش و فیلم می‌نویسند. اما در مقابل در مورد شکست در زمان گذشته هم صحبت می‌کنند. مثل اینکه وقتی فراتر رفتیم، معنا پیدا کردیم و دوباره به راه افتادیم، صحبت کردن از شکست اشکالی ندارد. شکست واقعا بد است. وقتی احساس می‌کنید در زندگی شکست خورده‌اید، تشخیص پیام‌های عاشقانه، شاعرانه یا معنادار که می‌خواهیم یاد بگیریم دشوار است. زیرا آنقدر عصبانی یا شکسته‌ایم که نمی‌توانیم به دنبال آنها بگردیم.

احساس شکست در زندگی انرژی‌گیر است و اشکال مختلفی دارد. زمانی که شکست‌ها ترکیب شوند، احساس می‌کنیم زمین زیر پای ما در حال فرو ریختن است.

شکست در زندگی می‌تواند به این صورت‌ها باشد:

اخراج شدن از شغل.

ورشکستگی یا تجربه مشکلات مالی.

از دست دادن یک ترفیع.

جدایی از همسر (طلاق).

ناتوانی در تکمیل یک هدف اصلی یا لیست وظایف روزانه.

برای چیزی که شما زمان گذاشتید، اما نتیجه برخلاف میل شما می‌شود.

اما به نظر می‌رسد در ورای این شکست‌ها، درس‌هایی بدست می‌آید. درس‌هایی که به ما کمک می‌کند از اعماق ناامیدی به جسارت در عمل کردن دوباره برسیم؟

در اینجا 8 درس مهم وجود دارد که وقتی احساس می‌کنید در زندگی شکست خورده‌اید باید یاد بگیرید.

1. بدانید که در تلاش کردن، شایستگی وجود دارد

اگر شکست خورده‌اید، به این معناست که حتما سعی کرده‌اید در این موقعیت باشید. ترس از شکست به قدری عمیق است که بسیاری از مردم، فقط برای جلوگیری از احتمال شکست تلاش نمی‌کنند.زیرا می ترسند از شکست دوباره.

اگر احساس کرده‌اید که شکست خورده‌اید، به این معنی است که شجاعت انجام کاری سخت را به دست آورده‌اید. به یاد داشته باشید که همان شجاعت فقط به این دلیل که امور آنطور که شما انتظار داشتید پیش نرفت، از بین نرفته است. تمایل خود را برای تلاش جشن بگیرید. توجه داشته باشید که این همان روحیه‌ای است که در حین حرکت به سمت جلو و تلاش مجدد به شما انرژی می‌دهد.

2. اگر قدرت زیادی به شکست بدهیم، او ما را تحقیر می‌کند

اگر به شکست‌های خود اعتبار زیادی بدهیم، آنها را به عنوان پیش بینی کننده شکست‌های اجتناب ناپذیر آینده به یاد می‌آوریم. گویی با شکست در چیزی در زندگی، دیگر هرگز نمی‌توانید در آن زمینه موفق شوید. بیشتر اوقات ما شکست خود را فاجعه‌آمیز می‌کنیم و دامنه آن را گسترده می‌کنیم.

اما ما مجبور نیستیم. وقتی شکست خود را دقیقاً به همان اندازه که هست – نه بیشتر و نه کمتر – می‌پذیریم. اجازه می‌دهیم ما را متواضع کند. ما آن را در نظر می‌گیریم و آنچه را که اتفاق افتاده است نام می‌بریم، تأثیر آن را روایت می‌کنیم و آن را به همین شکل حفظ می‌کنیم. ما آن را به عنوان داده می بینیم و اذعان می‌کنیم که ارتباط چندانی با شکست یا عدم موفقیت ما در آینده ندارد.

مطلب مرتبط: ۱۲ درس که می‌توانید از بدترین شکست های تان در زندگی بگیرید

3. مسئولیت‌پذیری را تمرین کنید

مسئولیت پذیری مهم است. باید خطاهایی را که تشخیص می‌دهیم قبول کنیم. و در گفتگو با طرف‌های خارجی که تحت تأثیر شکست‌های ما قرار گرفته‌اند، 100% مسئولیت‌پذیری را بیان کنیم.

مسئولیت را می‌توان تقسیم کرد. گاهی در برخی شکست‌های گروهی طرف یا طرف‌های مقابل ممکن است نقشی در شکست داشته باشد. اما برای معنا بخشیدن به شکست‌هایمان، باید از این فرصت استفاده کنیم تا تأثیر خود را بدون توجه به قصدمان بیان کنیم. نکته این است که بهانه‌ها را حذف کنید. آنچه را که رخ داده است نام ببرید. آنچه را که بعداً اتفاق می‌افتد، بیان کنید، حتی اگر هیچ کس دیگری درگیر نباشد.

به عنوان مثال، زمانی که احساس می‌کنید در زندگی به دلیل اینکه برای ارتقای شغلی شکست خورده‌اید. نسبت به کار خود جدی‌تر عمل کرده و هدفی تعیین کنید که چگونه می‌توانید در سه ماهه آینده بیشتر تمرکز کنید و به طور عمومی بیشتر از خود دفاع کنید.

اگر شکست یک جدایی عاطفی باشد. مسئولیت اعمال خود را بپذیرید. ارضایی خود، راه‌هایی را نشان می‌دهد که می‌توانستید در طول رابطه برقرار کنید یا شفاف‌تر باشید. می‌توانید این نکته را به طرف آسیب‌دیده دیگر اعتراف کنید و توجه داشته باشید که این چیزی است که انجام آن درست است. قبل از اینکه رابطه بعدی خود را دنبال کنید

4. پس از شکست فرآیند حذف اشتباهات را اعمال کنید

به آخرین باری که در یک امتحان به یک سوال چند گزینه‌ای پرداختید فکر کنید. شما باید از منطق استفاده می‌کردید تا انتخاب‌ها را تا محتمل‌ترین گزینه صحیح کنترل کنید.

زندگی همیشه فرصت‌های مشابهی را در اختیار ما قرار می‌دهد. می‌توانیم شکست را به‌عنوان کمکی بدانیم که به «پاسخ درست» نزدیک‌تر و نزدیک‌تر شویم. شکست همه ما را به دانستن راهی که باید انجام دهیم نزدیک می کند. و در زندگی در این راه به ما خدمت می کند. وقتی می‌توانیم شکست‌هایمان را به‌طور مولد پردازش کنیم، اطلاعاتی را که آنها ارائه می‌کنند استخراج کنیم و با بینش پیش برویم، به نتایجی که امیدواریم پیدا کنیم نزدیک‌تر می‌شویم.

مطلب مرتبط: دلایل عدم موفقیت؛ ۳ عاملی که سبب می‌شوند در رسیدن به اهداف تان شکست بخورید

5. متوجه می شوید که از چه چیزی ساخته شده‌اید

شکست برای افراد ضعیف نیست. وقتی در زندگی شکست می‌خورید، خیلی دردناک است. غلبه بر سختی‌هایی که با شکست در زندگی به وجود می‌آید، کار آسانی نیست. با این حال، زمانی که تصمیم می‌گیریم به آنجا برگردیم و دوباره آن را انجام دهیم، چیزی وجود دارد که به خودمان ثابت می‌کنیم.

اعتماد کردن پس از شکستن قلبتان، درخواست ترفیع بعد از رد شدن از قبل و … به ما ثابت می‌کند که انعطاف پذیرتر هستیم. بنابراین می‌توانیم تلاش کنیم و دوباره شکست بخوریم.

هنگامی که ما یاد می‌گیریم به عقب برگردیم، می‌آموزیم که در چه چیزی قادر به انجام هستیم.

زمانی که شکست را در جهت تلاش مجدد حرکت می‌دهیم، می توانیم در هنر شکست رو به جلو مسلط شویم.

بچه‌های کوچکی که راه رفتن را یاد می‌گیرند صدها بار روی زمین می‌افتند. اما آنها فقط تصمیم نمی‌گیرند تا آخر عمر بخزند. آنها به ایستادن ادامه می‌دهند. هنگامی که با شکست از همان راحتی کودکانه استفاده ‌کنیم، می‌توانیم ساده‌تر به زندگی نزدیک شویم. تمام خودگویی‌های منفی را که در طول رشد یاد می‌گیریم کنار بگذاریم. “اگر شکست بخورم، مردم مرا قضاوت خواهند کرد”. “اگر تلاش کنم و همه شکستم را ببینند، احترامشان را از دست خواهم داد.” چه کسی اهمیت می‌دهد؟ زندگی کردن سخت است.

6. کادربندی را فراموش نکنید

شما باید تصمیم بگیرید. این که چگونه می‌خواهید در مورد شکست‌های خود در حرکت رو به جلو فکر کنید و صحبت کنید. آنچه برای ذکر آن انتخاب می‌کنید، بیانگر معنای شکست برای شماست. اگر روی تمام باقی مانده‌های دردناک شکست تمرکز کنید. در مورد آنها صحبت کنید، بزرگترین مشکلات زندگی را تداوم می‌بخشید.

همانطور که یودا در مجموعه جنگ ستارگان در دیالوگی گفت: “ترس منجر به خشم، عصبانیت منجر به نفرت و نفرت منجر به رنج می‌شود.” وقتی درباره شکست صحبت می‌کنید

7. به اشتراک گذاری شکست‌ها لازم است

یادگیری خود را تغییر دهید و شخص دیگری را هم از دردسر نجات دهید. من همیشه این ضرب‌المثل را زیر سوال برده‌ام که هر نسلی باید خودش یاد بگیرد که آهن آبدیده است. برخی از مردم ممکن است به این هشدار توجه کنند.

مسلماً شکست همه ما ر‌ا پیدا می‌کند و درس‌هایی وجود دارد که باید خودمان یاد بگیریم. اما به اشتراک گذاشتن داستان شما هرگز ضرری ندارد. در روشی که بینش خود را به جهان ارائه می‌دهید، باز، شفاف و جسور باشید. چه در زمینه یک رابطه مربیگری باشد، چه به اشتراک گذاری عمومی در وبلاگ خود. تأثیری را که می‌توانید با اشتراک گذاری شکست هایتان داشته باشید دست کم نگیرید. مردم از فروتنی شما قدردانی خواهند کرد و احساس می‌کنند که آنها نیز اجازه شکست خوردن دارند.

8. فکر کردن به شکست را رها کنید

اگر به شدت نسبت به خود سخت‌گیر هستید، ممکن است احساس کنید که مجبور هستید شکست را تحمل کنید. فکر کردن به شکست را رها کنید و فضا را برای برداشتن گام‌های بعدی آزاد کنید.

زمانی که احساس می‌کنید در زندگی شکست خورده‌اید. فرصت‌های زیادی برای از بین بردن آن وجود دارد، اما بیش از 8 درس بزرگ برای یادگیری وجود دارد.

هر روز را به‌عنوان شعله‌ای جدید در شجاعت ببینید. روزی جدید برای تمرین یادگیری از اشتباهات و به‌کارگیری آن آموخته‌ها برای ریسک بزرگ بعدی. اشکالی ندارد که در زندگی شکست بخورید. هیچ کس تا به حال موفق نشده است، مگر اینکه ابتدا به نوعی شکست بخورد.