از طالبان خوب تا فورمت های گفتگوهای صلح؛ نگاه کرونولوژیک به بازیگران خارجی مصالحه افغانستان

از طالبان خوب تا فورمت های گفتگوهای صلح؛ نگاه کرونولوژیک به بازیگران خارجی مصالحه افغانستان

استاد دانشگاه

جمعه خان محمدی
استاد دانشگاه

۱۵ / عقرب ۱۳۹۸ | ۰ دیدگاه

دولت افغانستان و تعداد از کشورهای دیگر در سال های گذشته، چندین فورمت و طرح برای مذاکره صلح افغانستان، ارائه و پیشنهاد کرده اند. هریک از بازیگران داخلی و بین المللی به فراخور ظرفیت، اهداف و همچنین منابع شان، طرحی را روی میز صلح افغانستان گذاشته اند. شاید هدف همه آنان صلح نبوده باشد؛ اما همه آنان قصد داشته اند که در پستوی پیچیده جنگ و صلح افغانستان سرکی بکشند و سرشان را در میان مدعیان نفوذ در افغانستان بجنبانند.

این نوشته قصد دارد، به صورت گذرا؛ مهمترین فورمت های مذاکره صلح افغانستان، را در چند سال گذشته که از سوی بازیگران بین المللی برا ی مذاکره پیشنهاد شده بررسی کند.

طالبان خوب طالبان

هدف از آمدن نیروهای نظامی امریکا، کشورهای عضو ناتو و همپیمانان بین المللی آن در سال ۲۰۰۱ در افغانستان، مبارزه قدرتمندانه و دوامدار با بنیادگرایی و تروریسم بین المللی در افغانستان و منطقه، بود. بعد از یک دهه حضور این نیروها، نه تنها آن اهداف برآورده نشد که گسترش نیز یافت. به تدریج بنیادگرایی و تروریسم بین المللی، دامنگیر پاکستان، کشورهای آسیای میانه و برخی از کشورهای خاورمیانه و خاور دور را نیز شد.

گراف خشونت و جنگ در افغانستان، به صورت تصاعدی بالا می رفت. دولت آقای کرزی و نیروهای آمریکایی از مهار جنگ و خشونت، ناامید می شدند. آنان به این نتیجه رسیدند که با طالبان وارد مذاکره شوند. اقای کرزی موفّق شد که طالبان را به دو نوع برای آمریکایی ها و اروپایی ها، تعریف کند. یک نوع طالب افغانی و نوع دیگر طالبان خارجی. گروه اول را به عنوان طالبان خوب که با اشغالگری مبارزه می کند و گروه دوم را طالبان بد که با با القاعده ارتباط دارد و دارای افکار تروریستی و افراطی اند؛ معرفی کرد.

بر اساس تعریف کرزی و بسیاری از تئوریسین های دیگر افغان، دیگر نباید طالبان کشته می شد و از امریکایی ها خواسته می شد که راه حل برخورد با گروه اول، مدارا و مذاکره است و راه حل دومی نابودسازی است. اما آن سخن که تاکنون نه طالب ها و نه امریکایی ها و نه کرزی جواب ندادند؛ ریشه های فکری و وابستگی های سیاسی طالبان به القاعده بود.

هدف از آمدن نیروهای نظامی امریکا، کشورهای عضو ناتو و همپیمانان بین المللی آن در سال 2001 در افغانستان، مبارزه قدرتمندانه و دوامدار با بنیادگرایی و تروریسم بین المللی در افغانستان و منطقه، بود

هدف از آمدن نیروهای نظامی امریکا، کشورهای عضو ناتو و همپیمانان بین المللی آن در سال ۲۰۰۱ در افغانستان، مبارزه قدرتمندانه و دوامدار با بنیادگرایی و تروریسم بین المللی در افغانستان و منطقه، بود

فورمت دفتر قطر(۲۰۱۲-۲۰۱۹)

از سال ۲۰۱۰ به بعد طالبان خوب به عنوان یک قاعده در گفتگوها در باره صلح پذیرفته شد. لذا کرزی و امریکایی ها در صدد گفتکو با طالبان خوب افغانستانی و ایجاد یک آدرسی برای آنان برآمدند. آدرس باید دارای چند مشخصه می بود: یکی دوری از قلمرو پاکستان، دیگری داشتن ارتباط نزدیک و دوستانه، با امریکا و افغانستان و سوم این که کشور میزبان نباید در افغانستان دارای منافع مستقیم باشد.

افغانستان ترکیه را معرفی کرد؛ اما امریکایی ها روی قطر، انگشت گذاشت. قطر از نظر افغانستان مشکلی نداشت؛ فقط مرکز لوژستیکی و حمایتی منطقه ای اخوان المسلمین بود و در این مورد، تعداد از کشورهای قدرتمند عربی حوزه خلیج، ملاحظه داشتند. آنان حمایت از اخوان را بر نمی تابیدند؛ اما به خاطر امریکا، محبور به سکوت شدند. در سال ۲۰۱۲ دفتر طالبان در قطر گشایش یافت.

حامدکرزی مدت ها بود که می خواست طالبان را از زیر بلیط پاکستان، بیرون شود. او در یک دهه گذشته، موفق نشده بود که با طالبان، مستقل از پاکستان مذاکره کند. آقای کرزی هرچه تلاش کرد نتوانست با پاکستانی ها رفاقت کند. در صورت که او در هر میدانی سیاسی قدم می گذاشت موفق می گردید؛ اما در میدان پاکستان به شدت زمین گیر شده بود. به قول افغان ها “با پاکستانی ها اندیوالی کرده نتوانست” و نتوانست انتظارات پاکستان را برآورده سازد.

پاکستانی ها تا آنجا که توانست طرح های کرزی را سپوتاژ نمودند. بر اساس گزارش های خبری، این کشور متهم درجه اول قتل احمدولی کرزی برادر رییس جمهور سابق بوده است. در یک مذاکره صوری رئیس شورای عالی صلح اش، در ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۱ استاد ربانی در هنگام ملاقات با هیئت طالبان در کابل در یک حلسه سری کشته شد.

آمریکایی ها هم درک کرده بودند که طالبان باید دارای آدرس باشد؛ تا در زمان مناسب با آنان تماس گرفته شود. آمریکا تعداد زندانیان طالبان را هم از گوانتانامو آزاد کرده و با فامیل های شان در قطر اسکان دادند؛ این دسته زندانیان بالاخره مسئولیت دفتر قطر را عهده دار گردیدند.

بعد از افتتاح دفتر قطر، بین اقای کرزی و آمریکایی ها اختلافات زیادی پیش آمد. آقای کرزی ادعا داشت که پروتکل های وعده داده شده، نقض شده و طالبان قرار نبود به عنوان یک دولت ظاهر گردد؛ آنان نباید پرچم خود و لوحه امارت اسلامی را بالای دفترشان نصب می کردند؛ در حالی که طالبان چنین کارهای را انجام داده بودند. کرزی جنجال را بالا برد و گفتگو روی پلان استراتژیک را تعطیل کرد تا این که امریکایی ها، مجبور شدند که دفتر قطر طالبان را تعطیل کنند.

این دفتر تا پایان حکومت کرزی و اوباما، نتوانست تاثیری روی سرنوشت صلح داشته باشد. لذا به جای دفتر قطر چند فورمت دیگر وارد میدان گفتگوها شد؛ تا خلا دفتر قطر را پر کند.

مسئولیت دفتر قطر به معتصم آقاجان داده شد. گفته می شد که در درون طالبان جریان های متمایل به او وجود دارد که علاقمند به گفتگوهای صلح با افغانستان اند؛ اما قدرت چندانی نداشتندبعد از افشا شدن خبر مرگ ملا عمر در سال ۲۰۱۵  معتصم آقاجان و سید طیب آقا از دفتر قطر استعفا دادند؛ آنان دلیل این استعفا را اغفال توسط رهبری طالبان در مورد مرگ ملا عمر اعلان کردند.

بعد از این که اوباما و کرزی از ریاست جمهوری کنار رفتند و آقایان ترامپ و غنی در امریکا و افغانستان روی کار آمدند، دفتر قطر جان تازه گرفت. دفتر قطر در سال ۱۳۹۸ در کانون توجه رسانه ها، دیپلمات ها و افکار عمومی جهان قرار گرفت. پای گفتگوهای بین الافغانی در قطر باز شد؛ این گفتگوها با حضور ده‌ها چهره سیاسی و نمایندگان جامعه مدنی افغانستان و نمایندگان طالبان در دوحه قطر برگزار گردید.

بعد از افتتاح دفتر قطر، بین اقای کرزی و آمریکایی ها اختلافات زیادی پیش آمد. آقای کرزی ادعا داشت که پروتکل های وعده داده شده، نقض شده و طالبان قرار نبود به عنوان یک دولت ظاهر گردد

بعد از افتتاح دفتر قطر، بین اقای کرزی و آمریکایی ها اختلافات زیادی پیش آمد. آقای کرزی ادعا داشت که پروتکل های وعده داده شده، نقض شده و طالبان قرار نبود به عنوان یک دولت ظاهر گردد

مقام‌های حکومت افغانستان در این نشست، نادر نادری، رئیس کمیسیون اصلاحات اداری، عبدالمتین بیگ، رئیس ارگان‌های محل و شهرزاد اکبر، معاون وقت شورای امنیت ملی افغانستان بودند؛ آنان نه”به عنوان نماینده دولت، بلکه به‌مثابه افغان” در این نشست شرکت کردند.

در هیئت افغانستان هفت نفر دیگر از جمله حاجی دین محمد، معاون شورای عالی صلح، حکمت‌‎خلیل کرزی، معاون وزارت خارجه در آن‌زمان، سفیر افغانستان در پاکستان، محمد ناطقی و فیض‌الله ذکی از نزدیکان محمد محقق و جنرال دوستم حضور داشتند.

بین المللی شدن طالبان با دفتر قطر

برخلاف تصور ابتدایی افتتاح دفتر قطر، راه را برای ارتباطات خارجی طالبان گشود. طالبان از انزوای بین المللی برآمد. سفرهای علنی و مخفی طالبان به پایتخت های ایران، روسیه، چین و پاکستان و برخی دیگراز کشورهای دیگر آغاز شد.

دفتر قطر در دروه ترامپ، دیگر حاضر نشد که با دولت افغانستان و شورای عالی صلح افغانستان، گفتگو کند. طالبان مستقیما با شبکه های استخباراتی و سفرای کشورهای منطقه و ذی نفع در قضیه افغانستان، در تماس گردیدند و در سطح بین المللی خودشان را در موقعیتی می دیدند که باید با دولت های قدرتمند مذاکره کنند، نه با دولت که از نظر آنان، در حال احتضار است یا با ریش سفیدان افغانی که توان تضمین نتیجه مذاکرات را ندارند.

موسسه پگواش_۲۰۱۵

در زمان که بین اوباما و کرزی روی دفتر قطر مشکل پیش آمد و عملا این دفتر غیر فعال شد؛ آدرس دیگری در قضیه صلح افغانستان فعال گردید که گفتگوها را به صورت غیررسمی پیش می برد و آن «پگواش» بود که یک موسسه کانادایی است و دفترش را در ماه حوت ۱۳۹۴ ( ۲۰۱۵) در کابل افتتاح نمود. این دفتر نشست های را در کشورهای قطر، فرانسه و امارات متحده عرب بین شخصیت های مختلف افغانی مستقل، دولتی و طالبان دایر کرد. گفته شد که داکتر انوارالحق احدى، میرویس یاسینى، حاجى فرید، حاجى روح الله، سیداسحاق گیلانى و شمارى از افراد دیگر، عضویت در روند گفتگوهای این دفتر شرکت داشته اند.

گرچه گفتگوهای پگواش، نتیجه ی ملموسی برای صلح افغانستان، در پی نداشت؛ ولی پگواش، توانست قبح گفتگو با طالبان را در بین سیاست مداران و روشنفکران دیگر افغان از بین ببرد.

فورمت گفتگوهای چهارجانبه پاکستان (۲۰۱۵)

بعداز این که رابطه دولت آقای کرزی روی پیمان امنیتی، عملیات شبانه، بحث زندانیان و ده ها معضل دیگر با آمریکا رو به خرابی گرایید، واشنگتن هم اعلان کرد که نیروهای نظامی خود را تا پایان سال ۲۰۱۴ از افغانستان خارج می کند. کرزی تا آنجا که توانست سیاست های ضد امریکایی را در پیش گرفت و با کشورهای خودش را نزدیک کرد که مخالف امریکا بود.

کرزی دایما پاکستان را متهم می کرد که در راه گفتگوهای صلح افغانستان، سنگ اندازی و کارشکنی می کند و نمی گذارد که افغانستان با طالبان مذاکره کند و مشکلش را حل نماید.

پاکستانی ها برای ساکت کردن افغانستان زمینه، یک گفتگوی غیر جدی را با طالبان در اسلام آباد فراهم کرد. در گفت ‌وگوهای اسلام آباد، چهار نفر از افغانستان و سه نفر به نمایندگی از گروه طالبان شرکت کردند. در این دیدار یک هیئت از شورای عالی صلح افغانستان با هیئت طالبان در اسلام اباد گفتگو کردند.

گفته شده است که حکمت خلیل کرزی، معاون سیاسی وقت وزارت امور خارجه افغانستان و حاجی دین محمد از اعضای شورای عالی صلح در ترکیب هیات افغانستان بودند.

سطح پایین گفتگوها، غیرجدی بودن و انعطاف ناپذیری طالبان، در جریان گفتگوها، موجب نارضایتی افغانستان از این روند گردید. افغانستان خواهان، بالا رفتن سطح گفتگوها شد. به همین خاطر پیشنهاد مذاکره با پاکستان را در حضور هیئت چینی به عنوان تضمین کننده پاکستانی ها و هیئت امریکایی ها به عنوان حامی دولت افغانستان داد.

پاکستانی ها باز قبول کرد و قرار شد که فورمت گفتگوهای چهارجانبه به ضمیمه طالبان در «مری» در ۶۰ کیلومتری  اسلام باد پاکستان، گذاشته شود.

در ۷جولای ۲۰۱۵ ( ۱۶ تیر ۱۳۹۴) گفتگوها به صورت رسمی، با شرکت نمایندگان چین، امریکا، افغانستان و طالبان در مری اسلام آباد برگزار گردید. هیئت وزارت خارجه افغانستان، به ضمیمه سه نفر از اپوزیسیون داخلی در این دور گفتگوها شرکت کردند و هیئت طالبان نامه ملاّ عمر را به عنوان تایید گفتگوها ارائه کردند. هیئتی هفت نفره از کابل با گروهی سه نفره از طالبان در منطقه خوش آب و هوای شهر مَری، در ۶۰ کیلومتری اسلام‌آباد، پایتخت پاکستان پشت میز گفت‌وگوها نشستند.

دولت افغانستان از این دور از گفتگوها انتظارات خیلی زیادی داشت و فکر می کرد که به پیشرفت های قابل قبول در مساله صلح افغانستان خواهد رسید. اما این گفتگوها به غیر از تعدادی گله گذاری بین طرفین، نتجه دیگری نداشت. لذا قرار شد یک ماه دیگر این گفتگوها باز در پاکستان تجدید گردد. محمد نفیس ذکریا، یک سخنگوی وزارت امور خارجه پاکستان، دوشنبه ۱۶ مه (۲۸ اردیبهشت) ۱۳۹۵ خبر داد که مذاکرات دولت افغانستان و گروه طالبان، با حضور پاکستان، آمریکا و چین، مجددا در شهر اسلام آباد پایتخت این کشور به جریان خواهد افتاد.

اما از جانب پاکستان تعلل صورت می گرفت. دور اول  برگزار شده بود و قرار شد در ماه بعدی ادامه آن برگزار گردد؛ منابع نامعلوم، ناگهان، خبر مرگ ملا عمر را اعلان کردند و به جای ملا عمر، ملا اختر منصور انتخاب شد. وی تمام گفتگوها را تعطیل و پروژه جنگ را در اولویت برنامه های خود اعلان کرد و گروه طالبان از ماه آپریل ۲۰۱۵، شروع به حملات بهاری خود را در افغانستان اعلان کردند.

دولت افغانستان، تا وقتی که ملا اختر منصور زنده بود؛ دیگر موفق به گفتگوهای جدی صلح با طالبان نگردید.

از آن تاریخ به بعد در مجموع چهار دور گفتگو در اسلام اباد و کابل  بین نمایندگان افغانستان، پاکستان، چین و آمریکا برگزار گردید تا راه حلی برای دست یافتن به صلح در افغانستان را جستجو کنند. در  این گردهمایی ها کمیته هماهنگی چهارجانبه نیز ایجاد شد. این گفتگوها چهار دور در کابل، پکن و اسلام آباد ادامه یافت ولی نتیجه اش فقط یک بار گفتگو میان طالبان و حکومت افغانستان بیش نبود.

فورمت گفتگوهای مسکو (۲۰۱۸-۲۰۱۹)

تا سال ۲۰۱۷ دیگر قبح مذاکره با طالبان در داخل و خارج از افغانستان، شکسته شد. به تدریح نه امریکایی ها و نه دولت افغاستان، طالبان را تروریست نمی دانستند. کشورهای تاثیرگزار در قضایای افغانستان، شروع به برگزاری جلسات هم اندیشی افغان ها کردند. در این جلسات هم جناح دولت، هم نمایندگان طالبان و هم چهره های مستقل را دعوت می کردند.

فورمت گفتگوهای مسکو، شاید مشهورترین آن ها باشد که دو دور برگزار گردید. گفتگوهای مسکو علنی و در حضور رسانه ها، با حضور مقامات روسی، ایرانی و کشورهای آسیای میانه، مقامات سابق افغانستان، نمایندگان غیررسمی دولت، جناح های اپوزیسیون و هیئت طالبان برگزار می گردید.

اولین دور از مذاکرات بین افغان ها با شرکت هیئت شورای عالی صلح افغانستان، درتاریخ ۱۸ عقرب سال   ۱۳۹۷( ۹ نوامبر ۲۰۱۸ )در مسکو دایر گردید. در این جلسه، تعدادی از نمایندگان چندین کشور در مسکو جمع ‌شدند تا یک کنفرانس چند جانبه در باره روند صلح افغانستان را برگزار کنند

اگر چه دولت افغانستان مستقیما در گفتگوها شرکت نداشت، اما یک هیئت مستقل از شورای عالی صلح در این اجلاس حضور یافت. این شورا وظیفه اش میانجی گری برای برقراری صلح در میان یک ملت در حال منازعه بود. همچنین یک هیئت بلندپایه از دفتر طالبان در قطر نیز در این گفتگوها شرکت داشت. نماینده ای از سفارت آمریکا در مسلکو هم به عنوان ناظر در جلسه حضور داشت.

اولین دور از مذاکرات بین افغان ها با شرکت هیئت شورای عالی صلح افغانستان، درتاریخ 18 عقرب سال   1397( 9 نوامبر 2018 )در مسکو دایر گردید

اولین دور از مذاکرات بین افغان ها با شرکت هیئت شورای عالی صلح افغانستان، درتاریخ ۱۸ عقرب سال ۱۳۹۷( ۹ نوامبر ۲۰۱۸ )در مسکو دایر گردید

نکته مهم مذاکرات مسکو، گفتگوی رو در روی مقامات و رهبران افغان بودند که سال ها، جنگجویان شان، در جبهات جنگ علیه همدیگر جنگیده بودند. اکنون رهبران آنان دور یک میز نشسته با هم قهوه و چای می خوردند، پشت یک طالب نماز می خواندند و با دعای یک مولوی که از دولت معاش می گرفت جلسه شان را خاتمه می دادند و هیچ نشانه ای از جنگ در آن جلسات دیده نمی شد.

از نکته دیگر که خیلی مورد توجه مردم افغانستان و رسانه های جمعی جهان، قرار گرفت؛ حضور پررنگ، زنان خوش لباس و خوش اندام روسی به عنوان خبرنگار و خدمه در کنار هیئت طالبان مثلا زن ستیز قبلی بود که  تناقض در گفتار و رفتار طالبان را نشان می داد. شاید هم می خواست این پیام را به مردم افغانستان برساند که  طالبان عوض شده و دیگر آن طالبان زن ستیز سابق نیستند.

دور دوم گفتگوهای مسکو در ماه دلو سال ۱۳۹۷ ( ۲۸ می ۲۰۱۹) دایر گردید. نشست این دور مسکو از آن جا اهمیت داشت که یک بار دیگر گفتمان مصالحه و گفتگوهای بین الافغانی را بر سر زبان آورده و زمینه ساز گفتگوهای مستقیم نمایندگان طالبان و رهبران سیاسی افغان را فراهم کرده بود. این نشست در حالی اتفاق می افتاد که نشست بین الافغانی دوحه پیش از آن به تعویق افتاده بود و پس از آن با وجود دور جدیدی از گفتگوهای نماینده ویژه آمریکا در امور مصالحه با نمایندگان شورشیان طالبان در قطر، گمانه زنی ها در باره کمرنگ شدن مسئله مصالحه و برنامه ی گفتگوهای صلح به رهبری واشنگتن به شدت در محافل سیاسی افغانستان مطرح شده بود. به این جهت، نشست مسکو با آن که بدون سروصداها برگزار شد، امیدواری ها در باره تداوم گفتمان بین الافغانی صلح را تقویت می کرد.

 از نکته دیگر که خیلی مورد توجه مردم افغانستان و رسانه های جمعی جهان، قرار گرفت؛ حضور پررنگ، زنان خوش لباس و خوش اندام روسی به عنوان خبرنگار و خدمه در کنار هیئت طالبان مثلا زن ستیز قبلی بود که تناقض در گفتار و رفتار طالبان را نشان می داد

از نکته دیگر که خیلی مورد توجه مردم افغانستان و رسانه های جمعی جهان، قرار گرفت؛ حضور پررنگ، زنان خوش لباس و خوش اندام روسی به عنوان خبرنگار و خدمه در کنار هیئت طالبان مثلا زن ستیز قبلی بود که تناقض در گفتار و رفتار طالبان را نشان می داد

گفتگوهای مسکو برای صلح افغانستان، قدم های جدی برنداشت. هیئتی که از کابل به مسکو رفته بود. هم در دور اول و هم در دوم، موفق نشد که نمایندگان طالبان را وادار به اعلان آتش بست موقت، کند. آنان خواستار آتش بس فوری در جبهات جنگ حد اقل در ماه رمضان شدند؛ اما مورد قبول طالبان قرار نگرفت.

به نظر بسیاری از ناظران هدف نمایندگان طالبان از شرکت در مذاکرات مسکو، چند دلیل استراتژیک داشت:

۱- طالبان، می خواست در این گفتگوها، پیام خودشان را به گوش آن دسته از مردم افغانستان برسانند که معمولا پیام های طالبان را به دلایل مختلف، در گذشته حاضر نبودند که بشنوند؛ حالا از طریق اخبار رهبران شان به راحتی پیام صلح آمیز طالبان را دریافت می کردند.

۲- هدف دیگر طالبان این بود که با شخصیت های تاثیرگزار جناح مقاومت آشنا شوند و آنان را تحت تاثیر قرار دهند و زمینه های معامله با آنان را فراهم ساخته و جبهه مقاومت ضد طالبان را سست کنند.

۳- آنان می خواستند به حامیان داخلی و خارجی شان، این پیام را بدهند که آنان نیروهای آینده دار کشورند اند و نه دولت افغانستان.

به همین خاطر نماینده های طالبان، در طول گفتگوها، هیچ وقت روی موضوعات مهم و اساسی مانند: حقوق زنان، دموکراسی، انتخابات، قانون اساسی، حقوق اساسی شهروندان، اردو و دیگر مسایل مهم کشور وارد صحبت نشدند و آنان را به گفتکوی بین الافغانی در آینده واگذار کردند.

فورمت چهار جانبه عربی(۲۰۱۹)

سال ۲۰۱۹ را باید سال چانس های طلایی طالبان بدانیم چرا که در این سال چندین نوع فومت برای گفتگوهای صلح و حتی مذاکرات صلح مطرح گردید. این سال را باید سال سفرهای مذاکراتی آنان در پایتخت های مهم جهان به شمار بیاوریم. آنان در این سال از روسیه، چین، پاکستان و ایران بازدید کردند و نزدیک بود که به دیدار واشنکتن نیز نایل گردند.

 در این سال کشورهای مختلف حاضر شدند که زمینه های گفتکوهای صلح افغانستان را فرهم کنند. یکی از  این موارد فورمت چهارجانبه عربی است. در این فورمت، امارات متحده‎ی عرب، عربستان سعودی، ایالات متحده‌ی آمریکا و افغانستان، به صورت مشترک گفتگوهای صلح را پیش بردند. رئیس دبیر خانه شورای صلح افغانستان در مصاحبه با خبرنگاران در تاریخ ۳۰ سرطان ۱۳۹۷ ابراز امید واری کرده بود که با تشکیل نشست های بین چهار کشور مذکور افغانستان به صلح واقعی نزدیک تر گردد.

مذاکرات چهارجانبه امارات دوام نیاورد. زیرا طالبان حاضر نشد با هیئت دولت افغاسنتان گفتگو کنند و این مایه سرافکندگی دولت افغانستان گردید.

فورمت گفتگوهای دوجانبه ابوظبی( ۲۰۱۸)

امریکایی ها دنبال جای مناسب برای مذاکره مستقیم بدون حضور رسانه ها و دیپلمات های مزاحم با طالبان بودند؛ اما معلوم نشد به چه دلیل در ابتدا پایتخت یکی از کشورهای عرب حوزه حاشیه خلیج را برای انجام مذاکره انتخاب کرد. آنان اولین دور گفتگوهای مستقیم زلمی خلیلزاد و گروه طالبان را در شهر ابوظبی پایتخت امارات متحده عربی برگزار کردند. در این دیدار، نماینده های از پاکستان، عربستان و امارات حضور داشت. زلمی خلیلزاد از سوی امریکایی ها با طالبان رودر رو گفتگو کردند؛ در حالی که مشاور امنیت ملی افغانستان،  در ابوظبی حضور داشت و منتظر بود که او را نیز در جلسات دعوت کنند؛ اما طالبان حاضر نشدند که او در جلسه گفتگوها شرکت کند. در این مورد امریکایی ها نیز واکنش نشان ندادند.

فورمت گفتگوها و مذاکرات دو جانبه قطر (۲۰۱۹)

دفتر قطر که در دوره اوباما  اغاز به کار کرده بود بازدهی اش در دوره ترامپ معلوم شد. ترامپ رئیس جمهور امریکا، وقتی که چوکی آقای اوباما را درکاخ سفید گرفت در ابتدا، استراتژی فشار نظامی را بالای طالبان در افغانستان در پیش گرفت؛ بعد از یکسال، به یاد وعده های انتخاباتی اش افتاد که باید نیروهای امریکایی را از افغانستان خارج کند؛ لذا به تغییر استراتژی خود در افغانستان پرداخت و راه مذاکره و گفتگوی مستقیم با طالبان را در پیش گرفت. او زلمی خلیلزاد دیپلمات امریکایی افغان تبار را برای مذاکره با طالبان به پایتخت های کشورهای منطقه اعزام کرد.

قطر هم به خاطر رقابت شدید با امارات متحده عرب اجازه نداد که دیگر گفتگوها و در نهایت مذاکرات صلح افغانستان در دبی یا ابوظبی برگزار گردد. آنان آمادگی خودشان را برای دور های بعدی در قطر اعلام کردند و از این نظر امریکایی ها به جای مذاکرات چهارجانبه به مذاکرات دوجانبه تغییر جهت دادند. این مذاکرات در «دوحه قطر» بین زلمی خلیلزاد و هیئت طالبان برگزار گردید.

امریکایی ها بدون واسطه دیگر کشورهای جهان و سازمان ملل، با اعضای دفتر طالبان در قطر، وارد مذاکره دوجانبه در مدت «ده ماه» و به صورت «نه دور مذاکره» شد. هم امریکایی ها و هم طالبان اعلان کردند که روی مسایل اساسی مورد نظر امریکا، از جمله خروج نیروهای امریکا در ظرف چهارده ماه و تضمین طالبان که از خاک افغانستان امریکا و دیگر کشورهای هم پیمان امریکا هدف قرار نگیرد؛ به توافق نهایی رسیده و متن توافق نامه اولیه صلح بین دو کشور آماده امضاء شده است.

توقع می رفت که تمام مشکلات جنک و  صلح افغانستان در روی میز مذاکره طرفین حل و فصل گردد؛ زلمی خلیلزاد در تمام مصاحبه های خودش روی چهار موضوع تاکید می کرد( دو موضوع ذکر شده) سوم، آتش بست سراسری و چهارم مذاکرات بین الافغانی. او بارها در گفتگوهای مطبوعاتی تاکید می کرد که یا توافق روی همه یا هیچ.

در مذاکره دوحه، مذاکره دو مرحله ای تعریف شد. در مرحله اول قرار شد که زلمی خلیلزاد و طالبان، مشکل امریکایی ها و طالبان را حل کنند و در مرحله ای بعدی باید مشکل بین افغان ها در سلسله ای از مذاکرات دیگر در ناروی و یا مکان دیگری مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

امریکایی ها و طالبان روی یک متن به توافق رسیدند.که فقط دو موضوع را در بر می گرفت. اما دو موضوع دیگر که برای افغان ها حیاتی بود؛ خبری از ان ها نبود. وعده خلیلزد ( توافق روی همه یا هیچ) به باد فراموشی رفت. قرار بود آن شد که متن توافق در محفلی در کمپ دیوید، با حضور رئیس جمهور ترامپ و داکتر اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان، امضاء گردد. اما یک تویت ناگهانی ترامپ، مجلس امضای توافق صلح را تعطیل کرد و افکار عمومی را در یک ابهام جدی قرار داد.

آنچه که در پایان نه دور مذاکره، بیرون شد، حل مشکل امریکایی ها و خواست طالبان بود. از مذاکرات بین الافغانی، آتش بست و سرنوشت کشور در آن ذکری به میان نیامده بود. برداشت غالب مردم افغانستان چنین شد که امریکایی ها، کشور را دو دسته تسلیم طالبان نمودند. واکنش ها نسبت به توافق نامه امریکایی ها با طالبان خیلی شدید بود. در حالی که محافل نزدیک به طالبان، آن توافق نامه را بزرگترین پیروز قرن برای طالبان ارزیابی کردند.

طالبان هم در طول «نه دور» مذاکره با امریکایی ها  تلاش کرد که کلاس مذاکرات خودشان را در حد کلاس مذاکرات جنیوای سویس برای خروج روس ها، در سال ۱۸۸۶ بالا نشان دهند. آنان فکر می کردند که در پیشگاه تاریخ ایستاده اند و قضاوت آیندگان را در مورد خود می بینند؛باید حتما مثبت نشان داده شود که در صفحه تاریخ افغانستان، ثبت خواهد شد.

فورمت گفتگوهای چهارگانه جدید

وقتی که آمریکایی ها از نتایج مذاکرات شان با طالبان در قطر مطمئن شدند؛ گفتگوهای سه جانبه و بعدا چهارجانبه ی را برای جلب حمایت قدرتهای برتر جهان از توافق نامه صلح، روی دست گرفتند. زلمی خلیلزاد اولین جلسه را با نمایندگان چین و روسیه در واشنگتن، برگزار کرد. آنان را در جریان مذاکره و نتایج حاصله گذاشتند. جلسات بعدی در پایتخت های روسیه و چین برگزار گردید. هدف آمریکایی ها این بود که روس ها و چینایی ها از جریان مذاکرات با خبر شوند. جلو مخالفت آنان با روند صلح گرفته شود و هم حمایت شان از این روند حاصل  گردد. آمریکا می دانست که روس ها و چینایی ها نفوذشان را در میان طالبان دارند.

تا زمان که پاکستان در این فومرت نیامده بود دولت افغانستان ساکت بود. اما به محض که پاکستانی ها نیز در این فورمت اضافه گردید. نشست چهارجانبۀ امریکا، روسیه، چین و پاکستان در بارۀ افغانستان برگزار شد؛ با واکنش منفی افغان ها مواجه شد، گفتند که چنین نشست‌ها، بدون حضور دولت افغانستان برگزار شده و دارای پیامد مثبت نیست.

دولت افغانستان از نشست های که در آن دولت افغانستان حضور ندارد؛ ابراز نارضایتی کرده است. زیرا عقیده دارد که  افغانستان از نتایج مذاکرات چهار جانبه بی خبر است. ناجیه انوری، رئیس عمومی ارتباط استراتژیک وزارت دولت در امور صلح روز پنجشنبه (۱۱ میزان) به رادیو آزادی گفته که باید تمامی روندهای صلح به رهبری دولت افغانستان صورت گیرد.

دولت افغانستان همواره بر دو موضوع در تمام مذاکرات تاکید کرده است؛ یکی این که مالکیت مذاکره در اختیار افغان ها باشد. دیگر این که طالبان باری رو در رو با مقامات افغانستان مذاکره کند.

فورمت گفتگوهای چهارجانبه

به نقل از گزارش اسپوتنیک، سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه روز جمعه(۱۰ عقرب) گفته است: “روسیه تمایل دارد تا ایران به فورمت روسیه و چین و آمریکا برای افغانستان بپیوندد”. 

این پیشنهاد روسیه در باره فورمت جدید مذاکرات صلح افغانستان، مبنی بر شرکت ایران در مذاکرت صلح افغانستان، گرچه یک امر تازه است و ایرانی ها شاید در آوردن صلح افغانستان بتوانند کمک کنند اما نفس طرح این قضیه از سوی روس ها، نه از سوی ایرانی ها، نه از سوی دولت افغانستان و نه از سوی طالبانی که از کمک های ایران بهره می گیرند؛ ما را به یاد خاطرات تاریخی می اندازد که روس ها در سال ۱۸۳۹ به دوست محمد خان پیشنهاد کرد که شاه قاجار ایران واسطه بین حاکمان محلی افغانستان، برای آشتی و صلح  گردد.

در زمان دوست محمد خان، روس ها تلاش داشتند که با برگ ایران در افغانستان بازی کند و آقا محمد خان قاجار را با دوست محمد خان همپیان علیه انگلیسی ها سازد. آن ها این کار را به عهده فرستاده ویژه، به نام سرگرد ویتکیویچ گذاشته بود. نتیجه آن همپیمانی و تلاش جنگ هرات بود که به آبروریزی شاه ایران و سرنگونی دوست محمد خان از قدرت منجر گردید.

روسیه در آن دوران، واقعا دنبال آشتی میان «دوست محمد خان» حاکم کابل و «کهندل خان» حاکم قندهار نبود. روسیه در آن زمان، ایران و هرات را سکوی پرش برای خودش به سوی هند می دید؛ آنان پای ایرانی ها را در قضایای افغانستان باز می کرد؛ تا توجه انگلیسی ها به سوی ایرانی ها معطوف گردد و حساسیت شان نسبت به روس ها تحریک نگردد.

روسیه در شرایط فعلی همان سیاست را در افغانستان دنبال می کند. روس ها می دانند که امریکایی ها نسبت به ایران حساس است. امریکایی ها مجبور اند که باید تمام حواس شان طرف ایرانی ها متمرکز کنند. روس ها  از این فرصت استفاده کند و از دید امریکایی ها خارج بماند. آنان با مطرح  کردن ایران در فورمت مذاکرت صلح افغانستان، قصد دارد که ذهن امریکایی ها را به سوی ایرانی ها معطوف کند. به باور بسیاری ها روس ها در عراق و سوریه نیز خوب توانسته با کارت ایران بازی کند و این کار را می خواهد در افغانستان نیز انجام دهد.

به نظر می رسد که چنین فورمت، به جای این که به کارایی صلح کند فقط یاران دور میز روسیه را اضافه خواهد کرد.

نتیجه

با توجه به بررسی کرونولوژیک فورمت های گفتگوها و مذاکره برای پایان جنگ در افغانستان، به نظر می رسد که به جز فورمت مذاکره رو در روی آمریکا و طالبان هیچ یک از میکانیزم های دیگر در طول این سال ها جواب نداد. اما فورمت های اخیر چهارجانبه با تمام دورهای گذشته، گفتگوهای صلح یک تفاوت بزرگ دارد؛ این تفاوت حضور پررنگ روسیه و اشتهای جدی این کشور در مسائل افغانستان در سه سال گذشته می باشد. به نظر می رسد، این موضوع ناشی از تغییر محاسبات استراتژیک روسیه در قبال افغانستان، آسیای میانه و حضور ایالات متحده در افغانستان می باشد. در همین حال، اما سوال بزرگ این است که چگونه فورمت دو جانبه گفتگوها میان آمریکا و طالبان توانست به مذاکرات صلحی منجر شود  که برایند بزرگ آن، اماده شدن یک توافق نامه جامع صلح بین آمریکا و شورشیان برای امضاء در فاز اول اش بود؟

Pin on Pinterest0Share on LinkedIn0Share on Google+0Tweet about this on TwitterShare on Facebook0

مطالب مشابه

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید