صلحی در کار نخواهد بود؛ چه باید کرد؟ |
صلحی در کار نخواهد بود؛ چه باید کرد؟

صلحی در کار نخواهد بود؛ چه باید کرد؟

عضو کمیسیون امنیت داخلی مجلس نمایندگان

محمدعارف رحمانی
عضو کمیسیون امنیت داخلی مجلس نمایندگان

۱۸ / اسد ۱۳۹۹ | ۰ دیدگاه
Image Title

۱- لویه جرگه غیرقانونی را چنان که خواستند برگزار کردند. با آجندای آن که از پیش تعیین شده بود. هیچ کس حق ندارد‌ بر غیرقانونی بودن و اجندای آن اعتراض کند. ورنه پاسبانانی مذکر و یا مونث مامور در جرگه به سرعت دهان‌ معترض را می بندد و کتک زنان از جرگه پرت‌ اش می کند!

۲- زندانی های اعدامی و حق العبدی و تریاک فروش و متجاوز طالب و بعضا داعش را به نام و عنوان همین لویه جرگه آزاد می کنند‌ و شاید به امتیازات موقتی از ناحیه اربابِ بزرگ خسته و در حال فرار نیز دست یابند و بس!

۳- اما تحقق یک صلح عادلانه و قطع دایمی جنگ اتفاق نخواهد افتاد. صلح بدون عدالت، صلح نیست. حد اکثر یک آرامش گورستانی و پایان ظاهری خشونت است و بس. جنگ هرچند برای مدتی کاهش خواهد یافت اما بدون تامین عدالت و برابری و در سایه استبداد طالبان سیاسی و نظامی( که بعدا همه یکجا خواهند شد) ادامه خواهد یافت.

۴- صد البته که آمریکایی های عزیز و خسته و فرسوده و شکست خورده، جانِ مبارک خود را از باتلاقی -که خود برای خویش ساخته اند- برگرفته و برای همیشه از این دیار خواهند رفت؛ آن ها از این پس نه دنبال مبارزه با تروریسم خواهند بود؛ نه دنبال تحکیم سازه های دموکراتیک و لیبرال سیاسی ؛ نه دل برای تحقق یک جامعه باز خواهند سوزاند و نه هم در بند حقوق بشر و حقوق زنان و گسترش آزادی مطبوعات، بیان و جامعه ای با نشاط و مفرح و دارای روابط مدرن و انسانی‌‌ خواهند بود!

بی تردید ایشان برای همیشه از این کشور فرار خواهند کرد و ما می مانیم و یک آینده بی نهایت تاریک!

۵- آیا ما به عنوان یک ملت که دل در گرو ارزش های جمهوری اسلامی داریم از این همه سیاهی و تباهی و فریب و فتنه چیزی دست مان آمده است؟ آیا به عنوان یک کتله دارای دغدغه واحد به این بیداری و هوشیاری رسیده ایم که از این پس‌ باید خود دست و آستین بالا بزنیم؟ یا این که ما نیز مایوس و سرخورده و افسرده باید در این کشور به سکوتی مرگ بار روی آوریم و یا این که راهِ دیار خارجه و فرنگ را در پیش گیریم؟

۶- قدر مسلم این است که با طالبان و اندیشه های تباه و قرون وسطایی آن ها نمی توانیم بسازیم، آرامش گورستانی ناشی از حکومت آن ها را نمی توانیم تاب بیاوریم و ارزش های فکری و سلوک استبدادی آن ها را نمی توانیم بپذیریم. به ویژه ارزش های عشیره ای و قبیله ای که آن ها به نام دین و افغانیت در قالب امارت بر ما تحمیل می کنند را هرگز قبول طبع مان نمی افتد.

۷- وقتی این اوضاع را در‌ نظر گیریم‌ و جمهوری غنوی موجود را که در بی عدالتی و استبداد و فساد و تبعیض و به کار گیری سیاست های اخلاقی و ناموجه و کاملا پوپولیستی با رنگ و لعاب قبلیوی و مدرن نمایی؛ دست کمی از امارت طالبانی ندارد؛ خاموشی و فراموشی و فرار این نسل هرگز موجه نمی نماید.

۸- ما باید برای آینده آماده شویم. آینده ای که در آن سناریوها و اتفاقات گوناگون و البته بعضا بسیار وحشتناکی متصور هست. آینده از چند ساریو برون نیست:

الف) طالبان را می آورند و امارت شان را طبق تعهداتی قایم و حاکم می کنند.‌ تحمل امارت قطعا دشوار خواهد بود و جنگ بدون توقف ادامه خواهد یافت.

ب) ترکیبی از امارت( نیم بند و متاثر از دوحه نشینی ها و نوگرایی ها و شادخواری ها) و جمهوریت ( لرزان و غنوده در فساد و فحشا و ناکارآمدی و قوم بازی و چپاول با رنگ و لعاب های دموکراتیک) را ایجاد خواهند و خواهران و برادران شان بر سر سفره قدرت و مواهب جمع خواهند شد: آتشی زیر خاکستر!

ج) وضع موجود( جنگ و گریز) ادامه خواهد یافت. دربدری و بی چارگی این مردم پایانی نخواهد داشت: کشتارها و ویرانی ها و خانه خرابی ها و آوارگی ها.

د) طالبان را به بهانه ها و بهایی قانع کنند و جمهوری خواهان غنوی را به بهانه ها و بهای دیگر و نوعی خود مختاری اعلام ناشده را برقرار سازند!

۹- با وجود همه این سناریوها یک چیز واضح و آشکار است که در این ۲۰ سال گذشته یک نسلی در میان خرابه دموکراسی کنونی و جنگ طالبانی؛ سر براورده است که نه امارت قرون وسطایی طالبان را می پذیرد و نه جمهوری غنوی سرشار از تبعیض و فساد و ناکارآمدی و قبیله گرایی را‌ و نه هم از این کشور و آب و خاک فرار می کنند. این نسل به دموکراسی و کرامت انسان و تدین و تمدن و زمین و آسمان این آب وخاک علاقه مند است و می خواهد به هر بهایی که شود در این کشور بماند و آینده را به نحو مطلوب به دست خویشتن بسازد!

۱۰-  این نسل متعهد و متفاوت در میان همه شهروندان و اقوام وجود و حضور دارد. اگر از اقوام گوناگون صرفا۱۵٪ این نسل برخیزند و متحد شوند و در فضای مختلف یارگیری نمایند خواهیم دید که همان اکثریت خادم و خاموش شکل خواهد گرفت و برای حفظ ارزش ها و هستی و کیان این آب و خاک کافی خواهد بود! ما باید این نسل بیدار پراکنده را متحد نماییم و برای عبور از تاریکی های تحجهر و تبعیض و فساد برانگیزیم و به رهبری و ساختن آینده آماده کنیم!

این مقاله برای خبرنامه نگاشته شده و دیدگاه های که در آن آمده، مختص نویسنده آن می‌باشد و لزوما بازتاب سیاست نشراتی خبرنامه نیست.

Pin on Pinterest0Share on LinkedIn0Share on Google+0Tweet about this on TwitterShare on Facebook0

مطالب مشابه

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید