دلایل ناپایداری روابط

شاید اغلب تعجب کنید که چه اشتباهی در گذشته رابطه عاطفی تان رخ داده که حتی وقتی همه چیز خوب پیش می رود، ناگهان از هم جدا می شوید. گاهی فراموش می کنید که چیزهای کوچکی مثل یک رفتار یا انجام یک عمل کوچک که در گذشته رها شده می تواند از دلایل اصلی باشد که به تدریج منجر به جدایی تان می شود. برای درک بهتر، ما در این نوشتار به 5 دلیلی پرداخته ایم که از نظر روانشناختی از چرایی و دلایل ناپایداری روابط بحث می کند.

به این دلایل ناپایداری روابط دقت کنید:

مطلب مرتبط: ۷ راهبرد روانشناختی برای تقویت روابط عاشقانه

1. دلایل ناپایداری روابط؛ هیچ وقت از هم در مورد خواسته هایتان نمی پرسید

یکی از دلایل ناپایدرای روابط توجه نکردن به خواسته های یکدیگر است. خیلی از زوج‌ها فقط به کارهایی فکر می‌کنند که آرزو می‌کنند می‌توانستند انجام دهند، اما هرگز آن را با شریک زندگی خود در میان نمی‌گذارند. در واقع آن ها از واکنش شریک عاطفی خود احساس خجالت یا ترس می کنند که باعث می شود مانع گفتن آن شود. وقتی می نشینید و منتظر تغییر هستید، ناگهان در میان روزهایی که فکر می کنید همه چیز خوب و رو به راه است اتفاقی می افتد که اصلا انتظارش را ندارید. در این موقع یکی از شما به رابطه پایان می دهید. وقتی از خواسته و آرزوهایتان برای یگدیگر حرف نزنید، چطور توقع دوام یک رابطه را دارید؟

لینک مرتبط: اختلاف در زندگی مشترک: چگونگی حل اختلافات در روابط عاشقانه

2. دلایل ناپایداری روابط؛ نمی توانید نه بگویید

اکثر افراد اهمیت نه گفتن را فراموش می کنند. نه تنها برای سلامت جسمی بلکه برای سلامت روان نیز شما نیاز به نه گفتن دارید. وقتی به هر چیزی از جانب مقابلتان بله می گوید، وارد گودالی از حس بد می شوید. شما در واقع کارهایی را انجام می دهید که دوست ندارید و این شما را افسرده می کند. نه گفتن به شریک زندگی‌تان به خاطر پرخوری، رابطه جنسی که نمی‌خواهید، یا نه گفتن به خاطر کار انجام کارهایی که شریک عاطفی تان از شما می خواهد، خیلی مهم است. اگر نمی توانید نه بگویید، پس منتظر پایان این پیوند پوچ باشید.

مطلب مرتبط: این تست زندگی عاشقانه و نگرش شما به روابط عاطفی را آشکار می کند

3. نداشتن خط قرمز و ندادن اهمیت مرزهای تعیین شده

شما نیاز دارید تا مرزهایی سالم برای رابطه خود ایجاد کنید. نه تنها تعیین مرزها و خطوط قرمز در رابطه مهم است، بلکه باید همه آن ها را عملی و اجرایی کنید. در غیر این صورت ترسیم آن ها هیچ فایده ای وجود ندارد. اگر خطوط قرمز و حد و مرزها ترسیم کنید و اما به عملی شدن آن ها اهمیت ندهید، به شریک زندگی خود اجازه می دهید فکر کند که خواسته های شما چندان هم جدی نیست و می تواند شما را نادیده بگیرید.

لینک مرتبط: روابط زناشویی؛ ۱۴ مورد برای زندگی عاشقانه و پایدار

4. دنیای شما حول محور شریک زندگی شما می چرخد

این سناریو چیزی جز حس ناامنی، احساس شک به خود و عدم اعتماد به نفس نیست. وقتی تنها زمانی که با شریک زندگی خود هستید، احساس خوبی دارید و حضور او باعث می شود ترسی نداشته باشید، باید بدانید که در رابطه ای ناسالم قرار دارید. شما با این رفتار کنترل زندگی خود را به دست شخص دیگری می سپارید. در واقع به او اجازه می دهید زندگی شما را نابود کند. نه فقط این، بلکه به شریک زندگی خود نیز فشار می آورید و او را نیز خسته می کنید. وقتی به این نقطه برسید، رابطه شما برای همیشه از بین می رود.

باید به خاطر داشته باشید که سلامت جسمانی و روحی شما، مسئولیت خود شما است نه شریک زندگی تان. به مستقل شدن خود فکر کنید. سعی کنید اعتماد به نفس خود را بالا ببرید. عین حال که با همسر خود زندگی می کنید، متکی به خود باشید.

مطلب مرتبط: عشق به خود؛ آیا خودتان را عاشقانه دوست دارید؟

5. نرسیدن به بلوغ عاطفی

سطح بلوغ در یک فرد عنصر اصلی در حفظ رابطه است. مهم نیست که یک فرد چقدر در حرفه و زندگی خود موفق باشد. اگر از نظر عاطفی نابالغ باشد، رابطه او همیشه با شکست مواجه خواهد شد.

با این 5 دلیل و پیدا کردن راه حل های مناسب می توانید به روابط پایدار دست پیدا کنید.