رابطه تحت رهبری زن

در یک رابطه تحت رهبری زن، زن رئیس خانواده یا رابطه است. او شریک غالب یک رابطه است که تصمیم می گیرد، در حالی که شریک زندگی اش همیشه موافق او است. پیش از این زنان، مردان را به عنوان شخصیت مقتدر یک زندگی مشترک می دانستند. اما اکنون پویایی قدرت در حال تغییر است و زنان دیگر از به دست گرفتن رهبری دریغ نمی کنند.

در رابطه تحت رهبری زن، او رابطه را رهبری می کند. او اختیار دارد و رابطه را مدیریت می کند. حتما تعجب می کنید که چگونه؟ این مطلب انواع مختلف روابط تحت رهبری زنان و مزایا و معایب آن ها را توضیح خواهد داد. به خواندن ادامه دهید.

انواع رابطه تحت رهبری زن

روابط تحت رهبری زن را می توان بر اساس سطح شدت به چهار نوع مختلف طبقه بندی کرد.

کنترل پایین

در این نوع رابطه زن از اختیارات متوسطی برخوردار است و تصمیمات خانوادگی پس از گفتگو با مرد توسط زن گرفته می شود. در حالی که مرد به او اجازه چنین کاری را می دهد گاهی نیز در در تصمیمات دخالت می کند، اما به طور کلی زن بیشتر سناریوها را رهبری می کند.

کنترل متوسط

در این نوع رابطه، زن برای مدتی نقش یک رهبر را بازی می کند و هر از گاهی بر تصمیمات مرد غالب است. این کار نه تنها اعتماد به نفس او را افزایش می دهد، بلکه روحیه او را نیز بالا می برد و رابطه آن ها را عمیق تر و مثبت تر می کند. مرد اغلب از نقش مسلط زن خود لذت می برد و به خواسته های او پایبند است. زن معمولا همه تصمیمات روزمره را می‌گیرد، اما تا محدوده‌ ای که هر دو به آن توافق کرده باشند.

کنترل تعریف شده

در این نوع روابط تحت رهبری زن، زن نه تنها بیشتر تصمیمات را می گیرد، بلکه نقش و مسئولیت مرد را نیز بر عهده می گیرد. با این حال، محدوده تسلط و کنترل او تعریف شده است. این کار سبب رضایت و خوشحالی هر دو شده و هر دو می فهمند که مرزی برای این کنترل وجود دارد.

کنترل شدید

در این نوع رابطه، کنترل افراطی توسط زن اعمال می شود. مرد بدون قید و شرط از همسر خود اطاعت می کند. این نوع رابطه برای زنانی است که دوست دارند قدرت نهایی را در روابط خود داشته باشند.

قوانین یک رابطه تحت رهبری زن

رابطه تحت رهبری زن با چندین قانون تعریف می شود. بعضی از آن ها عبارت اند از:

  • زن بیشتر تصمیمات مربوط به خانواده و مسائل داخلی را می گیرد. مرد قبل از تصمیم گیری نهایی نظر خود را به اشتراک می گذارد. اما قبول یا رد آن بر عهده زن است.
  • زن با اقتدار و قاطعیت مرد را به طور فعال ترغیب می کند تا هرگونه عادت بدی مانند سیگار کشیدن را ترک کند.
  • وظایف خانه – مانند پخت و پز و نظافت – به طور مساوی بین زن و مرد تقسیم می شود.
  • زن تصمیمات مالی را می گیرد و مرد می تواند با اعتماد به این که همسرش به امور رسیدگی خواهد کرد، مشغول باقی امور کاری اش باشد.
  • تصمیمات زن در مورد حضور در رویدادها و اجتماعات و دورهمی های دوستانه و خانوادگی نهایی است.

حال سوال این جاست که چرا مردها می پذیرند که مطیع همسرشان باشند؟ به این دلیل که بودن در یک رابطه تحت رهبری زن مزایای خاصی وجود دارد. در بخش بعدی متوجه خواهید شد که چه چیزی مردان و زنان را برای داشتن رابطه تحت رهبری زن تشویق می کند.

چرا زنان به دنبال یک رابطه تحت رهبری زن هستند؟

  • درصد زیادی از زنان وجود دارند که دوست دارند در یک رابطه تحت رهبری زن باشند، زیرا کنترل کاملی بر روی همه چیز دارند – از مدیریت آشپزخانه گرفته تا امور مالی، آن ها می توانند در همه چیز مختار داشته باشند و آزادانه عمل کنند.
  • زنان بر این باورند که این فرصت را به دست می آورند تا همسران خود را مطابق انتظارات خود “تغییر” دهند.
  • در این روابط جنگ قدرت وجود ندارد. بلکه بدون درگیری با صلح بیشتر و عدم استرس و تنش مسئولیت ها را بین هم تقسیم می کنند.

چرا برخی از مردان به دنبال یک رابطه تحت رهبری زن هستند؟

ممکن است تعجب کنید که چرا مردی بخواهد کنترل خود را به همسرش واگذار کند. در این جا چند دلیل وجود دارد که برخی از مردان با میل و خوشحالی وارد رابطه ای تحت رهبری زن می شوند.

  • مردانی هستند که این پویایی قدرت را دوست دارند. مردی که به میل خود با این نوع رابطه موافقت می کند، بدش نمی آید که تحت سلطه همسرش باشد. حتی ممکن است بیشتر جذب زنش شود.
  • هنگامی که یک زن کنترل رابطه را در دست دارد، مرد فکر می کند که مجبور نیست برای گرفتن تصمیمات سختی که بر او، همسرش و رابطه آن با همدیگر تاثیر می گذارد، زحمت بکشد و خودش را اذیت کند.
  • یک مرد می تواند از آرامش در خانه لذت ببرد زیرا بین او و همسرش جنگ قدرتی وجود ندارد.
  • برخی از مردانی که اجازه داده اند تمام تصمیمات زندگی ‌شان توسط یک زن، مانند مادرش گرفته شود، ترجیح می‌دهند که مسئولیت زندگی مشترکش نیز بر عهده یک زن باشد.
  • مردان ممکن است بخواهند روی چیزهای دیگری مانند پیشرفت شغلی خود بیشتر تمرکز کنند.

معایب روابط تحت رهبری زن

البته در این نوع رابطه نکات منفی نیز وجود دارد. برخی از مسائل عبارتند از:

  • مردی که تسلیم چنین رابطه شده، ممکن است از مخالفت با همسر خود وحشت داشته باشد. و حتی این رابطه برای او سالم نباشد.
  • یک رابطه با کنترل زن یا ازدواج می تواند تحت تاثیر انگ اجتماعی یا دیدگاه های سنتی جامعه قرار بگیرد.
  • گاهی نیز زنان بدون صحبت با شریک زندگی خود تصمیمات نامطلوبی می گیرند. که سبب می شود مرد با احساس بی ارزشی؛ فکر کند هیچ جایی در آن رابطه ندارد.

مهم نیست که در چه نوع رابطه ای هستید – هر رابطه مجموعه ای از مسائل خاص خود را دارد. بنابراین، حفظ تعادل سالم بسیار مهم است. رابطه ای که در آن زن کنترل شدیدی روی امور دارد برای اکثر مردم گزینه مناسبی نیست. زیرا برای مرد قبول چنین شرایطی بسیار سخت است. شما باید با شریک زندگی خود صحبت کنید و تصمیم بگیرید چه مسئولیت هایی را بر عهده بگیرید تا بتوانید هر دو به یک اندازه در زندگی مشترک خود نقش داشته باشید.

چگونه در روابط تحت رهبری زن تعادل ایجاد کنیم؟

زنانی که در رابطه تحت رهبری زن مسئولیت دارند، نقش مهمی در حفظ تعادل مورد نیاز خود در رابطه را دارند. ساده ترین کار این است که مردتان را تشویق کنید تا ابتکار عمل را به دست بگیرد. او همچنین باید به رابطه دو نفری خود کمک کند و فقط یک عضو منفعل خانواده نباشد. از طرفی تسلط به معنای بی احترامی نیست. زن باید همیشه به شریک زندگی خود احترام بگذارد و قبل از تصمیماتی که بر زندگی هر دو تاثیر می گذارد، نیازها و خواسته های همسر خود را در نظر داشته باشد. احترام متقابل برای همه روابط ضروری است.

اگر بخشی از یک رابطه تحت رهبری زن است و احساس می کنید ممکن است تعادل در رابطه به هم بخورد، باید نگاهی به نحوه برقراری ارتباط خود و شریک زندگی تان بیندازید. موضوع را با همسرتان در میان بگذارید و ببینید چه احساسی دارد. همچنین اگر می خواهید تعادل بهتری برقرار کنید، می توانید به مشاور خانوادگی مراجعه کنید.

تغییر سبک زندگی مشترک

با تغییر پویایی در زنان، مدل ‌های سنتی مردسالار اکنون جای خود را به روابط تحت رهبری زن داده است. جایی که زنان دست بالایی در تصمیم گیری دارند و تسلط بیشتری بر اوضاع. شما می توانید بر اساس استقلال زن، چنین روابطی را به روابطی با کنترل کم، متوسط، تعریف شده یا شدید طبقه بندی کنید. در حالی که این نوع رابطه ها ممکن است به عنوان یک انحراف از هنجار در نظر گرفته شوند، شرکای درگیر عمدتا چنین سیستمی را برای نظم دادن به زندگی خود ترجیح می دهند. زنان از به عهده گرفتن مسئولیت لذت می برند. در حالی که مردان مشتاق هستند که مسئولیت کمتری را به دوش بکشند. در نهایت، مسئولیت حفظ تعادل سالم بر عهده هر دو است تا هیچ یک از آن ها احساس ناراحتی، بی ارزشی یا نادیده گرفته شدن نکنند.