فلسفه شب یلدا

شب یلدا، نزدیک 2000 سال است که در 30 ام آذر (قوس) هر سال گرامی داشته می‌شود.یلدا به عنوان طولانی‌ترین شب سال، نوید پایان کوتاه شدن روزهاست. به نظر می رسد که شب یلدا با تولد خدای روشنایی، فروغ و نور یعنی مهر یا میترا قرابتی داشته باشد.

واژه یلدا از زبان سریانی به معنای زایش گرفته شده است. کلمه شب چله که مترادف با شب یلداست هم براساس چهل روز اول زمستان یعنی «چله بزرگ» و بیست روز بعد از آن یعنی«چله کوچک» گرفته شده است. یلدا از گذشته‌های دور تا به امروز در قلمرو جغرافیایی افغانستان و ایران تا محدوده آسیای میانه همواره مورد توجه و گرامیداشت بوده است. شب یلدا و بزرگداشت آن دارای پیشینه ای طولانی است. توجه به فلسفه شب یلدا کافی است برای تلاش در جهت آشنایی با عظمت فرهنگ و تاریخ این منطقه.

فلسفه شب یلدا؛ شب یلدا در نوشته های تاریخی مورخان مسلمان

از نکات قابل توجه این شب، تقارن آن با عید رومیان بوده که با میلاد حضرت مسیح همراه است. آنچنانکه ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه( صفحه 363) بدان اشاره داشته و بر لزوم گرامیداشت این شب صحّه می‌گذارد.

در کتاب زین الاخبار گردیزی(صفحه 493) در جدول اعیاد و روزهای مسیحیان، از این شب یاد شده و او این شب را شب میلاد حضرت مسیح دانسته است.

ادبیات و تاریخ ما با این شب گره خورده است. آن چنانکه کنایه از طولانی بودن، سیاهی و تاریکی را به شب یلدا تشبیه کرده اند. به خصوص آنکه تاریخ این منطقه با نبرد اهورامزدا (روشنایی و خیر) و اهریمن (تاریکی و شر) گره خورده است. سیاهی و تاریکی همیشه ترسناک بوده است. از زمان وجود انسان، شب و تاریکی به طور کلی مادر شر تلقی شده و هر آنچه می درخشد، به ویژه خورشید، مقدس شمرده شده است. تاریکی همواره یک مشکل بوده است.

به واقع می توان گفت که هدف از برگزاری این جشن از یک سو جلوگیری از شری است که در تاریکی طولانی ترین شب سال می آید. از سوی دیگر با مشاهده طلوع خورشید پایان شر را شاهد خواهیم بود. سرمای شدید زمستان هم کار اهریمنی است که تلاش دارد تاریکی را بر روشنایی چیرگی دهد. به همین دلیل در جشن ها همواره آتش روشن می شود که نشان از سرکشی در برابر سرمای شدید دارد.

مطلب مرتبط: ۷ ایده جذاب که شب یلدای زیبا و به یاد ماندنی داشته باشید!

ادبیات فارسی و شب یلدا

همانطور که گفتیم ادبیات ما هم با شب یلدا پیوند ناگسستنی دارد. شاعران شیرین سخن پارسی گوی، آن زمان که از طولانی بودن انتظار و تاریکی داد سخن می دادند؛ آن را به شب یلدا تعبیر می کردند.

به این مثالها توجه فرمائید:

«این چشم بیمار معرکه می‌‏کرد، رستم شده بود، بجان شاعر ناتوان افتاده بود و دست ‏بردار نبود. غزل به درازى شب یلدا بود و صداى شاعر هم هر لحظه اوج بیشترى می‌گرفت و ابیات آردوار از زیر سنگ آسیابش بیرون می‌ریخت!»

در نثری دیگر، نویسنده طولانی بودن نوشتار را به شب یلدا تعبیر کرده است.

«پس حسب الامرش، حضرات مذکوره، طومار رضانامه طولانى، مانند شب یلدا نوشتند و آن را چون کاهکشان پرستاره، به امهار معتبرین، مزین و مجلس ‏آرا نمودند.»

و در متنی دیگر، سیاهی و تاریکی به شب یلدا مثال زده شده است.

«چشم از مشاهده آن خیره و روز اعدا از بلندى غبار آن هیجا، مانند شب یلدا تیره گردید!»

فلسفه شب یلدا؛ اهمیت این شب

با تمام این اوصاف، به نظر می‌رسد که اهمیت و شب‌زنده‌داری درشب یلدا، بیشتر به خاطر پایان تاریکی و غلبه روشنایی در بامداد آن است. آن چنانکه متون ادبی و تاریخی گواه آن است.

«چون شب یلداى‏ انتظار، به صبح فتح آرزو عقیم شد و ماه طلعت امل، در عقده خسوف متوارى ماند.»

«شب یلدا اگرچه دراز بود، زایل شود، و صبح جهان افروز روى نماید.»

«شاهى که به هنگام وغا در صف هیجا/////ظلمت بزداید به سنان از شب یلدا»

بر همین اساس روز پس از یلدا را روز خورشید و روشنایی (خور یا خرم روز) می نامیدند. این شب به صورت کنایه به عنوان پایان تاریکی‌ها، نگرانی‌ها و انتظارها تعبیر شده است.

پس گزافه نیست اگر بگوئیم اهمیت شب یلدا، به روشنایی صبح فردای آن است.