احساس تنهایی در زندگی مشترک

وقتی دست به دامن کسی می شوید که حتما با او ازدواج کنید، ممکن است فکر کنید که برای یک زندگی مشترک آماده اید. زمانی که به فرد رویایی تان می رسید إحساس می کنید که تنهایی تان پایان یافته است. همان طور که آهنگ پل مک کارتنی می گوید “دیگر شب های تنهایی نیست”. اما متأسفانه، همیشه این طور نیست.احساس تنهایی بعد ازدواج زندگی میلیون ها زوج را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار می دهد. این إحساس زمانی رخ می دهد که زن یا مرد فکر می کند به لحاظ عاطفی فراموش شده است.

تنهایی برای بسیاری از زوج ها واقعی است. اما چرا شما و یا شریک زندگی تان گاهی احساس تنهایی می کنید؟ ازدواجی که تصور می کردید پناهگاه امن شما باشد. دلایل زیادی وجود دارد که زوج ها ممکن است در زندگی مشترک شان إحساس تنهایی کنند. دلایلی که حتی در برخی موارد منجر به روابط خارج از رابطه زناشویی  می شود. بنابراین بیایید نگاهی دقیق‌تر به برخی از متغیرهایی بیندازیم که می‌توانند باعث ایجاد تنهایی در زندگی مشترک شوند.

 

1. ترس از همسر

اگر با فردی ازدواج کرده اید که از نظر عاطفی و روانی آزاردهنده است، شکی نیست که دوره های طولانی تنهایی را تجربه می کنید. اگر همسرتان رفتار پرخاشگرانه دارد یا مدام عصبانی می شود قطعا شما از او می ترسید. این ترس باعث می شود که زمان زیادی را از او کناره گیری و دوری کنید. این فاصله و دوری باعث إحساس تنهایی در شما می شود. علاوه بر این، در سال‌های اولیه ازدواج، ممکن است شریک زندگی‌تان شما را از خانواده و یا دوستان‌تان منزوی کند. این باعث می شود که إحساس کنید کسی را ندارید تا با او حرف بزنید. فاصله از خانواده و دوستان تان نیز باعث ایجاد احساس تنهایی می شود.

2. احساس تنهایی بعد ازدواج؛ برنامه های کاری دیوانه کننده

شما و شریک زندگی تان ممکن است مانند کشتی هایی باشید که در شب در حال عبور هستند. شاید یکی از شما بعد از این که دیگری خواب است به خانه بیاید یا قبل از بیدار شدن دیگری، خانه را ترک کند. اگر چنین است نمی‌توانید ارتباط زیادی با هم برقرار کنید. برای ساعت های طولانی با هم در مورد اتفاقات ریز و درشت زندگی تان حرف بزنید. چنین وضعیتی منجر به ایجاد شکافی جدی در تار و پود رابطه شما می شود.

زمانی که شغل یا فرزندان خود را بر شریک زندگی خود اولویت می دهید، استحکام رابطه شما تضعیف می شود. البته، هم شغل وهم فرزندان نیاز به توجه دارند، اما نه به بهای فروپاشی زندگی مشترک تان. فراموش نکنید که باید تعادل در تمام جنبه های زندگی مشترک تان وجود داشته باشد.

 

3. عدم حمایت عاطفی

گاهی ممکن است اتفاقات ناگواری برای تان در زندگی به وجود بیاید. در چنین شرایطی انتظار دارید که شریک زندگی‌تان در کنار شما باشد و از شما حمایت کند. به شما کمک کند تا شرایط تان بهبود پیدا کند. اما اگر بارها از نظر عاطفی احساس کنید که در موقعیت های دشوار شریک زندگی تان از شما حمایت نمی کند، إحساس تنهایی و تنفر برای تان ایجاد می شود.

به عنوان مثال، فرض کنید پدر 90 ساله شما فوت کرده است و شما ویران شده اید. در چنین موقعیتی، شریک زندگی تان  چیز زیادی نمی گوید یا صرفا می گوید: خب، او عمر طولانی داشت.او در جای بهتری است. روشن است که شما نمی خواهید این کلیشه های رایج را بشنوید. بلکه انتظار دارید که او دراین زمان دشوار برای تان یک تکیه گاه است.  بنابراین اگر این حمایت های عاطفی در رابطه تان وجود نداشته باشد و شریک زندگی تان به طور مداوم همدلی زیادی از خود نشان ندهد، بدون تردید إحساس تنهایی در درون تان به وجود می یاد.

4. احساس تنهایی بعد ازدواج؛ عدم صمیمیت جنسی

در ازدواج هایی که یک یا هر دو طرف تنها هستند، به ندرت زن و شوهر به هم عشق می ورزند. به علاوه، نوازش ها و شوخی های کوچک مثل بوسه صبح بخیر، هم آغوشی، نیشگون گرفتن از پشت و غیره، ممکن است به کلی نادیده گرفته شود.این محبت ها و نوازش های کوچک ممکن است زیاد مهم به نظر نرسد اما آن ها مقدمه صمیمیت برای رابطه جنسی هستند. اگر هیچ یک از آن ها را تجربه نمی کنید، احتمال این که دچار احساس تنهایی شوید، زیاد است.

5. عدم وجود زمان کافی

اگر شما و همسرتان 20 دقیقه در هفته یکدیگر را بین بردن بچه ها به فوتبال و باله و برنامه کاری طاقت فرسا رامی بینید، قطعا إحساس تنهایی برای تان به وجود می آید. نگذاشتن وقت کافی برای هم باعث می شود تا ارتباط تان را با هم از دست بدهید و کم کم حضور همدیگر را فراموش کنید.

به گفته جین اهم، مهم نیست که چقدر یکدیگر را می‌شناسید، با گذشت زمان، چیز جدیدی برای کشف وجود خواهد داشت، از جمله علایق، اشتیاق، آرزوها و حتی دوستان یا دشمنان. بنابراین، ارتباط مؤثر و زمان کافی برای هم، نقش مهمی در حفظ یک رابطه ایفا می کند و از خسته کن شدن آن جلوگیری می کند.

6.  احساس تنهایی بعد ازدواج؛ زخم های قدیمی التیام نیافته

در برخی موارد، شکاف به دلیل زخم های التیام نیافته قبلی که در اوایل ازدواج رخ داده است، به وجود می آید. موارد زیادی وجود دارد که در اوایل ازدواج، اتفاقی می افتد که هرگز فراموش نمی شود. مثلا ممکن است مادرشوهر در اوایل ازدواج در زندگی پسر و عروسش مداخله کرده باشد. با وجودی که ممکن است سال ها از آن ماجرا بگذرد اما عروس آن مداخله و اتفاق را فراموش نمی کند.

در این شرایط ممکن است، شوهر در میان رابطه زن و مادرش گیر کند. او شاید احساس کند که باید طرفی را بگیرد. این به احساس تنهایی او در زندگی مشترک منجر می شود. زیرا او إحساس می کند که نمی تواند با همسر یا مادرش در مورد احساسات خود شفاف و روراست  صحبت کند. بنابراین باید زخم های کهنه التیام یابد. مشکلات گذشته حل شود و در گذشته دفن شود. تا زندگی مشترک تان نابود نشود.