جدیدترین اخبار روز جهان
رزرو تبلیغات
خواندن 10 دقیقه
1.5
(2)

مریلین ووس ساوانت: در تاریخ فرهنگ عامه، بعضی آدم‌ها نه فقط به خاطر یک استعداد خاص، بلکه به خاطر رابطه عجیبی که با ذهن مردم برقرار می‌کنند مشهور می‌شوند. مریلین ووس ساوانت دقیقاً از همان دسته است. شهرت او صرفاً از این‌که «باهوش» بود نیامد؛ بلکه از این‌جا آمد که نشان داد مردم حتی وقتی با منطق ساده روبه‌رو می‌شوند، حاضرند با تمام وجود با آن بجنگند.

او نویسنده‌ای بود که به‌جای داستان و خیال، با واقعیت ذهن انسان سروکار داشت؛ با اشتباهات رایج فکری، با پیش‌فرض‌هایی که آن‌قدر طبیعی به نظر می‌رسند که کسی جرئت نمی‌کند زیر سؤالشان ببرد. ستون پرسش و پاسخ او به‌تدریج تبدیل شد به آزمایشگاهی عمومی برای بررسی این‌که مردم چطور فکر می‌کنند — و مهم‌تر، چطور اشتباه فکر می‌کنند.

کودکی، خانواده و شکل‌گیری ذهن تحلیلی مریلین ووس ساوانت

ووس ساوانت در خانواده‌ای رشد کرد که دانش و یادگیری در آن ارزش محسوب می‌شد. نام خانوادگی‌اش حتی ریشه در واژه‌ای داشت که به فرد اهل دانش اشاره می‌کرد؛ گویی سرنوشتش از همان ابتدا به تفکر گره خورده بود. او از کودکی بیشتر از پاسخ دادن، به پرسیدن علاقه داشت. بسیاری از اطرافیانش متوجه شدند که نوع نگاه او به مسائل متفاوت است: به‌جای حفظ کردن، دنبال الگو می‌گشت.

در نوجوانی علاقه‌اش به فلسفه شکل گرفت. فلسفه برایش صرفاً بحث انتزاعی نبود؛ ابزاری بود برای دیدن اشتباهات بدیهی انسان. او مدتی در دانشگاه فلسفه خواند اما مسیر زندگی‌اش خیلی زود به سمت دنیای واقعی‌تر پیچید: کار، تجارت خانوادگی و بعد نوشتن. نوشتن برای او راهی بود برای ادامه همان کار قدیمی ذهنی: پرسیدن سؤال‌هایی که مردم فکر می‌کنند جوابشان را از قبل می‌دانند.

مهاجرت به دنیای رسانه

پس از مدتی فعالیت در کسب‌وکار خانوادگی، به نیویورک رفت تا نویسندگی را جدی دنبال کند. برخلاف بسیاری از نویسندگان، او با داستان و ادبیات شروع نکرد. اولین فعالیت‌هایش حول آزمون‌های هوش و توضیح عملکرد ذهن انسان بود. او تلاش می‌کرد نشان دهد «باهوش بودن» فقط به معنی سریع جواب دادن نیست؛ بلکه یعنی دیدن چیزی که بقیه نمی‌بینند.

این نگاه خیلی زود توجه رسانه‌ها را جلب کرد. مجله Parade magazine از او خواست به پرسش‌های خوانندگان پاسخ دهد. قرار بود یک مطلب کوتاه باشد. اما واکنش مردم آن‌قدر شدید بود که ستون دائمی شکل گرفت.

نام ستون ساده بود: از مریلین بپرسید.

ولی چیزی که در آن رخ می‌داد ساده نبود.

شهرت و بحث بهره هوشی مریلین ووس ساوانت

نام او زمانی فراگیر شد که رکوردی مربوط به ضریب هوشی منتشر شد و رسانه‌ها به سرعت آن را دست به دست کردند. جامعه عاشق رتبه‌بندی است؛ مردم دوست دارند بدانند «باهوش‌ترین» چه کسی است. اما خود او دیدگاه متفاوتی داشت.

او بارها گفت اندازه‌گیری هوش مانند اندازه‌گیری قد نیست. ذهن مجموعه‌ای از توانایی‌هاست: تحلیل، شهود، حافظه، خلاقیت، و توانایی دیدن ساختارهای پنهان. آزمون‌ها فقط بخش کوچکی از این را می‌سنجند. در واقع، او بیشتر از هرکس دیگری به محدودیت این آزمون‌ها اشاره کرد. شهرتش از عدد شروع شد، اما حرفش این بود که عدد اهمیت ندارد.

و این تناقض جالبی بود: مشهورترین فرد در آزمون هوش، منتقد جدی آزمون هوش.

ستون «از مریلین بپرسید»: آزمایشگاه عمومی منطق

ستون او فقط محل پاسخ دادن نبود؛ میدان نبرد بود.

خوانندگان سؤال می‌فرستادند: معما، احتمال، تصمیم‌گیری، حتی مشاوره زندگی. او پاسخ می‌داد — معمولاً کوتاه، واضح و منطقی. و بعد سیلی از نامه‌ها می‌رسید که می‌گفتند او اشتباه می‌کند.

نه یکی دو نامه. هزاران نامه.

جالب این بود که بیشتر مواقع او درست می‌گفت.

این ستون کم‌کم نشان داد انسان‌ها بیشتر از آن‌چه فکر می‌کنند، در برابر منطق مقاومت می‌کنند. مردم وقتی جواب شهودی دارند، حاضر نیستند آن را کنار بگذارند حتی اگر اثبات خلافش روبه‌رویشان باشد.

هیچ چیز این را بهتر از مسئله‌ای که بعدها مشهور شد نشان نداد.

بیشتر بخوانید: ۷ حقیقت تلخ که ما معمولاً خیلی دیر می‌فهمیم (اما اگر الان بفهمیم، خیلی کمتر غصه می خوریم)

جنجال بزرگ: مسئله مونتی هال

ریشه سؤال از یک مسابقه تلویزیونی شبیه Let’s Make a Deal می‌آمد.

تصور کنید سه در وجود دارد. پشت یکی جایزه است و پشت بقیه چیزهای بی‌ارزش. شما یکی را انتخاب می‌کنید. مجری که محل جایزه را می‌داند، یکی از درهای اشتباه را باز می‌کند و به شما پیشنهاد می‌دهد انتخابتان را عوض کنید.

اکثر مردم بلافاصله می‌گویند: «فرقی ندارد.»

او گفت: فرق دارد. و بهتر است عوض کنید.

وقتی پاسخ منتشر شد، هزاران خواننده اعتراض کردند. دانشجویان، معلمان، حتی استادان دانشگاه نوشتند که او اشتباه کرده است. بعضی‌ها با خشم، بعضی با تمسخر.

چرا؟

چون شهود انسانی می‌گوید وقتی دو گزینه باقی مانده، شانس برابر است. ذهن ما به‌ شدت به تقارن علاقه دارد. اما واقعیت احتمال‌ها داستان دیگری می‌گوید: اطلاعات جدید باعث تغییر توزیع احتمال می‌شود.

ستون بعدی منتشر شد. او از پاسخ خود دفاع کرد.

اعتراض‌ها شدیدتر شد.

ماجرا آن‌قدر بزرگ شد که روزنامه نیویورک تایمز درباره‌اش نوشت. مدارس آزمایش انجام دادند. کلاس‌ها رأی‌گیری کردند. دانش‌آموزان نتیجه را دیدند و نظرشان عوض شد.

نکته مهم این نبود که پاسخ درست چیست. نکته این بود که انسان‌ها چقدر در پذیرش خطای شهودی خود مقاومت می‌کنند.

این ستون تبدیل شد به یکی از مشهورترین بحث‌های تاریخ تفکر عمومی درباره احتمال.

واکنش عمومی و تمسخر غیرمستقیم

پس از انتشار پاسخ مریلین ووس ساوانت به مسئله مشهور درها، واکنش عمومی فراتر از انتظار او بود و حتی از یک بحث علمی معمولی عبور کرد. هزاران خواننده برایش نامه فرستادند و بسیاری از آن‌ها لحن تمسخرآمیز داشتند. برخی صریحاً نوشتند که چنین اشتباه آشکاری از کسی با شهرت و سابقه او در زمینه هوش بعید است و حتی چند استاد دانشگاه تحلیل او را با قطعیت رد کردند. این موج اعتراض‌ها و تمسخرها بیشتر از طریق نامه‌ها و رسانه‌ها شکل گرفت و عملاً نوعی تمسخر عمومی اما غیرحضوری را ایجاد کرد که نشان می‌داد حتی ذهن‌های بزرگ هم می‌توانند زیر فشار دیدگاه‌های جمعی مورد نقد شدید قرار بگیرند.

شدت واکنش‌ها باعث شد رسانه‌های گسترده، از جمله روزنامه نیویورک تایمز، نیز به این موضوع توجه کنند و ماجرا را بازتاب دهند. با این حال، آزمایش‌هایی که بعدها در مدارس و کلاس‌های آموزشی انجام شد، نشان داد که تحلیل اولیه ساوانت صحیح بوده است. این تجربه نه تنها نشان‌دهنده قدرت شهود نادرست انسان در مسائل احتمالاتی بود، بلکه به‌خوبی آشکار کرد که چگونه جامعه، حتی بدون مواجهه حضوری، می‌تواند فردی را تحت فشار قرار دهد و به شکلی غیرمستقیم او را مورد تمسخر قرار دهد. در نهایت، این اتفاق تبدیل شد به نمونه‌ای مشهور از مقاومت انسان در برابر منطق و تأثیر رسانه و دیدگاه جمعی بر پذیرش حقیقت.

دلیل تمسخر و مخالفت عمومی

واکنش شدید خوانندگان و حتی بعضی استادان به پاسخ ساوانت بیشتر ناشی از شهود غلط انسان بود تا اشتباه واقعی او. وقتی مسئله مطرح شد، بیشتر افراد فکر می‌کردند: «خب، دو در باقی مانده، پس شانس هر کدوم نصفه.» این برداشت طبیعی و شهودی بود، اما جواب منطقی ساوانت نشان می‌داد که شانس با تغییر انتخاب دو برابر می‌شود.

مغز انسان معمولاً با احتمالات پیچیده و بازتوزیع اطلاعات خوب کنار نمی‌آید و به همین دلیل بسیاری از خوانندگان، حتی بدون محاسبه دقیق، حس کردند پاسخ او عجیب یا «احمقانه» است. این باعث شد لحن بعضی نامه‌ها تمسخرآمیز شود و موجی از مخالفت عمومی شکل بگیرد. به عبارت دیگر، تمسخر و اعتراض‌ها ناشی از مقاومت طبیعی ذهن انسان در برابر حقایق منطقی بود، نه از اشتباه واقعی ساوانت.

چرا مردم اشتباه می‌کنند؟

مریلین ووس ساوانت بعدها توضیح داد مشکل اصلی ریاضی نیست؛ زبان است. ذهن انسان دوست دارد مسئله را ساده کند و جزئیات مهم را حذف کند. وقتی اطلاعات جدید وارد می‌شود، ما آن را مثل «شروع دوباره» در نظر می‌گیریم، نه «به‌روزرسانی شرایط قبلی».

به بیان ساده: ما گذشته را فراموش می‌کنیم، در حالی که احتمال‌ها آن را فراموش نمی‌کنند.

پارادوکس فرزندها

چند سال بعد، مریلین ووس ساوانت مسئله‌ای شبیه به مسئله مونتی هال مطرح کرد که باز هم بحث برانگیز شد و به نام «پارادوکس فرزندها» معروف شد. سؤال این بود: اگر بدانیم حداقل یکی از دو فرزند یک خانواده پسر است، احتمال این‌که فرزند دیگر هم پسر باشد چقدر است؟

جواب او برخلاف شهود عمومی بود و باعث شد حتی کسانی که مسئله قبلی را پذیرفته بودند دوباره گیج شوند. علت گیج شدن در جزئیات ظریف سؤال نهفته بود: تفاوت میان داشتن اطلاعات خاص و انتخاب تصادفی.

او توضیح داد که وقتی می‌گوییم «حداقل یکی از فرزندان پسر است»، این اطلاعات نحوه ترکیب فرزندان را محدود می‌کند. اگر دو فرزند را با A و B نامگذاری کنیم، چهار ترکیب ممکن وجود دارد:

  1. پسر و پسر
  2. پسر و دختر
  3. دختر و پسر
  4. دختر و دختر

وقتی گفته می‌شود حداقل یکی پسر است، ترکیب چهارم حذف می‌شود. بنابراین سه ترکیب باقی می‌ماند و در یک‌سوم آن‌ها هر دو فرزند پسر هستند. یعنی احتمال واقعی یک‌سوم است، نه نیم.

مشکل این است که ذهن انسان معمولاً تمام این جزئیات را حساب نمی‌کند و فرض می‌کند که چون دو حالت باقی مانده، احتمال ۵۰-۵۰ است. ذهن بیشتر به داستان و سناریو نگاه می‌کند تا به ساختار منطقی و فضای حالت‌ها. این باعث شد بسیاری از مردم به جواب او اعتراض کنند و حتی آن را غیرمنتظره و گیج‌کننده بدانند.

ورود به قلمرو ریاضیات جدی

چند سال بعد، زمانی که ریاضیدانی به نام اندرو وایلز ادعای اثبات مسئله مشهور فرما را مطرح کرد، مریلین ووس ساوانت کتابی درباره تاریخ این مسئله منتشر کرد.

او در بخشی از کتاب به روش اثبات انتقاد کرد. این انتقاد واکنش شدید جامعه ریاضی را به دنبال داشت. ریاضیدانان معتقد بودند او ابزارهای مدرن ریاضیات را با معیارهای قدیمی قضاوت کرده است.

بعدها، پس از اصلاح اثبات توسط وایلز و همکارش ریچارد تیلور، او موضع خود را نرم‌تر کرد و توضیح داد هدفش بیشتر چالش فکری بوده تا رد کامل اثبات.

کتاب با مقدمه‌ای از مارتین گاردنر منتشر شد؛ کسی که خود از بزرگ‌ترین مروجان ریاضیات تفریحی بود.

این ماجرا نشان داد حتی کسی که به منطق مشهور است، می‌تواند وارد بحثی شود که متخصصان آن را متفاوت ببینند — و این دقیقاً بخشی از ماهیت علم است.

شاید مهم‌ترین پیام زندگی مریلین ووس ساوانت این بود:

باهوش بودن یعنی بیشتر شک کردن.

او بارها گفت افراد باهوش الزاماً کمتر اشتباه نمی‌کنند؛ بلکه راحت‌تر اشتباهشان را می‌پذیرند. تفاوت واقعی در سرعت تغییر عقیده است.

ستونش هم همین را ثابت کرد. بسیاری از خوانندگان ابتدا مخالفت می‌کردند، بعد آزمایش می‌کردند، و در نهایت نظرشان عوض می‌شد.

او معتقد بود ذهن انسان برای بقا تکامل یافته، نه برای حقیقت. بنابراین طبیعی است که در احتمال و منطق دچار خطا شویم. ریاضیات ابزاری است برای اصلاح شهود، نه جایگزین آن.

ستون او فراتر از سرگرمی بود. در کلاس‌های درس، دوره‌های روان‌شناسی شناختی و حتی آموزش تصمیم‌گیری استفاده شد. مثال‌هایش نشان می‌دادند چرا مردم در قمار، سرمایه‌گذاری یا قضاوت‌های روزمره اشتباه می‌کنند.

او به مردم یاد داد:

مشکل این نیست که نمی‌دانیم؛ مشکل این است که فکر می‌کنیم می‌دانیم.

نتیجه‌گیری

زندگی مریلین ووس ساوانت داستان یک نابغه نیست؛ داستان برخورد ذهن انسان با واقعیت است. او نه با فرمول‌های پیچیده، بلکه با سؤال‌های ساده نشان داد درک ما از جهان چقدر شکننده است.

شهرتش از یک رکورد شروع شد، اما ماندگاری‌اش از جایی دیگر آمد:

توانایی تبدیل اشتباهات ذهنی روزمره به درس‌هایی درباره تفکر. شاید بزرگ‌ترین دستاورد او این بود که ثابت کرد منطق دشمن شهود نیست — مربی آن است؛ و اگر چیزی از کارهایش بماند، احتمالاً همین جمله نانوشته است:

وقتی پاسخ خیلی بدیهی به نظر می‌رسد، تازه وقت فکر کردن است.

چقدر این پست مفید بود؟

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 1.5 / 5. تعداد آرا: 2

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

دیدگاه‌ها

افزودن دیدگاه

لینک های مفید
خبرنامــــــــــــه را ببینید
ساعت جولیوس خرید نهال گردو جاروبرقی کارواشی خرید قهوه گانودرما اصل کارت دعوت همایش مبل در کرج درمان هموروئید کلینیک پارما آند سربی ظریف بار ، شماره ظریف بار شمال تهران ، شماره ظریف بار غرب تهران ، شماره ظریف بار شرق تهران تضمین بار ، باربری شمال تهران ،باربری غرب تهران ، باربری شرق تهران ،باربری مرکز تهران شمع خودرو مقایسه صرافی ال‌بانک و کوین‌بیس ساعت ویتوریا خرید باسکول مقایسه صرافی ال‌بانک و کوین‌بیس ساعت ویتوریا معین گیفت | فروش آنلاین گیفت کارت و خدمات دیجیتال هد I3200 تقویت کننده آنتن موبایل مقایسه صرافی ال بانک و کوین بیس کود سه بیست آجیل شب یلدا لباس آتش نشانی IST درب داخلی نمایندگی مدیران خودرو فروش شیر خشک صادراتی اسکیم لایت باکس فریم لس درج آگهی رایگان بهترین جراح بینی در شیراز کلاه کاسکت خرید لایک اینستاگرام سی پی کالاف خرید بازی کامپیوتر | گیم کالا سایت لوازم آرایشی ارزان لباس فرم اداری