با افزایش شیوع چاقی در جهان، طبیعی است که کاهش وزن برای بسیاری از افراد به یک دغدغه جدی تبدیل شود. رژیمهای کمکالری، برنامههای لاغری و توصیههای مختلف تغذیهای هر روز بیش از قبل دیده میشوند. اما نکته مهم اینجاست که رژیم گرفتن فقط به افراد چاق محدود نمیشود.
در عمل، بسیاری از کسانی که وزن طبیعی دارند یا حتی کموزن هستند نیز بهطور مداوم به دنبال لاغرتر شدناند؛ موضوعی که در میان زنان شیوع بیشتری دارد. پژوهشگران معتقدند ریشه این مسئله تا حد زیادی به تصویر بدنی منفی بازمیگردد؛ تصویری که تحت تأثیر مداوم رسانهها، شبکههای اجتماعی، مدلها و چهرههای مشهور شکل میگیرد و تقویت میشود.
این میل به لاغر بودن گاهی از سنین بسیار پایین آغاز میشود. مطالعات نشان دادهاند که بیش از نیمی از دختران ۶ تا ۸ سالهای که حتی کموزن هستند، وزن ایدهآل خود را کمتر از وزن فعلیشان میدانند. این یعنی نارضایتی از بدن میتواند خیلی زودتر از آنچه تصور میشود شکل بگیرد.
نقش خانواده، بهویژه مادران، در این میان قابل توجه است. تحقیقات نشان میدهد کودکانی که مادرانشان بهطور مداوم رژیم میگیرند، زودتر به فکر محدود کردن غذا و کنترل وزن میافتند. در یک مطالعه مشخص شد دختران خردسالِ مادرانی که رژیم میگیرند، دو برابر بیشتر از سایرین درباره رژیم گرفتن فکر میکنند؛ حتی در سنی که بدن هنوز در حال رشد است.
صنعت رژیم غذایی؛ بازاری که از نارضایتی تغذیه میکند
کاهش وزن تنها یک موضوع سلامت فردی نیست؛ یک صنعت عظیم و سودآور است. برآوردها نشان میدهد برنامهها، محصولات و روشهای مختلف کاهش وزن سالانه دهها میلیارد دلار درآمد ایجاد میکنند و این رقم همچنان در حال افزایش است.
بازار جهانی کاهش وزن بهگونهای رشد کرده که تقریباً برای هر فرد، با هر وزن و هر هدفی، یک راهحل آماده وجود دارد. اما این راهحلها اغلب ارزان نیستند. بررسیها نشان دادهاند که هزینه کاهش چند کیلوگرم وزن میتواند از صدها تا چند هزار دلار متغیر باشد، آن هم بدون تضمین موفقیت بلندمدت.
از آنجا که بیشتر افراد در طول زندگی خود بارها رژیم میگیرند، مجموع این هزینهها میتواند قابل توجه باشد؛ هزینههایی که در بسیاری از موارد، نتیجه پایدار به همراه ندارند.
واقعیت تلخ درباره موفقیت رژیمهای لاغری
اگرچه رژیمهای غذایی کاهش وزن بسیار محبوب هستند، اما آمارها تصویر چندان امیدوارکنندهای نشان نمیدهند. مطالعات بلندمدت حاکی از آن است که بخش زیادی از افرادی که وزن کم میکنند، طی چند سال وزن ازدسترفته را دوباره به دست میآورند؛ و در برخی موارد حتی وزنشان از قبل هم بیشتر میشود.
تنها درصد محدودی از افراد موفق میشوند کاهش وزن قابل توجهی را برای چند سال حفظ کنند. این پدیده، که به «چرخه وزن» یا بازگشت مکرر وزن معروف است، تقریباً در همه انواع رژیمها دیده میشود؛ فارغ از اینکه رژیم کمچرب باشد یا کمکربوهیدرات.
علت این موضوع تا حد زیادی به واکنش طبیعی بدن بازمیگردد. وقتی دریافت کالری بهشدت کاهش مییابد، بدن با افزایش هورمونهای گرسنگی و کاهش سرعت متابولیسم واکنش نشان میدهد. نتیجه این فرایند، تمایل بیشتر به غذا خوردن و بازگشت آسانتر وزن است.
رژیم گرفتن مداوم؛ عامل پنهان افزایش وزن؟

برخلاف تصور رایج، شواهد زیادی نشان میدهد رژیم گرفتن مکرر میتواند در بلندمدت با افزایش وزن مرتبط باشد، حتی در افرادی که در ابتدا چاق نبودهاند.
برخی مطالعات نشان دادهاند افرادی که بهطور مرتب رژیم میگیرند، نسبت به کسانی که رژیم نمیگیرند، در آینده بیشتر در معرض اضافه وزن و چاقی قرار دارند. این ارتباط بهویژه در افرادی که از سنین نوجوانی رژیم را شروع کردهاند، پررنگتر است.
البته باید توجه داشت که این مطالعات لزوماً رابطه علت و معلولی را ثابت نمیکنند. ممکن است افرادی که مستعد افزایش وزن هستند، بیشتر به سمت رژیم گرفتن بروند. با این حال، نتیجه کلی روشن است: رژیمهای محدودکننده اغلب راهحل پایداری برای کنترل وزن نیستند.
چه جایگزینهایی واقعاً مؤثرتر هستند؟
بهجای تمرکز افراطی روی عدد ترازو، بسیاری از متخصصان توصیه میکنند تمرکز روی سبک زندگی سالم باشد. انتخاب غذاهای مغذی، توجه به کیفیت تغذیه و گوش دادن به نشانههای طبیعی گرسنگی و سیری میتواند نقش مهمی در حفظ سلامت و وزن پایدار داشته باشد.
فعالیت بدنی منظم نیز یکی از عوامل کلیدی است. حتی ۳۰ دقیقه تحرک روزانه میتواند به حفظ وزن و بهبود سلامت عمومی کمک کند. مهمتر از نوع ورزش، تداوم آن است؛ فعالیتی که فرد از انجامش لذت ببرد، احتمالاً ماندگارتر خواهد بود.
آیا وزن «ایدهآل» واقعاً وجود دارد؟
شاخص توده بدنی (BMI) سالهاست بهعنوان معیار سنجش وزن سالم استفاده میشود، اما این شاخص محدودیتهای زیادی دارد. BMI تفاوتهای فردی مانند توده عضلانی، ساختار استخوان یا توزیع چربی را در نظر نمیگیرد.
واقعیت این است که برخی افراد در وزنی بالاتر از محدوده استاندارد BMI، احساس بهتر و عملکرد سالمتری دارند. تلاش مداوم برای رسیدن به یک وزن خاص، میتواند باعث ناامیدی، کاهش اعتمادبهنفس و چرخههای تکراری رژیم شود. پذیرش بدن فعلی، در کنار تلاش برای سالمتر زندگی کردن، اغلب نتیجهای پایدارتر از تلاش برای رسیدن به یک «وزن ایدهآل» غیرواقعی دارد.
جمع بندی
میل به لاغر بودن، بهویژه در زنان، میتواند از سنین پایین شکل بگیرد و فرد را وارد چرخهای از رژیمهای مکرر و محدودکننده کند.
با وجود محبوبیت بالای رژیمهای غذایی، شواهد نشان میدهد که تغییرات پایدار در سبک زندگی—نه رژیمهای سخت—کلید حفظ سلامت و وزن متعادل هستند. در نهایت، تمرکز بر سلامت، کیفیت زندگی و رابطه متعادل با غذا، مسیری واقعبینانهتر و مؤثرتر از جنگ همیشگی با ترازو است.
منبع: هلث لاین








افزودن دیدگاه