پاسکوالیتا: مانکنی که با نام «لا پاسکوالیتا» شناخته میشود، سالهاست بیحرکت در ویترین یک فروشگاه لباس عروس در شهر چیواوا، مکزیک ایستاده است. اما چیزی در مورد این مانکن وجود دارد که آن را از هزاران مانکن دیگر در سراسر جهان جدا میکند. طبق یک افسانه شهری مشهور، لا پاسکوالیتا در واقع یک مانکن معمولی نیست، بلکه جسد مومیاییشده دختر صاحب سابق فروشگاه است؛ دختری که پیش از روز عروسیاش جان خود را از دست داده است. این تصویر مرموز بارها سوژه عکاسان و گردشگران بوده و عکسهای متعددی از آن توسط عکاسان خبری، از جمله ماریسول ریوس کامپوزانو، ثبت شده است. در این مقاله داستان این عروس مرده را گفته ایم! با ما همراه باشید!
نکات کلیدی
- لا پاسکوالیتا مانکنی است که در یک فروشگاه لباس عروس در چیواوا، مکزیک نگهداری میشود و شایعه شده که جسد مومیاییشده دختر صاحب اولیه فروشگاه است.
- این داستان ترسناک و رازآلود، بهمرور زمان به ابزاری مؤثر برای بازاریابی فروشگاه تبدیل شده و توجه مردم محلی و گردشگران را به خود جلب کرده است.
- تحقیقات تاریخی و بررسی اسناد رسمی تاکنون هیچ مدرکی برای تأیید واقعی بودن این ادعا پیدا نکردهاند و همین موضوع باعث شده بسیاری این ماجرا را صرفاً یک افسانه شهری بدانند.
مانکنها معمولاً فقط برای یک هدف ساده استفاده میشوند: نمایش لباس و جذب نگاه مشتری. اما گاهی یک مانکن آنقدر خاص و متفاوت میشود که خودش به سوژه اصلی تبدیل میشود، نه لباسی که به تن دارد. این دقیقاً همان اتفاقی است که در فروشگاه لباس عروس خانوادگی «لا پاپیولار دیز شاپ» در چیواوا رخ داده است.
در این فروشگاه، داستانها و شایعات زیادی دهانبهدهان میچرخد؛ داستانهایی که همه به یک سؤال ختم میشوند: آیا زنی که در ویترین ایستاده واقعاً یک مانکن است یا چیزی فراتر از آن؟
لا پاسکوالیتا با ظاهر فوقالعاده واقعی، پوست طبیعی، حالت چهره آرام و دستهایی که به طرز عجیبی شبیه دست انسان هستند، باعث شده بسیاری باور کنند که او چیزی بیش از یک تندیس بیجان است. برخی حتی معتقدند که او جسد واقعی دختر صاحب قبلی فروشگاه است که به شکلی عجیب حفظ شده است.
این داستان در ابتدا یک افسانه محلی در شمال مکزیک بود، اما بهمرور زمان از مرزها عبور کرد و شهرتی فراتر از یک روایت منطقهای پیدا کرد. امروزه لا پاسکوالیتا و فروشگاهی که او در آن قرار دارد، به یکی از جاذبههای گردشگری شهر چیواوا تبدیل شدهاند.
توماس پروور، متخصص امور کفنودفن در فرهنگهای آمریکای لاتین و نویسنده کتاب «جادوی بیمارگونه: معنویت و فرهنگ مرگ از سراسر جهان»، درباره گستردگی این داستان میگوید:
«این افسانه بیشتر در مناطق مرزی شمال مکزیک رواج دارد و به همین دلیل، مردم ایالات متحده هم با آن آشنا شدهاند؛ بهویژه در ایالتهایی مثل تگزاس و نیومکزیکو.»
داستان لا پاسکوالیتا
پروور توضیح میدهد که مانند بسیاری از افسانههای شهری، هیچ روایت رسمی و واحدی درباره لا پاسکوالیتا وجود ندارد. با این حال، رایجترین نسخه داستان به دهه ۱۹۳۰ میلادی برمیگردد.
طبق این روایت، زنی به نام پاسکوآلا اسپارزا در آن زمان صاحب یک فروشگاه لباس عروس بود و ناگهان تصمیم گرفت مانکنی جدید و بسیار متفاوت را در ویترین مغازه خود قرار دهد. این مانکن بهقدری واقعی به نظر میرسید که خیلی زود توجه رهگذران را جلب کرد.
بیشتر بخوانید: فاجعه مدوس: سفر دریایی که به کابوس آدمخواری ختم شد
شایعه اصلی از جایی شروع شد که مردم متوجه شباهت عجیب این مانکن به دختر جوان اسپارزا شدند؛ دختری که گفته میشود کمی پیش از مراسم عروسیاش، به شکلی ناگهانی و غمانگیز جان باخته بود. از همانجا این سؤال شکل گرفت: آیا لا پاسکوالیتا فقط یک مانکن است یا جسد مومیاییشده دختر صاحب مغازه؟
برخی روایتها حتی پا را فراتر میگذارند و میگویند مادر، از شدت اندوه، جسد دخترش را مومیایی کرده تا بتواند او را برای همیشه در لباس عروس ببیند و کنار خود نگه دارد. این داستان، دلیل شباهت حیرتانگیز مانکن به یک انسان واقعی را توضیح میدهد.
پروور میگوید: «دلایل مختلفی برای مرگ دختر پاسکوآلا نقل شده است؛ از نیش حشرات سمی گرفته تا خودکشی، آن هم بهدلیل مخالفت مادر با ازدواجش.»
برخی داستانها حتی رنگ و بوی ماورایی پیدا میکنند و ادعا میکنند که لا پاسکوالیتا فقط یک جسد نیست، بلکه روح دختر شبها در فروشگاه زنده میشود و حرکت میکند.
ظاهر مانکن هم به این شایعات دامن زده است: دستهایی با جزئیات دقیق، رگهای برجسته و حالتی که به طرز عجیبی واقعی و حتی ترسناک به نظر میرسد. همه اینها باعث شده باور «عروس جسد» برای خیلیها کاملاً قابل قبول باشد.
چقدر احتمال دارد که لا پاسکوالیتا یک جسد باشد؟
بدون شک، لا پاسکوالیتا ظاهری دارد که او را از یک مانکن معمولی جدا میکند. ویژگیهای صورت، دستها و حتی حالت چشمها آنقدر واقعی هستند که احساس ناخوشایندی در بیننده ایجاد میکنند.
پروور در اینباره میگوید: «واقعگرایی لا پاسکوالیتا چیزی است که او را از مانکنهای همدورهاش متمایز میکند. دستها و رگها فوقالعاده دقیق هستند و گفته میشود چشمانش طوری طراحی شدهاند که انگار شما را دنبال میکنند.»
بیشتر بخوانید: ۲۰ وسیله روزمره با گذشتهای که واقعاً تاریک است؛ از چنگال گرفته تا چتر و عینک
با این حال، هرچقدر هم داستان جذاب و ترسناک باشد، از نظر علمی و عملی احتمال اینکه این مانکن یک جسد مومیاییشده باشد، بسیار پایین است. نگهداری از یک جسد مومیاییشده برای نزدیک به یک قرن، آن هم در ویترین یک مغازه، نیازمند شرایط بسیار خاص و مراقبت دائمی است.
پروور که خود یک متخصص مجاز امور تدفین است، به این نکته اشاره میکند که مومیاییکردن یک جسد در حالت ایستاده ممکن است، اما این فرآیند به معنای حفظ همیشگی بدن نیست.
قرار گرفتن در معرض نور مستقیم خورشید، گرمای شدید منطقه و تغییرات دمایی، همگی عواملی هستند که باعث تخریب تدریجی جسد میشوند.
او میگوید: «اینکه یک جسد مومیاییشده بهصورت شبانهروزی در ویترین یک مغازه کوچک خانوادگی، زیر آفتاب داغ بیابان و در معرض تماس انسانی قرار بگیرد، غیرمنطقی است. چنین جسدی قطعاً بعد از ۹۰ سال دیگر اینقدر سالم و طبیعی به نظر نمیرسد.»
در نهایت، پروور با قاطعیت افسانه را رد میکند:
«به عنوان کسی که سالها با اجساد واقعی کار کرده، میتوانم با اطمینان بگویم که به هیچ وجه امکان ندارد آن مانکن، جسد باشد.»
چرا داستان لا پاسکوالیتا امروز هم ادامه دارد؟
کنجکاوی انسان و کمبود اطلاعات دقیق، ترکیبی خطرناک اما جذاب میسازد. وقتی پاسخ روشنی وجود نداشته باشد، تخیل وارد عمل میشود.
پروور معتقد است که همین ابهام، زمینهای ایدهآل برای شکلگیری و تداوم افسانههای شهری فراهم میکند. او میگوید: «این داستانها سرگرمکنندهتر و جذابتر از یک توضیح ساده و منطقی هستند، به همین دلیل نسلبهنسل منتقل میشوند.»
اما یک دلیل دیگر هم وجود دارد که نمیشود نادیده گرفت: بازاریابی.
داستان جسد عروس در ویترین، یک ابزار تبلیغاتی بینظیر برای یک فروشگاه محلی است. چه کسی میتواند در برابر یک راز تاریک و ترسناک مقاومت کند؟
ترزا کوردووا، پژوهشگر دانشگاه نیومکزیکو، در پایاننامه خود در سال ۲۰۱۲ توضیح میدهد که برای تحقیق درباره لا پاسکوالیتا به این فروشگاه مراجعه کرده است. او قصد داشت با مدیر فروشگاه مصاحبه کند، اما چند روز بعد، درخواستش رد شد. به او گفته شد که صحبت درباره این موضوع بدشانسی میآورد.
کوردووا بعدها نوشت که این برخورد به او نشان داد داستان لا پاسکوالیتا چگونه به ابزاری برای جذب مشتری در شهری با چندین فروشگاه لباس عروس تبدیل شده است.
او حتی با جستوجو در بایگانی کلیسا و اسناد تاریخی هم نتوانست هیچ مدرکی از وجود شخصی به نام لا پاسکوالیتا پیدا کند.
در نهایت، به نظر میرسد سکوت صاحبان فروشگاه و رد مصاحبهها، بخشی از یک استراتژی هوشمندانه باشد؛ استراتژیای که رمز و راز را زنده نگه میدارد.
پروور این تصمیم را منطقی میداند و میگوید: «این کار باعث میشود افسانه زنده بماند، کسبوکارشان رونق بگیرد و کمی جادو به زندگی روزمره ما اضافه شود.»
حالا این جالب است
پروور در پایان به نکتهای ظریف اشاره میکند:
«بزرگترین عامل شهرت لا پاسکوالیتا این است که چنین مانکن فوقالعاده دقیقی در یک فروشگاه عروس محلی قرار دارد.» او توضیح میدهد که شاید دیدن چنین مانکنی در فروشگاههای بزرگ چیز عجیبی نباشد، اما حضور آن در یک مغازه کوچک خانوادگی، حس ترس و شگفتی را چند برابر میکند.
به گفته او، فضای فروشگاه عروس در چیواوا، خودش به وهمآورتر شدن این مانکن کمک کرده است؛ جایی که مرز بین واقعیت و افسانه، کاملاً محو میشود.









افزودن دیدگاه