از واشنگتن تا کابل؛ چه مسیری را در مذاکرات صلح باید پیمود؟ |
از واشنگتن تا کابل؛ چه مسیری را در مذاکرات صلح باید پیمود؟

از واشنگتن تا کابل؛ چه مسیری را در مذاکرات صلح باید پیمود؟

استاد دانشگاه

عقیله نرگس رحمانی
استاد دانشگاه

۱۴ / دلو ۱۳۹۸ | ۰ دیدگاه
Image Title

تازه ترین تحول مصالحه در یک هفته اخیر سفر زلمی خلیلزاد نماینده ویژه آمریکا در امور مصالحه به پاکستان و افغانستان است. آقای خلیلزاد در کابل گفته است که مذاکرات تیم او با نمایندگان طالبان در هفته های اخیر روی کاهش قابل ملاحظه ای خشونت ها در سراسر افغانستان متمرکز بوده است و در صورتی که طالبان به این مهم تن دهند، طرف های دیگر از جمله نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا و دولت افغانستان نیز به کاهش خشونت ها دست خواهند زد.

در سوی دیگر اما گزارش ها می رساند که طالبان در دو هفته گذشته با بسته ای که در آن کاهش خشونت ها نیز آمده، با طرف آمریکایی دیدار کرده اند؛ امری را که به گفته ی برخی از کسانی که با آقای خلیلزاد دیدار داشته، او نیز تایید کرده است. اما آقای خلیلزاد گفته است که طرح طالبان در حوزه کاهش خشونت ها تا کنون مطلوب آن ها نیست.

در سوی سوم اما حکومت افغانستان موضع کاملا متفاوت از آنچه که نمایندگان آمریکا و طالبان روی آن گفتگو می کنند و طرح بزرگ ایالات متحده برای مصالحه است، اتخاذ کرده است. اخیرا، سخنگویان رییس جمهور غنی گفته اند که بدون تن دادن طالبان به آتش بس، هیچ نوع گفتگو را با این گروه قبول ندارد. این در حالی است که  رییس جمهور آمریکا در جلسه ای با آقای غنی در داووس از اصطلاح “کاهش قابل ملاحظه خشونت ها” یاد کرد و عملا بر موضع خود که در بگرام در باره آتش بس به عنوان پیش شرط با طالبان مطرح کرده بود، خط بطلان کشید.

ارگ و دیگران

 پیش شرط های متفاوت آمریکا و ارگ و دیگر بازیگران سیاسی برای امضای توافق نامه و مذاکره با طالبان دو دستگی میان تیم به رهبری رییس جمهور غنی و نمایندگان آمریکا را به شکل بسیار واضح، برجسته ساخته است. در این میان، در داخل نیز اکثر بازیگران سیاسی به شمول دکتر عبدالله رییس اجرایی و شریک حکومت وحدت ملی با موضع آمریکا در قبال مذاکرات صلح همنوایی نشان داده اند؛ امری که می تواند در کوتاه مدت و بلندمدت موضع آقای غنی و تیم او را در داخل و بیرون از افغانستان تضعیف نماید.

مساله مهم دیگر این است، در صورتی که ایالات متحده موفق شود و به یک توافق جهت آغاز گفت و گوها میان افغانستان و طالبان دست پیدا نماید، قرار است این گفت و گوها بر چه محورهایی انجام شود و صلح با طالبان به چه قیمتی برای افغانستان تمام شود؟ طالبان و به ویژه جنگجویان آن ها چگونه و بر اساس چه مکانیسم ها و تضمین هایی در نظام سیاسی و جامعه افغانستان ادغام شوند؟

با توجه به سوالات فوق و دو دستگی به وجود آمده در قبال مذاکرات صلح در داخل افغانستان، نگرانی های زیادی در باره این که این مذاکرات به نتایج ملموسی دست نیابد را به میان آورده است. با توجه به این امر، برای رسیدن به یک نتیجه مطلوب و آغاز گفت و گوهای مستقیم، نیاز است تا این منازعه و دو دستگی از میان برود. زمانی می توان از مذاکرات موثر و رسیدن به صلح پایدار سخن گفت که دولت، احزاب، گروه های سیاسی و مردم به یک دیدگاه مشترک و موضع واحد برسند. تا زمانی که یک پارچگی و دیدگاه واحد روی مساله صلح شکل نگیرد، نمی توان به یک توافق جامع با طالبان در مرحله مذاکرات بین الافغانی امید بست. این شرایط می طلبد تا رهبران حکومت وحدت ملی با سینه فراخ و دیدگاه افغانستان شمول فارغ از سلیقه های تیمی و گروهی با همه احزاب و چهره های تاثیر گذار کشور وارد گفت و گوها شده و اجماع واقعی را برای بازتاب یک موضع واحد و مورد پذیرش همه جریان ها به نمایندگی از افغانستان به میان آورند.

نگرانی های ما

واقعیت این است که هنوز مشخص نیست به چه میزان نگرش و رویکرد طالبان در قبال واقعیت های جدبد کشور و تحولاتی که در حیطه نظام سیاسی، ارزش های حقوق بشری و مدرن و حضور فعال زنان و رشد جوانان پرسش گر و نقاد به میان آمده، دچار انعطاف شده است. از طرفی در طول این سال ها عمل کرد این گروه نشان می دهد که آن ها هم چنان اسیر افکار و باورهای دگم و رادیکال گذشته شان هستند. این موضوع بیشتر باعث نگرانی افکار عمومی شده است.

با توجه به این پرسش ها و نگرانی ها، موضوع درخور توجه این است که در مذاکرات صلح به ویژه در مرحله مذاکرات بین الافغانی، محورهای اصلی نظم موجود قانون اساسی نظیر حقوق اساسی شهروندان افغانستان مورد سازش قرار نگیرد.

این حقوق اساسی به ویژه در حوزه زنان به عنوان نیمی از جامعه و قشر همواره محروم و تحت ظلم در دوره های مختلف تاریخ کشور، اهمیت اساسی تر دارد. در زمان حاکمیت خودکامه و تمامیت خواه طالبان، زنان یکی از قربانیان اصلی بود. قربانیانی که حتی از اساسی ترین و ابتدایی ترین حقوق خود محروم بوده و در چهاردیواری خانه محبوس بودند.

با  حضور جامعه جهانی و سقوط حاکمیت طالبان و شکل گیری نظام جدید، دوره طلایی برای زنان افغانستان رقم خورد. در طی این سال ها، حمایت های سیاسی و کمک های مالی دوستان استراتژیک افغانستان باعث شد که زنان از خانه به جامعه باز گردند. جایگاه آن ها دچار تحول اساسی شد و حتی پا به عرصه رهبری سیاست و قدرت گذاشتند و سمت های مهمی را در دولت و پارلمان و نهادهای خصوصی عهده دار شدند. با وجود این که در این مسیر با سنگ لاخ ها و دشواری های زیادی مواجه شدند و هنوز هم با چالش های زیادی دست و پنجه نرم می کنند اما احتمال بازگشت و ادغام طالبان در جامعه در قالب یک توافق سیاسی همواره قلب زنان را لرزانده و خواب از چشمان آن ها ربوده است. بنابراین لازم است تا در حوزه حقوق و آزادی های زنان در مذاکرات صلح هیچ گذشت و عقب نشینی صورت نگیرد. البته این امر زمانی عملی است تا در جریان مذاکرات زنان فرهیخته و توان مندی به عنوان صدای بلند آن ها حضور داشته باشند و با تمام توان تلاش نمایند تا از جایگاه و حقوق و آزادی های اساسی کل زنان افغانستان، پاسداری نمایند.

با توجه به آنچه گفته آمد، ضمن این که نیاز است تا در چارچوب برنامه بزرگ مصالحه آمریکا که بر پایه چهار اصل تضمین های ضدتروریزم، خروج سربازان خارجی، مذاکرات بین الافغانی و آتش بس استوار است، گام برداشت، ضروری است تا در داخل کشور تحت رهبری حکومت وحدت ملی با مشارکت واقعی و گسترده همه اقشار و جامعه سیاسی افغانستان موضع واحد و در تعامل با هم پیمانان بین المللی افغانستان در حوزه مصالحه داشت؛ امری که بیش از هر زمان دیگر برای تداوم افغانستان آزاد و مورد نظر نسل جدید این کشور حیاتی پنداشته می شود.

این مقاله برای خبرنامه نگاشته شده و دیدگاه های که در آن آمده، مختص نویسنده آن می‌باشد و لزوما بازتاب سیاست نشراتی خبرنامه نیست.

Pin on Pinterest0Share on LinkedIn0Share on Google+0Tweet about this on TwitterShare on Facebook0

مطالب مشابه

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید