از تمرکز قدرت در کابل تا بی‌صلاحیتی والیان؛ بزرگترین موانع اصلاحات و توسعه افغانستان؛ در گفتگو با داکتر تیمور شاران

از تمرکز قدرت در کابل تا بی‌صلاحیتی والیان؛ بزرگترین موانع اصلاحات و توسعه افغانستان؛ در گفتگو با داکتر تیمور شاران

استاد دانشگاه

جمعه خان محمدی
استاد دانشگاه

خبرنگار خبرنامه

فرشته فرهنگ
خبرنگار خبرنامه

۲۷ / قوس ۱۳۹۸ | ۰ دیدگاه

(قسمت دوم) 

جستار

خبرنامه می خواهد با طرح پرسش های بنیادی و اساسی، در حوزه های سیاست، جامعه، اقتصاد، فرهنگ و مدیریت بزرگ کشور، نگاه خواننده را به فراسوی دنیای روزمره کشانده و متوجه لایه های تحولات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور بگرداند.

در این مصاحبه خبرنامه سراغ داکتر تیمور شاران، معاون پیشین اداره ارگان های محل رفته، تا با طرح پرسش های خود، خوانندگان را با چالش ها و راهکارهای اداره و مدیریت بزرگ جامعه افغانستان آشنا گرداند.

در این مصاحبه، داکتر تیمور شاران، دیدگاه های خود را در مورد معضلات بروکراسی دولتی افغانستان و همچنین نیاز و مکانیزم اصلاحات بیان کرده است. امیدواریم که این سلسله از مصاحبه‌ ها، خواننده را با ساختار پیچیده  اداری افغانستان آشنا گرداند.

سیاست تمرکزی کابل

جمعهخان محمدی: بحث سیاست افغانستان، کابل محور است؛ انتخاب والی و ولسوال توسط مرکز انجام می شود و مردم نقشی در انتخاب این افراد ندارند؟

تیمور شاران: اینجا یک توضیح بدهم که والی و ولسوال بر اساس قانون اساسی افغانستان، نماینده رییس جمهور در سطح محل است. رییس جمهور صلاحیت دارد والی و ولسوال خود را مقرر کند، اما در خیلی جاها چون رییس جمهور مصروف است؛ نه تنها نظر ارگان های محل گرفته می شود؛ بلکه از آن جایی که والی ها بست های سیاسی است، فاکتورهای بسیاری در انتخاب آن ها وجود دارد و باید رایزنی هایی بین رهبران بزرگ کشور انجام شود که چه کسی و در کجا والی شود؟ از کدام شبکه و از کدام حزب معرفی شود؟ بسیاری از داد و ستدهای بزرگ دیگر در مقرری والی وجود دارد که در بعضی موارد، بر رهبری ارگان های محل تأثیرگذار است؛ اما تصمیم نهایی به رییس جمهور بر می گردد.

جمعهخان محمدی: جای تفکیک قوا در این جا کجاست؟

تیمور شاران: در اکثریت دموکراسی های جهان، وقتی می گوییم «تفکیک قوا»، منظور این است که رییس جمهور، فقط رئیس بخش اجرایی است و قوای سه گانه(مجریه، مقننه و قضا) کاملا مستقل اند. ولی در قانون اساسی افغانستان، چنین چیزهایی پیش بینی نشده است؛ رییس جمهور اعضای قوه قضاییه را تعیین می کند و این یک وابستگی به رییس جمهور ایجاد می کند. در پهلویش پارلمان، متاسفانه، نه تنها که ضعیف است، مستقل هم نیست؛ این یک خلاء بزرگ در قانون اساسی است.

نقش ارگان های محل در انتخاب والی ها

تیمور شاران: این را باید بگوییم که ارگان های محلی، تسهیل کننده پروسه رقابت آزاد ولسوالی ها است؛ چون ما ولسوالی ها را بست غیر سیاسی ساختیم. آن‌ها از طریق اصلاحات اداری می آیند و ارگان های محل وظیفه اش، تسهیل‌کننده است؛ با کمیسیون اصلاحات اداری صحبت می کند، امتحانات گرفته شود و این ها بیایند.

نحوه گزینش والی ها

تیمور شاران: در این مدت خیلی از والی ها تغییر کرد. تغییرات بسیار چشم گیری آمد. والی ها در دینامکس قدرت و داد و ستدی که بین رییس جمهور؛ رییس اجراییه و بزرگان کشور وجود دارد، بر اساس ملاحظات سیاسی انتخاب می‌گردند. تنها در این جا نیست، در تمام جهان بست هایی مثل والی، غیر از این که انتخابی باشند، بست هایی است که در تفاهم با بزرگان و بعضی کسان دیگر برگزیده می شوند. اما آن‌طور کیس‌ها را ما نداریم که یک مثال اش بلخ بود که تغییر کرد و یک رهبری کاملا نو آمد؛ یک رهبر حسابده به مرکز آمده است. دیگه جایی نمی بینیم که والی مثل دوره آقای کرزی، کاملا در مقابل رییس جمهور باشد؛ آن‌طور نیست. کاملا تغییر کرده است.

دولت میدان تنش و مرکز جذب منابع و گسترش ارتباطات

تیمور شاران: من در سخنرانی برای جوانان از تجربه خود در کار دولت می گویم که اگر هر جوان می خواهد در ساختار دولت کار کند، سه اصل را باید متوجه باشد:

ـ یکی این که دولت میدان تنش هاست؛ میدان نبرد و میدان بزکشی است که همه تلاش دارند تا پروسه ها، پالیسی ها و روندها را به جهت گروه یا شخص خود سوق دهند.

ـ دوم این که بروکرات یا سیاستمداری در داخل بروکراسی حکومت موفق است که زیادترین و وسیع ترین ارتباطات را داشته باشد. کار حکومت دو بعد دارد؛ یکی بعد رسمی و دیگری بعد غیر رسمی حکومت است. راه های غیر رسمی در داخل دولت و دستگاه بروکراسی افغانستان، بسیار مهم تر از راه های رسمی است. اگر شما نفوذ خود را در داخل حکومت داشته باشید؛ در آن صورت در کارهای تان موفق تر هستید. این نیاز به ارتباطات بسیار وسیع دارد.

ـ سوم بحث منابع است. اگر شما قصد آوردن اصلاحات را دارید؛ باید منابع آن را از دوستان بین المللی جذب کنید.

اصلاحات نیاز اداری افغانستان

تیمور شاران: یک بحث بزرگ وقتی که به ارگان های محل رفتم، همین بود که ارگان های محل، باید از کارهای روزمرگی بیرون شود؛ از دفع و مدریت بحران ها بیرون شود و دورنمایی بزرگ را برای افغانستان بدهد. در مورد بازنگری ساختار اداری در افغانستان، بحث این بود که ما دوباره جغرافیای ولسوالی ها و ولایت ها را تغییر دهیم و چه نوع صلاحیت و وظایف را به ولایت ها و ولسوالی ها ببریم؟

از کابل محور شدن دور شویم؛ هدف ما در پالیسی حکومت داری محلی این بود که ولایت ها، ولسوالی ها و شاروالی ها را در افغانستان توانمندتر و فدرتمندتر بسازیم. حالا در کابل، کابینه است، یک قدرت بسیار بزرگ پیش رییس جمهور است، یک قدرت بزرگ پیش وزارت خانه هاست. وزارت خانه ها، صلاحیت اداری، بودجه و پلان گذاری را دارند. ما می خواستیم تمام صلاحیت بودجه و پلان گذاری را به محل ها بدهیم.

والی صاحبان نماینده های رییس جمهور در سطح محل اند؛ نه تنها نماینده رییس جمهور، بلکه هماهنگ کننده ادارات دوم در سطح محل هستند. منظور ما از ادارات دوم، تمام نماینده های وزارت خانه هاست.

والی صلاحیت اجرایی ندارد

جمعهخان محمدی: آیا والی ها حق بازخواست و سوال از ادارات دوم را دارند؟

تیمور شاران: والی اگر مقتدر باشد، می تواند که رییس ها را پاسخگو بسازد؛ مخصوصا از طریق جلسات اداری که هفته وار برگزار می شود، اما الزاما رییس های ادارات پاسخگوی والی نیستند. آنان به وزارت خانه خود پاسخگو هستند؛ آنان به مردم و والی پاسخگو نیستند. وزارت خانه ها، تمام مقرری، پلان گذاری محلی و پلان های انکشافی را که پل، پلچک، مکتب و کلینیک در کجا ساخه شود را انجام می دهند. وزارت خانه ها، صلاحیت بودجه‌ای خود را به رییس های خود داده است. مثلا در بحث های امنیتی، قوماندان امنیه هیچ گاه به والی پاسخگو نیست. او به وزارت داخله پاسخگو است.

جمعهخان محمدی: پس جلسات هفتگی الزامی برای روسای ادارات ندارد؟

تیمور شاران: نه، مشکل اساسی در دستگاه اداری این است که والی صلاحیت قاطع و عمده را در سطح ولایت ندارد، بلکه وزارت خانه هاست که صلاحیت دارد و تصمیم می گیرد که در سطح قریه، ولسوالی و ولایت، در کجا مکتب و کلینیک ساخته شود. والی نمی تواند بگوید مکتب را در فلان جا بسازید. اداره ولایت، فقط هماهنگ کننده است. در حالی که قانون اساسی می گوید؛ مسوولیت عام و تام ولایت به عهده والی است.

اما هیچ گونه صلاحیتی برای والی داده نشده است. والی مسوولیت عام و تام را دارد و مردم هم او را مسوول می داند؛ اما همین والی حق مقرر کردن را ندارد و رییس دفتر خود را نمی تواند مقرر کند. این در کابل انجام می شود. از نظر اداری ما تا بست هشت را داریم؛ والی فقط صلاحیت مقرری بست شش را دارد. یعنی والی صلاحیت مقرر کردن موتروان و بادیگارد خود را که در بست پنج، چهار، سه، دو و یک را ندارد. اینجا یک خلاء بزرگ است.

به همین دلیل ما می گویم، باید اصلاح کنیم. به همین خاطر در پالیسی حکومت داری محلی آوردیم که وزارت خانه ها دیگر اجرایی نباشند، بودجه ای نباشند؛ به این معنا که وزارت خانه ها، فقط پالیسی ساز باشند، دید استراتژیک را بدهند، هماهنگی ایجاد کنند، چهار چوب های حقوقی ارائه کنند و مکانیزم های پاسخگویی داشته باشند.

صلاحیت اجرایی و بودجه‌ ای را به ولایت ها بدهیم. اگر والی مسوولیت عام و تام دارد، باید صلاحیت بودجه ای و اداری را هم داشته باشد تا بتواند مقتدرانه کار کند. ما از والی ها، بسیا توقع داریم، اما آن ها هیچ صلاحیتی ندارند. من به عنوان یک معین، می توانم افراد را در بست دو، سه و چهار مقرر کنم؛ بدون این که والی بفهمد. هر وقت که بست خالی باشد؛ من مقرر می کنم. آن نفر می رود و می گوید که مکتوب آورده ام در بست چهار کارشناس شما هستم. والی می گوید من شما را نمی شناسم. کارشناس یا مشاور من هستی، اما من هیچ شناختی از شما ندارم.

رابطه والی و امور امنیتی

تیمور شاران: والی مسوولیت عام و تام را در ولایت دارد. عرضه خدمات، حل منازعات و امنیت شهروندان، اما قوماندان امنیه می تواند هیچ گزارشی به والی ندهد؛ بگوید تو مرا مقرر نکرده ای، من هیچ نیازی به راپوردادن به شما ندارم. اما بعضی والی های ما مقتدر اند، از طریق کمیته نظامی، هفته وار یا استثنا هر روز در بعضی ولایات، کمیته های نظامی برگزار می شود. والی در رأس کمیته نظامی است؛ قوماندان امنیه، رییس امنیت و رییس لوا اعضای آن هستند و والی رابطه این ها را هماهنگ می کند. اما روز آخر هیچ گزارشی به والی داده نمی شود؛ به وزارت داخله و شورای امنیت راپور می دهند. جلسات مصوبه دارد، ولی الزامی برای اعضا ندارد. متاسفانه ما در افغانستان متخصص حکومت داری محلی نداریم.

راه حل معضل ادارات محلی

تیمور شاران: یکی از راه های جلوگیری از این مشکلات در دیگر کشورها، انتخابی بودن این مقامات است. با توجه به تجربه انتخابات گذشته افغانستان، این کار پر هزینه و وقت گیر است. اما یک رویکرد متجانس پیش برد جرگه خواهد بود. آن ها می توانند هر دو سال گرد هم آیند، مشاوره کنند و ولسوال خود را انتخاب کنند. در این رویکرد، یک راه میانه برای خوشحال ساختن رییس جمهور این خواهد بود که سه نام را انتخاب و برای استخدام یکی از آن ها، این فهرست را به رییس جمهور بفرستند. این رویکرد می تواند به پیمانه بزرگتر برای والی ها نیز به کار برده شود. هر سه سال، ملک ها گردهم آیند تا به طور غیرمستقیم والی های شان را انتخاب کنند.

Pin on Pinterest0Share on LinkedIn0Share on Google+0Tweet about this on TwitterShare on Facebook0

مطالب مشابه

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید