تغییر گفتمان اقلیت و اکثریت در افغانستان؛ احساس تعصب و تبعیض در اقلیت‌ها و خوی فزونخواهی و  سلطه‌گری در اکثریت

تغییر گفتمان اقلیت و اکثریت در افغانستان؛ احساس تعصب و تبعیض در اقلیت‌ها و خوی فزونخواهی و سلطه‌گری در اکثریت

استاد دانشگاه

جمعه خان محمدی
استاد دانشگاه

۲۳ / قوس ۱۳۹۸ | ۰ دیدگاه
Image Title

انتشار سخنان آقای «حلیم تنویر»(فرد نسبتا درس خوانده و زمانی دارای مقام بلندرتبه دولتی در افغانستان) در سمیناری در شهر کلن آلمان که برای تجلیل از یک راسیست دیگر به نام «گل محمد خان مهمند» برگزار شده بود، واکنش‌ های فراوانی را در رسانه های اجتماعی برانگیخت. موضع‌گیری قاطع سنای افغانستان در محکومیت و حتی ارجاع به دادستانی، یکی از واکنش های مثبت از سوی نهادهای رسمی بود. ما تاکنون موضع رسمی ارگ و ریاست اجرایی حکومت را ندیده ایم. گرچه تعدادی سخنان او را حمل بر انگیزه های شخصی یا در نهایت داعیه های سیاسی کرده؛ برخی دیگر آن را ناشی از تحریک همسایه ها دانسته اند که آقای تنویر، مدتی در یکی از آن کشورها تحصیل کرده و آن کشور در شرایط حاد سیاسی انتخابات افغانستان، نیاز به روشن شدن تنور تنش های قومی دیده است.

بستر اجتماعی تبعیض

شاید آن دلایل برای تحلیل گران سیاسی یا جنایی، اهمیت داشته باشد؛ این که انگیزه های شخصی آقای تنویر چه بوده و به چه دلیل آن سخنان نژادگرایانه را گفته؛ اما برای جامعه شناس، آن دلایل اهمیت چندانی ندارد؛ علم جامعه شناسی با شخص و انگیزه های فردی سر و کار ندارد؛ جامعه شناسی می خواهد که روندهای کلان و گروه های اجتماعی را مورد مطالعه قرار دهد که در بستر تاریخ و تحولات اجتماعی کشور شکل گرفته است.

از نظر جامعه شناس، سخنان آقای تنویر، نماد و سمبل یک جریان فکری و راسیستی است که در  گروه های کلان اجتماعی افغانستان وجود دارد. سخنان تنویر، نمایندگی از یک تفکر و اندیشه خفته در بستر اجتماعی می کند؛ حکایت گر بلند شدن صدای پای فاشیست و راسیست در کشور.

تنویر با طرح مبحث نژاد آریایی و غیر آریایی، قصد دارد که برای سال های بعد، مرزهای قومی را به گونه دیگر تعریف و تجدید کند و دو کتله پشتون و تاجیک را در برابر اقوام دیگر کشور قرار دهد. از این رو، وی بحث گروه های اکثریت و اقلیت را با نخوت و گردن فرازی مطرح کرد که اکثریت بار دیگر با استفاده از ابزار زور، اقلیت ها را به انقیاد بکشند. او فکر می کند که تاریخ بار دیگر تکرار خواهد شد؛ شلاق مهمند، عبدالقدوس خان و سرداران دیگر، بار دیگر بر گرده اقلیت ها کوبیده خواهد شد و با شلاق زور و تهدید، آنان را وادار به اطاعت خواهند کرد.

فکر استفاده از زور در گروه‌ های اکثریت، برای انقیاد اقلیت ها، چنان در افغانستان ریشه دار شده که آنان خوی رفتارهای آپارتاید منشانه نژادی گرفته و به طبیعت ثانوی آنان بدل شده است.. آنان اگر در قلب اروپا هم بروند، نمی توانند از این تفکر دست بردارند؛ انان نه تنها این نوع فکر را  ناپسند نمی دانند؛ که به آن افتخار هم می کنند. آرزو دارند اگر روزی به قدرت برسند؛ رفتارهای مهمند و قدوس خان و دیگر راسیست ها را دوباره و چند صد باره تکرار کنند.

اقلیت ها کیستند؟

 اقلیت ها در افغانستان کیستند؟ دردشان چیست؟ اکثریت چه کسانی اند و خواست آنان چه می باشد؟ دیدگاه اکثریت نسبت به اقلیت ها چه بوده و چرا گروه های اکثریت اجازه نمی دهند اقلیت ها خود را در آیینه افغانستان بنگرند؟ بازخورد این وضعیت برای آینده سیاسی کشور چیست؟

در شرایط فعلی نیاز داریم، یک تعریف از وضعیت اقلیت و اکثریت در افغانستان داشته باشیم؛ تا مبانی سخنان نژادگرایانه آقای تنویر و امثال او را بدانیم؟ اقلیت ها نیز بدانند که با چه مشکلات ساختاری در جامعه خود، دست و پنجه نرم می کنند؟ منطق نهان پشت این مشکلات چیست؟

تعریف اقلیت

در تشخیص و تعریف اقلیت در هر جامعه ای، باید به دو عنصر اساسی توجه نماییم؛ گروه و هویت که با یکدیگر پیوند عمیق دارند: یکی گروه(بیشتر امر کمی است که افراد بر اساس تعداد و نوع روابط فی ‌مابین خودشان را باز می‌یابند) و دیگری هویت(امر کیفی که معرف آن به دیگران است؛ به این صورت که چه تعریفی از خود داشته یا دیگران از آن‌ها دارند).

در جهان، گروه های اجتماعی همواره خود را دارای هویت جداگانه و مستقل نسبت به دیگران می دانند. می توان پیوند آن دو را در تعریف «اقلیت» به خوبی دید. اتفاقا همان دو عنصر، نیز موجب جدایی اقلیت از اکثریت می گردد.

اقلیت عبارت است از «گروهی از یک جامعه سیاسی و یا دولت – کشور که معمولا از نظر تعداد، کمتر از سایر اعضای جامعه بوده، به دلیل عواملی چون قومیت، مذهب، زبان، فرهنگ و… دارای هویتی متمایز از دیگر اعضای جامعه اند و در عرصه های گوناگون، به ویژه اداره جامعه، به طور مؤثر و با فرصت یکسان، مشارکت و حاکمیت ندارند و در معرض تبعیض، تحقیر و ستم قرار دارند».

شاخص های اقلیت ساز

 در تعریف گروه اقلیت، چند شاخص بیان شده که آن را  از گروه اکثریت، متمایز می سازد:

۱- تمایز نژادی، قومی، زبانی، مذهبی و جنسیتی

۲- نابرابری در استفاده از فرصت های اجتماعی

۳- جود تبعیض، تحقیر و ستم اجتماعی از سوی اکثریت

اگر این شاخص ها در هر جامعه ای وجود داشته باشد، افراد جامعه، به صورت خود به خودی در یکی از گروه های اجتماعی بر اساس زبان، قومیت، مذهب و جنسیت دسته بندی می گردند. جامعه، با مارک های از قبل تدارک دیده شده، به این افراد می گوید که امتیازات و فرصت های اجتماعی شما چیست؟ چه مقدار است و مرزهای حرکت شان تا کجاست؟ حظ قرمزشان چیست؟ از  کدام یک از فرصت ها بهره برداری می توانند و از کدام یک نمی توانند استفاده کنند؟ این مساله، زمینه را برای شکل گیری طبقه اجتماعی و تبعیض طبقاتی، کاست اجتماعی و همچنین آپارتاید نژادی، مذهبی و جنسی فراهم خواهد ساخت.

 شاخص های اقلیت ساز در افغانستان

بر اساس تعریفی که از اقلیت ارائه گردید؛ افراد در افغانستان با شاخص های زیر دسته بندی می شوند:

۱- شاخص قوم، زبان و قومیت؛ مردم در افغانستان در اکثر موارد دارای مرزهای مشترک اند و رابطه خیلی تنگاتنگی دارند. مثلا قوم ازبک شامل افرادی می گردد که هم از لحاظ قومیت، ازبک اند و از نظر زبانی نیز با زبان ازبکی تکلم می کنند. یا قوم هزاره، شامل افرادی می گردند که هم دارای گویش های هزارگی اند و با زبان هزارگی سخن می گویند و هم تعلقات نژادی با این گروه دارند. همین طور در مورد زبان پشتو و قومیت پشتون این سخن صادق است.

۲- مذهب و دین؛ دین رسمی در افغانستان اسلام است، اما سیک ها و هندوها اقلیت های دینی اند. اما در داخل چوکات دین، باز تمایزاتی دیده می شود؛ یک تعداد پیروان مذهب حنفی اند و یک تعداد پیرو مذهب جعفری. در بحران های مهم سیاسی و اجتماعی، مذهب خودش را به خوبی نشان می دهد. مذهب باعث قربانی های زیادی شده است.

۳- جنیست؛ مرد یا زن بودن در افغانستان، باعث تغییر افراد در دسته بندی های متفاوت می گردد. زنان در استفاده از فرصت ها، نسبت به مردان در وضعیت نابرابری قرار دارند.

شاخص هایی که در  بالا، بیان شد، افراد را در افغانستان طبقه بندی می کنند. این شاخص ها به افراد اجازه می دهد که تا چه اندازه از امتیازات و فرصت های اجتماعی بهره مند یا نابهره مند شوند.

شاخص های فوق، تعیین کننده سرنوشت افراد جامعه است. بر اساس آن،  افراد لایق گروه اقلیت اجتماعی در قعر جدول استخدام و کنکور و متقابلا افراد نالایق گروه اکثریت، در صدر جدول امتیازات اجتماعی قرار می گیرند. اگر بحث های کنکور، بودجه متوازن، استخدام در وزارت خانه ها و ادارات دولتی و نظامی را دقیقا پی گیری کنیم، می فهمیم که چرا اقلیت ها با دیوار بلند تعصب و تبعیض از سوی گروه  اکثریت روبرو می گردند.

فرومول تعیین وضعیت اقلیت ها

دانشمندان برای تعیین وضعیت اقلیت ها در یک جامعه، فرمولی را بیان کرده که نشان می دهد بین تعداد افراد یک گروه و میزان مشارکت آنان در قدرت، امتیازات اجتماعی و همچنین وجود تبعیض و تعصب یک رابطه هم‌پوشانه ای دیده می شود. انان می گویند که:

«میزان و شدت در اقلیت بودن = مشارکت کمتر از بقیه گروه‌ها، در اداره کلیت جامعه یا فقدان فرصت برابر در اداره جامعه + تبعیض و تحقیر یا احساس آن ها + وجود هویت متمایز + تعداد کم“.

بر اساس این فرمول، گروهی در جامعه، به نام اقلیت یاد می گردد که مشارکت برابر با دیگر گروه ها، در قدرت سیاسی جامعه نداشته و احساس کند که در تصمیم گیری ها سهمی ندارند. در هرجا که امتیازات و فرصت ها باشد، آنان با تبعیض و تحقیر روبرو می گردند. همین مسایل باعث می شود که گروه اقلیت از گروه اکثریت متمایز گردد.

آپارتاید نژادی در گروه های اکثریت

فرمول فوق دقیقا وضعیت اقلیت ها را در افغانستان تشریح می کند. مشاهدات ما و شما نشان می دهد که تصمیم گیری در مورد استخدام در ارتش، پلیس و سایر پست ها، توزیع بودجه و دادن امتیازات کلان اجتماعی نظیر تعدیل واحد های اداری، همگی از منظر اقلیت و اکثریت دیده می شود. این وضعیت همان آپارتاید نژادی است که دنیا به در نتیجه آن به طرف نابودی و سرکوب در حرکت است. اما در افغانستان عده ای به دنبال برجسته تر کردن آن اند.

متاسفانه گروه های اکثریت در جامعه‌ افغانستان، که از این وضعیت سود می برند؛ قویا تلاش می کنند که ضرورت شناسایی و بررسی وضعیت گروه‎های قومی در افغانستان به عنوان اقلیت‌های تحت تبعیض، انکار شود. یا این که اجازه ندهند که چنین مباحثی طرح گردد و می گویند که در افغانستان وحدت ملی وجود دارد. طرح این گونه مباحث به وحدت ملی اسیب می رساند و یا  وجود هر نوع تعصب و تبعیض را انکار می کنند. استدلال آنان این است که ما همه مسلمان و همه افغانیم. دسته بندی‌ افراد به  اکثریت /اقلیت خطاست و این کار خارجی هاست.

ترس و از خود بیگانگی در اقلیت  ها

تا به حال در مورد وضعیت اقلیت های افغانستان مطالعه دقیقی انجام نشده است، که روند میزان و شدت تبعیض و تعصب از گذشته تا به حال چگونه بوده و جامعه به کدام سو در حال حرکت می باشد؟

اقلیت ها، آن‌قدر در جامعه افغانستان با حس حقارت زندگی کرده اند که گاهی خود آنان ترجیح می‌دهند خود را اقلیت نگویند و ذیل گروه های اکثریت طبقه بندی شوند، چنا‌ن‌که تاکنون تعداد زیادی از هزاره های ساکن در ولایت های شمال کشور، تحت پوشش قوم دیگر در افغانستان زندگی می کردند، به نام آنان تذکره می گرفتند و خود را با نام همان قوم ثبت می کردند. برخی از جوانان آنان به تازگی تصمیم گرفته اند که خودشان را با هویت اصلی ثبت کنند و از نام هزاره بودن نترسند. باز عده دیگر از آنان همچنان می کوشند که با همان هویت دوم، زندگی کنند و به هویت اصلی برنگردند.

راه حل ها

برای این که گفتمان غالب در روابط اکثریت و اقلیت در کشور تغییر کند؛ باید راه حل بلند مدت و کوتاه مدت را  در پیش بگیریم. این راه حل ها عبارت اند از:

۱- درخواست از سازمان های بین المللی و محافل علمی، برای مطالعه همه جانبه و بی طرفانه وضعیت اقلیت های افغانستان و زیر نظر گرفتن دایمی آنان به منظور حفاظت از حقوق شهروندی و حقوق بشری شان.

۲- ارائه یک تصویر دقیق و شفاف از وضعیت اقلیت های افغانستان، مطابق با استانداردهای بین المللی و پذیریش این مساله از سوی نهادهای ناظر خارجی و دولت افغانستان و گروه های اکثریت در کشور، تا در پرتو حقوق شهروندی و میثاق های بین المللی، حقوق اقلیت ها در کشور رعایت گردد و حداقل در آینده جلو نسل کشی آنان گرفته شود.

۳- مبارزه پیگیری فرهنگی و سیاسی با هر نوع تفکرات تبعیضی نژادی یا رفتارهای نژادگرایانه در افغانستان و درخواست همکاری و همراهی از نیروهای روشنفکر و منصف اقوام پشتون و تاجیک.

۴- پرهیز از هتاکی و بی احترامی به اقوام کشور. مبارزه با تفکرات شئونیستی و قوم گرایانه و نه مباز با اقوام افغانستان. اقوام، زبان ها و مذاهب امر اختیاری افراد نیست؛ امر اجتماعی، طبیعی و خدادادی است.

۵- راه اندازی کار و زار بین المللی برای محاکمه افراد که دارای تفکر و رفتار متعصبانه و تبعیض گونه هستند؛ در محاکم داخلی و خارجی افغانستان، به منظور عبرت گیری و جلوگیری از نقض حقوق شهروندی در آینده.

۶- پیشه سازی سیاست افشاگرایانه و برجسته سازی رفتارهای ضد برابری و حقوق شهروندی از سوی گروه های اکثریتی افغانستان، در سطح جهان. این سیاست تاکنون خوب جواب داده است. دولت افغانستان و گروه های اکثریت تا سال های آتی به کمک جامعه جهانی نیاز دارند. آنان مجبور اند خودشان را با استانداردهای جهان هماهنگ کنند. چنان‌که اگر جنبش تبسم، شکل نمی گرفت و تظاهرات افشاگرایانه در کابل و شهرهای مهم جهان نمی شد؛ تاکنون هزاران دختر هزاره مانند تبسم گردن زده می شدند.

دوستان، جهانی شدن و جهانی سازی بهترین فرصت برای اقلیت هایی اند که تاکنون دنیا صدای شان را نشنیده است و به آنان فرصت می دهد که نقض حقوق شان را مستندسازی و افشاگری کنند.

Pin on Pinterest0Share on LinkedIn0Share on Google+0Tweet about this on TwitterShare on Facebook0

مطالب مشابه

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید