از انتخابات تا مصالحه؛ فضای سیاسی افغانستان در ماه های آینده تا کجا ملتهب می شود (بخش دوم و پایانی)

از انتخابات تا مصالحه؛ فضای سیاسی افغانستان در ماه های آینده تا کجا ملتهب می شود (بخش دوم و پایانی)

۶ / عقرب ۱۳۹۸ | ۰ دیدگاه

همزمان با مسئله انتخابات و تعویق دو هفته ای اعلام نتایج ابتدایی، زلمی خلیلزاد نماینده ویژه آمریکا در امور مصالحه به تازگی وارد کابل شده و با طرف های مختلف افغان دیدار و گفتگو کرده است. این سفر آقای خلیلزاد حدود یک ماه پس از تویت رییس جمهور ترامپ در باره توقف و پایان مذاکرات صلح با طالبان به کابل انجام می شود. در آن تویت آقای ترامپ نپذیرفتن آتش بس توسط طالبان را دلیل توقف مذاکرات اعلام کرده بود.

اما آقای خلیلزاد دوباره این هفته وارد کابل شده و در تازه ترین دیدار خود با رییس اجرایی افغانستان صلح را اولویت اصلی مردم و حکومت های افغانستان و آمریکا دانسته است. همزمان با این دیدارهای آقای خلیلزاد در کابل، شام گذشته (یک شنبه، ۵ عقرب) طرح تازه حکومت افغانستان برای مصالحه نیز به رسانه ها درز کرد. در این طرح، به نظر می رسد رویکرد حکومت وحدت ملی نسبت به مصالحه تغییر کرده و موارد ذکر  شده در آن همخوانی بیشتر با روند گفتگوهای صلح به رهبری آمریکا دارد.

اقدامات تازه خلیلزاد به کجا می‌انجامد؟

پس از توقف مذاکرات صلح از سوی رییس جمهور ترامپ، زلمی خلیلزاد نماینده ویژه آمریکا برای مصالحه افغانستان در اوایل ماه میزان با حضور در حاشیه نشست های مجمع عمومی سازمان ملل دیدارهای خود را با مقامات کشورهای مختلف از سر گرفت. پس از آن، آقای خلیلزاد به تاریخ ۱۰ میزان به پاکستان سفر کرد و علاوه بر دیدار با مقامات پاکستانی، گفتگوهای غیررسمی نیز با نمایندگان طالبان داشت. بر اساس گزارش های تایید نشده در آن گفتگوها آقای خلیلزاد آغاز دوباره مذاکرات صلح را مشروط به کاهش خشونت ها در افغانستان عنوان کرده بود.

به نظر می رسد آقای خلیلزاد دور تازه تلاش های خود برای از سرگیری مذاکرات بین الافغانی را از ایجاد اجماع بین المللی و منطقه ای شروع کرده و پس از آن وارد افغانستان شد. آقای خلیلزاد به تاریخ ۳۰ میزان در نشستی با همتایان اروپایی خود به شمول نمایندگان سازمان ملل بحث مصالحه در افغانستان را دنبال کرد. در پایان این نشست دو روزه، نمایندگان کشورهای بریتانیا، ایتالیا، آلمان، ناروی، فرانسه، اتحادیه اورپا، سازمان ملل و آمریکا در اعلامیه مشترک تعهد خود را به صلح پایدار در افغانستان بیان داشته و اعلام نمودند که خواهان همکاری با حکومت افغانستان، طالبان و دیگر طرف های افغانی در زمینه مصالحه می باشند.

پس از این نشست، جدی ترین جلسه در یک ماه گذشته در رابطه با مصالحه که به نظر می رسد به ابتکار آقای خلیلزاد راه اندازی شده بود، جلسه چهارجانبه در مسکو بود. در آن نشست که نمایندگان، چین، روسیه، آمریکا و پاکستان شرکت کرده بودند، روی مواردی نظیر آغاز دوباره هر چه عاجل مذاکرات صلح، کاهش خشونت ها “از سوی همه طرف ها”، تاکید بر این که از افغانستان برای حملات تروریستی علیه کشورهای دیگر استفاده نشود و مبارزه با مواد مخدر تاکید شده است.

اعلامیه نشست مسکو در عوض حمایت از آغاز دوباره مذاکرات، روی نگرانی ها و منافع دو کشور چین و روسیه نیز به صورت جدی تاکید می کند. بر اساس گزارش ها، پکن و مسکو از گروهای افراط گرا نظیر جنبش اسلامی ترکستان شرقی و داعش نگران اند و آن ها را تهدیدهای امنیت ملی خود می دانند؛ علاوه بر این روسیه نیز از مواد مخدر و قاچاق آن به آسیایی میانه نگران است. اموری که هر کدام به صورت واضح بدون در این اعلامیه گنجانیده شده و روی مبارزه با آن ها تاکید شده است.

اما شرکت پاکستان در نشست مسکو و تاکید آن کشور بر آغاز دوباره مذاکرات و خواست مکرر مقامات آن بر از سرگیری مذاکرات صلح با طالبان در طول بیش از یک ماه گذشته از زمان توقف این مذاکرات، بیانگر آن است که اسلام آباد به میکانزم مورد بحث و مذاکره آمریکا با طالبان علاقمند است و به نظر می رسد آن را زمینه ساز نفوذ خود در افغانستان می داند؛ امری که زمینه تداوم مداخلات پاکستان در افغانستان را مساعد می سازد و همزمان نگرانی های گسترده را در افغانستان به میان آورده است. با آن که دیدگاه آمریکا نسبت به پاکستان، استراتژیک نیست اما روابط استراتژیک اسلام آباد با پکن و مسکو شک و تردیدها نسبت به نیات اسلام آباد در حمایت از مذاکرات صلح را برجسته می سازد.

با همه این ها، اما تفاوت این دور نشست های آقای خلیلزاد در اروپا، آسیا و افغانستان در این است که او بیشتر شنونده بوده است. به گفته یکی از منابع دیپلماتیک آقای خلیلزاد در این دور نشست ها تلاش کرده تا نظریات طرف های مختلف در مورد روند مصالحه را داشته باشد.

نشست بین الافغانی چین

پس از مجموع تلاش های آقای خلیلزاد در هفته های گذشته، قرار بود گفتگوهای بین الافغانی به میزبانی چین برگزار شود. این گفتگوها می توانست آغاز دوباره در سلسله گفتگوهای صلح و پیش درآمد آغاز مذاکرات صلح میان آمریکا و طالبان باشد. اما بر اساس گزارش ها، با توجه به این که گفتگوهای بین المللی افغانی چین قرار بود همانند نشست های بین الافغانی دوحه و مسکو برگزار شود و در آن حضور شخصیت های سیاسی اپوزیسیون و خارج از حکومت افغانستان بیشتر تبارز داشته باشد، مورد قبول آقای غنی قرار نگرفته و شرکت کنندگان حکومتی برای آن معرفی نشد.

با این حال گزارش ها حکایت از تعویق نشست بین الافغانی چین دارد و این بدان معناست که این نشست در آینده نزدیک برگزار می گردد. به نظر می رسد، نشست بین الافغانی چین بیشتر یک حرکت تاکتیکی پکن در مسیر مصالحه افغانستان است و برآمده از محاسبات استراتژیک چین در امور افغانستان نمی باشد. افغانستان با آن که مرز مشترک و مستقیم با چین دارد، اما در محاسبات استراتژیک چین در جنوب آسیا و آسیای میانه اهمیت درجه چندم داشته است. به این جهت، با آن که از سال ۲۰۱۴ به بعد، چین از نگاه امنیتی به افغانستان می نگرد، اما اقدامات این کشور در سال های گذشته نشان داده که با توجه به شراکت استراتژیک کابل با واشنگتن، چین دیدگاه تاکتیکی به این همسایه نزدیک خود دارد. از این منظر، گفتگوهای صلح بین الافغانی در چین، دارای اهمیت استراتژیک نبوده و پیامدهای آن ولو تاکتیکی برای منافع پاکستان و یا آغاز دوباره مذاکرات صلح آمریکا با طالبان در دوحه می باشد.

طرح جدید صلح افغانستان

در جریان دیدارهای زلمی خلیلزاد ازکابل، طرح ۳ صفحه ای حکومت افغانستان برای مصالحه به رسانه ها درز کرده است. این طرح در هفت نکته و مبحث ارائه گردیده است. به نظر می رسد آغاز این طرح که به شدت متفاوت از طرح سال گذشته رییس جمهور غنی برای کنفرانس ژنو است، الهام گرفته از سفارشات برخی از مقامات پیشینی آمریکایی می باشد. اخیرا انی فوتزهایمر معاون پیشین وزارت خارجه آمریکا در امور افغانستان در مقاله ای برای خبرنامه تحت عنوان “چه کسی برای آینده افغانستان تصمیم می گیرد پیشنهاد کرده بود که به جای طالبان، حکومت افغانستان ابتکار مذاکره روی چگونگی خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان را بگیرد. در بند اول این طرح نیز تحت عنوان مذاکرات با ناتو و آمریکا، آمده است که حکومت افغانستان تدوین میکانزم و برنامه اجرایی مشترک از سوی کابل و واشنگتن را برای خروج نیروهای آمریکایی و چارچوب همکاری در مبارزه با تروریزم پس از خروج را پیشنهاد می کند. در این طرح گفته شده که این مذاکرات می تواند بر اساس گفتگوهای آمریکا و طالبان در سال گذشته صورت گیرد.

بخش دوم طرح به مذاکره با طالبان پرداخته و گفته پس از آن که طالبان گرانتی های خود را مبنی بر خروج نیروهای خارجی بدست آورد می توانند با هیئت ۱۵ نفری حکومت افغانستان مذاکره کنند. بخش سوم طرح به مذاکره با پاکستان اختصاص یافته و در آن گفته شده که ریشه مشکلات پاکستان است و باید روی آن مذاکره صورت گیرد. در این بخش تصریح شده که افغانستان نیاز دارد بداند که پاکستان دیگر به تروریستان پناهگاه نمی دهد و اسلام آباد نیز بداند که افغانستان شریک برای تجارت و پروژه های انرژی که به توسعه اقتصادی پاکستان کمک کند، می باشد.

بخش چهارم به گفتگوها با همسایگان، منطقه و جهان اسلام می پردازد و بخش ششم آن نیز تقویت ساختارهای ملی افغانستان اختصاص یافته که در آن مشخصا به تقویت نیروهای امنیتی افغانستان، مبارزه با فساد و تقویت حکومت داری خوب پرداخته شده است. بخش هفتم طرح به التیام بخشی در سطح محلی پرداخته است. در همین حال در این طرح برای وضعیت آنی سه مورد پیشنهاد شده است: برگزاری یک جرگه کوچک از نیروهای سیاسی، جامعه مدنی، نمایندگان خانواده های قربانیان، جوانان، زنان برای مشورت عمومی، ایجاد گروه مشورتی متحد در سطح نمایندگان ویژه از ۱۲ تا ۱۵ کشور و سازمان های بین المللی و برگزاری یک کنفرانس یک روزه در کابل و برگزاری گفتگوهای بین الافغانی.

نقاط قوت و ضعف طرح مصالحه

این طرح حکومت افغانستان دارای نقاط قوت از جمله گرفتن ابتکار برای مذاکرات خروج نیروهای خارجی از کشور و تعیین تکلیف با پاکستان می باشد. از آن جایی که اسلام آباد همواره یکی از عوامل ناآرامی ها در افغانستان پنداشته می شود، یکی از خواسته های عمومی در داخل کشور فشار بر پاکستان بر تغییر سیاست بزرگ آن در قبال افغانستان است. اما در حوزه مذاکرات برای خروج نیروها، با آن که چنین پیشنهادی می تواند ابتکار عمل را از طالبان بگیرد اما شرایط شکننده سیاسی-امنیتی به اضافه شکاف گسترده میان نخبگان و عدم حمایت بسیاری از آن ها از حکومت وحدت ملی باعث شده تا زمینه مانور حکومت به عنوان سمبول قدرت ملی در افغانستان در محاسبات شرکای بین المللی و استراتژیک کشور، ضعیف بوده و قابل تامل نباشد. همزمان با این، مذاکرات یک ساله آمریکا با طالبان این فرصت را از حکومت افغانستان تا حدی زیادی گرفته و به نظر می رسد اجرای طرح جدید کابل به عنوان آغاز جدید و تکرار یک سال گذشته برای واشنگتن پنداشته می شود.

همزمان با این، امری دیگری که بیانگر اختلاف بزرگ در موضع کابل و واشنگتن در امر مصالحه است، نوع نگاه این دو به پیش شرط مذاکره با طالبان در مرحله مذاکرات بین الافغانی است. در بند دوم طرح جدید حکومت، بر موضوع آتش بس دو طرفه پیش از آغاز مذاکرات تاکید شده در حالی که موضع حکومت رییس جمهور ترامپ کاهش خشونت ها پیش از سرگیری مذاکرات بین آن ها و طالبان است. امری که بیانگر شکاف جدی میان دیدگاه کابل و واشنگتن بر از سرگیری مذاکرات با طالبان است.

با این حال، اما طرح جدید افغانستان نسبت به طرح قبلی آن در باره مصالحه بیشتر عملیاتی و قابل تامل و اجرایی به نظر می رسد. اما این که آیا در سوی ایالات متحده میلی برای تامل روی آن وجود دارد خود قابل سوال است. همزمان با این، به نظر می رسد توقف مذاکرات از سوی ترامپ، طالبان را به واقعیت های دیگری آشنا کرده است. پس از این اقدام ترامپ، شورشیان نیز دریافته اند که نوع نگاه شان به موضع آمریکا و قدرت مانور این گروه به شدت غیرواقع بینانه بوده و سطح انتظار شان نیز از این مذاکرات متورم شده بود.

جدای از این موضوع، در صورتی که سناریوی رفتن انتخابات به دور دوم مطرح باشد و موضع واشنگتن و کابل نیز در امر مصالحه با این میزان از شکاف و ناهمگونی در ماه های آینده باقی بماند، به نظر می رسد التهاب سیاسی در آینده نزدیک بیشتر خواهد شد؛ امری که نیازمند درایت سیاسی و همکاری نزدیک در کابل و واشنگتن است.

Pin on Pinterest0Share on LinkedIn0Share on Google+0Tweet about this on TwitterShare on Facebook0

مطالب مشابه

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید