۱۸ سال قبل؛ چگونه «سربازان اسب سوار» به آزادسازی افغانستان از طالبان کمک کردند؟

۱۸ سال قبل؛ چگونه «سربازان اسب سوار» به آزادسازی افغانستان از طالبان کمک کردند؟

۳۰ / میزان ۱۳۹۸ | ۰ دیدگاه

نویسنده: دیانا استاسی کوریل

نشر شده در: ملیتری تایمز

قبل از حملات یازده سپتمبر، کاپیتان «مارک ناتش» هرگز این انتظار را نداشت که از مهارت اسب سواری خود که در مزارع گاو در کانزاس یاد گرفته بود، در نبرد استفاده کند.

اما چند هفته بعد از آن، در ۱۹ اکتبر ۲۰۰۱، ناتش و تیمی از ۱۱ کلاه سبز هان (کماندو های آمریکایی) با گروه پنجم تیم عملیاتی الفا ۵۹۵ وارد افغانستان شدند تا فقط با اسب، این منطقه را از طالبان بدون تانک و موجودیت موتری نجات دهند.

ناتش به میلیتری تایمز گفت: “حدودا ۴۸ ساعت قبل از ورود، ما نمی دانستیم که اسب ها هم برای استفاده حمل و نقل با ما خواهند بود.”

او بیان کرد: “هیچ کس زین های آماده برای اسب ها را نداشت. بنابراین ما فقط…تصمیم گرفتیم تا از اسب های محلی با زین های شان و تجهیزات محلی استفاده کنیم.”

تیم عملیاتی ۵۹۵ یکی از چندین تیم نیروهای ویژه بود که پس از حملات یازده سپتامبر به عنوان بخشی از ماموریت های غیر متعارف موسوم به “نیروی رزمی خنجر” برای سرنگونی طالبان به افغانستان اعزام شده بودند. گروه شورشیان پناهگاه امنی برای اسامه بن لادن رهبر القاعده، در افغانستان فراهم کرده بود.

ناتش گفت: اگرچه از همه آنها انتظار نمی رفت که از این ماموریت جان سالم به در ببرند، تیم آن ها به عنوان یک گروه باتجربه که با جنگ آشنا بود، شهرت کسب کرده بود.

او اظهار داشت که  از میان این ۱۲ مرد ۵ تن آن از سربازان جنگ دیده بودند که در سومالی، بوسنی یا جنگ اول خلیج فارس خدمت کرده بودند.

ناتش گفت: “ما تجربه زیادی در آن تیم داشتیم. میانگین سن ما ۳۲ سال بود، ما در آن مقطع به طور متوسط هشت سال سابقه خدمت داشتیم و به عنوان یک تیم بزرگ سال، رشید و متمرکز بر جنگ در نظر گرفته شده بودیم.”

در کنار همتایان آژانس اطلاعات مرکزی (سیا) و رهبران قومی ضد طالبان، تیم عملیاتی ۵۹۵ و چندین تیم کلاه سبز ها، کماندوهای امریکایی تنها چند ماه پس از این که هواپیما ها در برج های دوقلو و پنتاگون اصابت کردند، به افغانستان در سقوط طالبان کمک کردند.

ناتش که به نیروهای ویژه پیوست تا با تیم های کوچک کار کند، و نیز به عنوان فرمانده تیم عملیاتی ۵۹۵ برای دو سال قبل از حادثه یازده سپتامبر کار کرده بود، پیش از این نیز به خاورمیانه اعزام شده بود.

گروه عملیاتی الفا به ناتش احتیاج داشت. بعدا او مجدداً به عنوان فرمانده تیم منصوب شد. چند روز بعد، در ۱۴ سپتامبر ناتش فهمید که گروه عملیاتی الفا آماده اعزام است.

ناتش گفت: “تیم من آگاه شد که ما می خواهیم اولین تیم نیروهای ویژه که اعزام شده اند باشیم. به طور کامل نمی دانستیم در آن مقطع چه چیزی رخ خواهد داد. اما آنها به ما گفتند که شروع به برنامه ریزی کنید.”

برای آماده سازی گروه عملیاتی الفا، نیروهای رزمی خنجر از نقشه نشنل جیوگرافیک و نقشه های توریست ها در جریان مطالعه شان روی شناسایی شخصیت ها استفاده می کردند. ناتش بیان کرد که تیمی که اتحاد شمال را تشکیل می داد؛ به نام «جبهه مقاومت شمال» شناخته می شد که متشکل از رهبران تاجک، ازبک و هزاره ها بودند.

گرین بریت و همتایان سازمان سیا برای متحد کردن این گروه ها تلاش کردند تا یک گروه ملیشه، نزدیک به ۵۰۰۰ مبارز تشکیل دهند.

تیم عملیاتی الفا، ابتدا در اکتبر ۲۰۰۱ قبل از وارد شدن به افغانستان، در ۱۹ اکتبر با یک هلیکوپتر به ازبکستان رفت تا با «جنرال عبدالرشید دوستم» ارتباط برقرار کنند.

دوستم یک جنرال کمونیست سابق بود که به دلیل تغییر موضع خود در منازعات قبلی مشهور شده بود.

«جان اف ملهولند» جنرال باز نشسته و همچنین فرمانده سابق فرمانده عملیات ویژه ارتش آمریکا به اسوشیتیدپرس گفته بود که: “ما چیزی درباره این سربازان نمی دانستیم. همه آنها دستان آلوده به خون دارند. هیچ کدام شان بازیگر پاک نیستند.”

ملهولند اضافه کرد: “تعداد ناشناخته های زیادی وجود داشت. اما مهربان بودند.”

به محض ورود، این تیم چیزهای زیادی برای آموختن داشتند، از جمله نحوه سوار شدن بر اسبهای افراد محلی.

ناتش می گفت: “ما متوجه این بودیم که چطور اسلحه خود را حمل کنیم، چه وسایلی را با خود نگه داریم، چه چیزی را می توانیم روی اسب بگذاریم، چه چیزی را پشت سر باید گذاشت و اینکه به افراد کنارم می توانم اعتماد کنم و یا کمینی در آن جلوتر وجود خواهد داشت.”

او در عین حال تاکید کرد که”در کنار یاد گرفتن اینکه چطور سوار اسب ها شویم، چیزهای خیلی زیادتری بودند که ما باید یاد می گرفتیم.”

به گفته او: “این شانس او بود که در یک مزرعه بزرگ شده بود و راه خود را در استفاده از اسب ها می دانست.”

همه، به اندازه ناتش با تجربه نبودند. یکی دیگر از اعضای تیم خیلی کم در دوران مکتب اسب سواری کرده بود و برای ۱۰ عضو دیگر این تجربه کاملا جدید بود.

این مردان اساساً به محض ورود به افغانستان، برای ساعت ها اسب سواری را تمرین کردند و صدمه دیدند؛ در حال که آنان در روند جدید نیاز به انرژی داشتند.

علاوه بر این، بر اساس خبرنامه ارتش، زین ها و تجهیزات سوارکاری برای آمریکایی هایی که از همتایان افغانستان بزرگتر و سنگین تر بودند، طراحی نشده بود.

اگرچه به گفته ناتش در ابتدای یادگیری سختی های خود را داشت، اما آنها به خوبی توانستند با آن سازگار شوند و در واقع اسب ها نیز انعطاف پذیری لازم را  برای آن ها فراهم می کردند. به عنوان مثال: آنها می توانستند در هر زمانی از روز و شب در هر جایی اسب سواری کنند.

در همین حال، طالبان و القاعده تحرک محدودی در تانک های باقی مانده از زمان خروج اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان در دهه ۱۹۸۰ داشتند.

ناتش اظهار داشت: “اسب ها به ما اجازه دادند که در اطراف و پشت سر – نیروهای دشمن –قرار گیریم و ارتباط شان را با نیروهای کمکی قطع کنیم. این امر به این دلیل ممکن بود که تیم های ویژه در سلول های سه نفره به همراه متحدین افغان خود کار می کردند و می توانستند دشمن را از نقاط برتر در مناطق مجاور ببینند.”

در دهم نوامبر، تیم عملیاتی الفا و متحدین شبه نظامی، شهر مزارشریف را از تصرف طالبان آزاد کردند و این نشان دهنده یک پیروزی بزرگ بود که راه را برای موفّقیت در آینده هموار کرد. هفته ها بعد، طالبان در مناطق دیگر افغانستان تسلیم شدند.

ناتش در مورد متحدان افغانستان گفت:”حضور ما در جبهه جنگ باعث امیدواری افغان ها شد و آن ها را تشویق کرد که می توانند آینده ای بهتر داشته باشند. من با افتخار می گویم که ۱۸ سال بعد، این گروه ها هنوز متحد هستند و تلاش می کنند بخشی از راه حل سیاسی باشند.”

کاپیتان ناتش رهبری گروه پنجم عملیاتی الفا 595 را به عهده داشت. این تیم سوار بر اسب ها در حالی با متحدین شبه نظامی کار میکردند، که افغانستان را از دست طالبان در سال 2001 نجات دهند. / عکس: Mark Nutsch

کاپیتان ناتش رهبری گروه پنجم عملیاتی الفا ۵۹۵ را به عهده داشت. این تیم سوار بر اسب ها در حالی با متحدین شبه نظامی کار میکردند، که افغانستان را از دست طالبان در سال ۲۰۰۱ نجات دهند. / عکس: Mark Nutsch

برادری پایدار

برادری بین ناتش و افراد که در زمان ماموریت شان، با او خدمت می کردند، همچنان ادامه دارد. در حقیقت ناتش و چندین عضو گروه عملیاتی الفا و کماندوهای آمریکایی، پنج سال پیش برای راه اندازی یک تجارت گردهم آمدند.

محصول اصلی شرکت آن ویسکی سربازان اسب سوار است.

در بطری های آن، تصویری از سرباز سوار بر اسب نصب شده که ازآهن ساخته شده و مرکز تجارت جهانی نیز در آن نمایش داده شده است؛ امری که برای یاد آوری کسانی که در ۱۱  سپتامبر جان های خود را از دست داده اند، عنوان شده است.

ناتش و سایر مردانی که همراه با وی خدمت کرده بودند پس از پایان دوره خدمت خود یک تولیدی به نام ازادی امریکایی به راه انداختند / عکس: Mark Nutsch

ناتش و سایر مردانی که همراه با وی خدمت کرده بودند پس از پایان دوره خدمت خود یک تولیدی به نام ازادی امریکایی به راه انداختند / عکس: Mark Nutsch

اگرچه تیم آنها سابقه ای در زمینه تجارت نداشتند، اما آنها از تجربه نظامی خود استفاده کرده اند.

ناتش گفت: “ما مانند یک مأموریت عملیات ویژه آنرا در نظر گرفتیم.” “ما چیزهای زیادی راجع به آنچه اتفاق می افتد نمی دانیم، اما ما آن را مطالعه می کنیم، آنرا یاد می گیریم.”

این شرکت در سن پترزبورگ فلورا، موقعیت  دارد و در هفت ایالت فلوریدا، ایندیانا، تگزاس، نوادا، کالیفرنیا، ویرجینیا و نیویورک نمایندگی دارد.

ناتش و یکی از هم تیمی هایش نیز در تلاش اند تا کتاب شان را که بر چندین ماه ماموریت آن ها در سال ۲۰۰۱ متمرکز خواهد شد؛ منتشر کنند.

ناتش گفت: شما می توانید مجموعه ای از کتاب ها را روی افراد گروه عملیاتی ۵۹۵ داشته باشید.

یادآوری ماموریت

در شهر نیویارک، در نزدیکی گروند زیرو، مجسمه ای از سربازان نیروهای ویژه با اسب به منظور احترام به تیم های عملیات ویژه که در هفته های بعد از حملات ۱۱ سپتامبر به افغانستان رفتند ساخته شده است.

علاوه بر این، داستان ناتش موضوع کتابی شده؛ با عنوان اسب سواران که داستانی از گروهی از سربازان آمریکایی است که در افغانستان به پیروزی دست یافتند و در سال ۲۰۱۰ منتشر شد.

فیلم تولید شده جری بروکهایمر به نام “۱۲ نیرومند” در سال ۲۰۱۸ پخش شد و کریس همسورث را به عنوان سروان میچ نلسون، شخصیتی مبتنی بر ناتش بازی می کند، از این کتاب الهام گرفته شده است.

ناتش درباره این فیلم شوخی کرد و گفت: “کریس همسورث نقش من را در این فیلم به تصویر می کشد که دختران نوجوان من آنرا بسیار افسانه ای توصیف میکنند.”

ناتش گفت:« این برایم افتخار است که این فیلم تولید شد. زیرا فیلم ها اغلب در مورد سربازان سبزکلاه ها ساخته نمی شوند.»

Pin on Pinterest0Share on LinkedIn0Share on Google+0Tweet about this on TwitterShare on Facebook0

مطالب مشابه

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید