افغانستان؛ پایان مذاکرات صلح و آغاز تدارکات جنگ!

افغانستان؛ پایان مذاکرات صلح و آغاز تدارکات جنگ!

دبیر کل حزب ملت افغانستان و عضو شورای عالی مردمی جنبش روشنایی

دکتر جعفر مهدوی
دبیر کل حزب ملت افغانستان و عضو شورای عالی مردمی جنبش روشنایی

۲۳ / سنبله ۱۳۹۸ | ۰ دیدگاه

درست زمانی که همه منتظر یکی از مهمترین رخدادهای تاریخ سیاسی افغانستان یعنی امضای توافقنامه صلح میان تحریک اسلامی طالبان و ایالات متحده آمریکا بودند و مردم افغانستان برای شروع یک فصل جدید بدون انتحار و انفجار آماده می شدند و پس از سالها ارزش پول افغانی در برابر دیگر ارزهای خارجی در حال افزایش بود؛ صبح یکشنبه شانزدم سنبله وقتی همگی از خواب برخاستند، سه توییت پی هم دونالد ترامپ مبنی بر لغو امضای توافقنامه صلح با طالبان به بهانه کشته شدن یک سرباز آمریکایی در انفجار روز پنجشنبه منطقه ” شش درک ” کابل ـ که طالبان مسئولیت آنرا بر عهده گرفتند ـ رؤیای یک ملت خسته از جنگ برای رسیدن به صلح را به کابوس مبدل کرد.

برخلاف آنچه ترامپ در متن توییت هایش بعنوان دلیل لغو امضای توافقنامه صلح با طالبان یاد کرده، با اندکی تأمل و دقت می توان فهمید دلایل دیگری باید در پشت این تصمیم ناگهانی و شوک آور پنهان باشد که برخی از آنها عبارتند از:

اول) از زمان روی کار آمدن دونالد ترامپ، با توجه به ویژگی های شخصیتی و فقدان تجربه پیشینی وی در حوزه سیاست، پیش بینی ناپذیر بودن تصمیمات و اقدامات اش در بسا موارد باعث شد بسیاری از اندیشمندان حوزه روابط بین الملل خبر از آغاز عصری در مناسبات بین الملل بدهند که از آن به عنوان “عصر عدم قطعیت” یاد می کنند. علاوه بر آن، وی از طیف خاصی در میان جمهوری خواهان نمایندگی می کند که به نئوکان ها معروف هستند و مهمترین شاخصه آنها ضدیت با مسلمانان و تأکید بر ملی گرایی نژادی با تاکید بر برتری سفید پوستان) است. یادمان نرفته که ترامپ در سال ۲۰۱۷ صراحتا گفته بود که دیگر حاضر نیست برای ملت سازی در افغانستان هزینه کند و یا بارها، نسبت به نقش سربازان امریکایی به عنوان پلیس در افغانستان اظهار تأسف کرده است. بنابراین، با شناخت مختصات شخصیتی، فکری و سیاسی چنین فردی، درک دلایل تصمیم اخیر دونالد ترامپ چندان دشوار نیست؛

دوم) قرار معلومات موثق، طالبان رفتن به کمپ دیوید را قبل از امضای توافقنامه توسط وزیر خارجه آمریکا و بدون حضور و تضمین وزرای خارجه کشورهای موثر بین المللی نپذیرفتند و این موضوع که سناریوی انتخاباتی ترامپ را بهم ریخته بود باعث عصبانیت وی گردید؛

سوم) مصادف شدن امضای توافقنامه صلح میان آمریکا و طالبان با هجدهمین سالگرد حوادث یازدهم سپتامبر و گسترش مخالفان این توافقنامه در میان هم حزبی های جمهوریخواه دونالد ترامپ و حتی برخی از اعضای تیم کاخ سفید (ظاهراً مایک پنس معاون رئیس جمهور و جان بولتون مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا بشدت مخالف این موافقتنامه بودند) باعث شد تا وی از احتمال کاهش سطح حمایت هم حزبی هایش در انتخابات آینده ریاست جمهوری و تنها ماندنش در برابر اکثریت دموکرات های کنگره نگران شود؛

چهارم) امضای این توافقنامه می توانست یک دستاورد سیاسی منطقه ای برای امیر قطر باشد و بر وزن سیاسی این امیرنشین کوچک که در اوج تنش با دیگر همسایگان عرب اش قرار دارد، در حل بحران های بزرگ منطقه ای بیافزاید؛ امری که برای عربستان و امارات گران تمام می شد؛  بنابراین نباید نقش لابی گروه  B (تعبیر محمد جواد ظریف وزیر خارجه ایران در مورد همسویی بن سلمان ولیعهد سعودی، بن زاید ولیعهد امارات و بولتون مشاور امنیت ملی آمریکا و نقش تنش آفرین شان در خاورمیانه) را در تغییر ذهنیت و تصمیم دونالد ترامپ نادیده گرفت.

اکنون با فرض اینکه دونالد ترامپ در تصمیم اش برای لغو امضای توافقنامه صلح با طالبان جدی است، سه پیامد قابل پیش بینی و مسلم به نظر می رسد؛  اولین پیامد اینکه کشورهای مختلفی در سطح جهان و منطقه که با موجودیت نیروهای آمریکایی در افغانستان موافق نبوده و حضور آنها را تهدید جدی برای امنیت ملی شان می دانند، پس از این در عرصه های مختلف سیاسی، نظامی و امنیتی از طالبان حمایت خواهند کرد. به عنوان پیامد دوم طالبان بر حجم، وسعت و تنوع عملیات های نظامی و فعالیت های سیاسی شان خواهند افزود و پیامد سوم این خواهد بود که با توجه به رویکرد سیاست داخلی آقای غنی و مصروفیت وی در تضعیف رقبای سیاسی اش و بحران مشروعیتی که حکومت وی از ابتدا با آن دست به گریبان بوده است و بعد از اول جوزای سال جاری عملا به پاشنه آشیل حکومت وی تبدیل شد، بی ثباتی سیاسی افزایش یافته و در کنار گرم شدن جبهات جنگ و گسترش ناامنی ها در سراسر کشور، با چالش جدی چه در مرحله برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و چه پس از آن روبرو خواهد بود.

با پیش فرض دانستن پیامدهای فوق، سناریوهای مختلفی را در باب تحولات سیاسی افغانستان در آینده نزدیک، می توان متصور بود.

سناریوی اول: در این سناریو با لغو مذاکرات صلح میان آمریکا و طالبان، انتخابات ریاست جمهوری در موعد مقرر (۶ میزان ١٣٩٨) برگزار  و بر اساس گمانه ها، آقای غنی از سوی کمیسیون های انتخاباتی، پیروز اعلام می شود. اما نتیجه این انتخابات بدلیل تشدید ناامنی توسط طالبان و تردیدهای جدی درباره نتیجه بخش بودن مشارکت مردم و به ویژه بی اعتمادی موجود نسبت به عملکرد کمیسیونهای انتخاباتی وشائبه ها درباره شفافیت و سلامت انتخابات، توسط دیگر نامزدان مطرح ریاست جمهوری مورد قبول قرار نمی گیرد. در این شرایط، آقای غنی یا باید به اعتراضات دیگر نامزدان احترام گذاشته و انتخابات را از اساس باطل اعلام کند ـ که غیرمحتمل است ـ  و یا با قاطعیت (و احتمالا استفاده از قوه قهریه) بر صحت نتایج اعلامی از سوی کمیسیونهای انتخاباتی تاکید کند. با پافشاری طرفهای انتخاباتی بر مواضع شان در ابتدا به شکل اعتراضات خیابانی و سپس برخوردهای خشونت آمیز میان بخش هایی از معترضان و نیروهای امنیتی تحت فرمان آقای غنی، دامنه اعتراضات می تواند بسیار گسترده شود. با توجه به سه پیش فرض یادشده، تضعیف حکومت آقای غنی، تشدید حملات طالبان و رقابتهای منطقه ای و بین المللی، گسترش اعتراضات  به سمت تنش های نظامی بیشتر و احتمالا سقوط برخی ولسوالی ها و ولایات توسط هواداران تیم های انتخاباتی رقیب دور از انتظار نخواهد بود. در نهایت با همکاری بخش هایی از اپوزسیون با گروه طالبان و سقوط حکومت آقای غنی، عصر جدیدی از آنارشیزم، هرج و مرج و جنگهای داخلی آغاز و عملا افغانستان دوباره به جغرافیای جنگ های نیابتی تبدیل خواهد شد. در این سناریو نقش آمریکا با توجه به خستگی آنها از طولانی ترین جنگ تاریخ این کشور، نسبتا خنثی و تاحدودی مشابه شرایط موجود در نظر گرفته شده است.

سناریوی دوم: انتخابات برگزار شده و نتیجه آن از سوی طرف های انتخاباتی مورد پذیرش قرار نگرفته و در نهایت با وساطت اتحادیه اروپا، سازمان ملل و آمریکا، یک دولت موقت با مشارکت تحریک اسلامی طالبان، گروههای اُپوزسیون و نقش موقتی و عبوری بخش هایی از تیم آقای غنی بوجود خواهد آمد. البته موفقیت این سناریو بستگی مستقیم به همسویی و همراهی کشورهای قدرتمندی چون روسیه، چین، پاکستان و ایران دارد. چنانچه هریک از این کشورها در موضع مخالفت قرار بگیرند ناکامی این سناریو بیشتر محتمل است.

سناریوی سوم: دونالد ترامپ در یک رویکرد غافلگیر کننده مجددا دستور آغاز مذاکرات صلح میان آمریکا و طالبان را صادر کرده و مطابق انتظار هواداران پروسه صلح، پس از امضای توافقنامه، انتخابات ریاست جمهوری لغو و گفتگوهای بین الافغانی آغاز شده و همزمان با خروج نیروهای آمریکایی، حکومت موقت با مشارکت طالبان و جریان های سیاسی داخل افغانستان برای دوسال ایجاد می شود. این حکومت در کنار نظارت بر کیفیت تطبیق توافقنامه، امکان تدوین مجدد قانون اساسی، اصلاحات در قانون انتخابات و برگزاری انتخابات را برای انتخاب رییس جمهور، پارلمان، شورای ولایتی و شوراهای ولسوالی فراهم می سازد. در این سناریو، در پایان حدود دوسال نیروهای خارجی کشور را ترک کرده و جریانهای سیاسی افغانی بشمول طالبان در یک ساختار جدید سیاسی اداره کشور را بدست می گیرند.

سناریوی چهارم: آقای غنی انتخابات را در موعد مقرر برگزار می کند و کمیسیونهای انتخاباتی وی را پیروز انتخابات اعلام می کند و دیگر تیم های انتخاباتی هم نتیجه را می پذیرند و همزمان در جبهه نظامی هم طالبان ـ که اکنون هشتاد فیصد خاک افغانستان را تحت کنترل شان دارند! ـ با حملات نیروهای دولت غنی و پشتیبانی نیروهای آمریکایی شکست خورده و پای میز مذاکره با آقای غنی حاضر می شوند و … ! این سناریو همانقدر خوشبینانه و غیر واقعی است که افسانه های “هزار و یک شب” و “غول چراغ جادو”!

در جمعبندی نهایی با توجه به سناریوهای یاد شده، پیامدهای ناشی از لغو مذاکرات صلح آمریکا ـ طالبان توسط دونالد ترامپ را می توان به اختصار چنین بیان کرد:

یک) افزایش تلفات نیروهای آمریکایی در نتیجه گسترش حملات طالبان، وسیع شدن ابعاد جغرافیایی متصرفات طالبان در سطح کشور و سقوط تعداد بیشتری ولسوالی ها و احتمالا برخی ولایات؛

 دو) مداخله بیشتر و گسترده تر کشورهای رقیب ایالات متحده آمریکا و حمایت از گروههای شبه نظامی، بیشتر با هدف به چالش کشیدن حضور آمریکا در افغانستان و تبدیل شدن افغانستان به جغرافیای جنگهای نیابتی؛
سه) بی ثباتی گسترده سیاسی در نتیجه رقابت سیاسی آقای غنی علیه رهبران و سران سیاسی اُپوزسیون، احتمال افزایش سطح تنش ها به درگیری های نظامی،  نزدیکی و همسویی برخی از سران اُپوزسیون با طالبان و بحران تمام عیار داخلی در افغانستان؛

 چهار) با توجه به شاخص ها و فاکتورهای فوق بر اساس محتمل ترین سناریوها، باید منتظر آغاز موج جدیدی از مهاجرت ها در ابتدای سال آینده از افغانستان به سمت کشورهای اروپایی باشیم.

سخن آخر اینکه، طالبان به زودی خواهند آمد؛ یا در قامت یک “فاتح” و یا پس از امضای موافقتنامه صلح در قالب “شریک اصلی قدرت”؛ تحقق هرکدام از این گزینه ها بستگی به تصمیم آینده دونالد ترامپ دارد.

این مقاله برای خبرنامه نگاشته شده و دیدگاه های که در آن آمده، مختص نویسنده آن می‌باشد و لزوما بازتاب سیاست نشراتی خبرنامه نیست.

Pin on Pinterest0Share on LinkedIn0Share on Google+0Tweet about this on TwitterShare on Facebook0

مطالب مشابه

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید