سناریوی های توقف مذاکرات صلح

سناریوی های توقف مذاکرات صلح

کارشناس مسائل سیاسی

امان الله مطهری
کارشناس مسائل سیاسی

۲۰ / سنبله ۱۳۹۸ | ۰ دیدگاه

پیش از هر چیز اولا باید گفت که فراز و فرود، سرعت و توقف در هر مذاکرات و گفتگوی پیچیده امر معمول است. ثانیا با شناختی که امروزه از ترامپ داریم رفتارهای آنی و چرخش های متضاد و متناقض وی در سیاست نباید تعجب مارا بر انگیزد. او به این گونه رفتارها مشهور شده و یکی از مهم ترین دلایل اصلی منتقدان وی نیز به همین تناقضات در سیاست و رفتارهای وی ارجاع دارد. بیاد بیاوریم که او چند روز پیش از ملاقات با رهبر کره شمالی اورا با الفاظ رکیک و توهین آمیز خطاب کرد و پس از ملاقات اورا رهبر فوق العاده و دوست نزدیک خود نامید. همین رفتارهای متضاد و  متناقض او را در مورد ایران نیز به وضوح می بینیم. بارها اتفاق افتاده که او در یک روز هم از ایران و رهبرانش تمجید کرده و هم آنان را با الفاظ توهین آمیز تهدید کرده است. هم چراغ سبز برای مذاکره نشان می دهد و هم از تهدید و فشار بهره می گیرد.

مهم اینست بدانیم ایا می شود پشت این تناقضات رفتاری به یک استراتژی نسبتا ثابت و اصول پایدار در سیاست او دست یافت تا از این رهگذر هم مساله توقف مذاکرات را درک کنیم و هم سناریوهای احتمالی آینده را ترسیم نماییم. بنظر می رسد رفتارهای تناقض آمیز ترامپ را باید تاکتیک های دانست که در خدمت استراتژی وی قرار دارد و برخلاف این تاکتیک های متناقض، استراتژی وی تاحدودی ثابت و پایدار است. استفاده از تاکتیک های متضاد و چرخش های غیر قابل پیش بینی از مهم ترین شگردهای معروف ترامپ در چانه زنی های بزرگ است و تاکنون تاحدود زیادی در این امر موفق نیز بوده است. از این دیدگاه اهداف استراتژیک و محوری ترامپ در سیاست خارجی از دو مولفه اساسی تشکیل می شود: اول؛ کاهش تعهدات امریکا و حل و فصل مناقشات بیرونی این کشور از طریق مذاکره و گفتگو و دوم؛ استفاده از تمامی ابزارها و امکانات جهت حفظ و تقویت توان اقتصاد امریکا در سطح جهانی. ابزار اصلی تحقق این استراتژی نیز کاربست ابتکارات و شگردهای متناقض و غیر قابل پیش بینی شخصی است؛ تا در نهایت او قهرمان همه امور دانسته شود و نشان داده شود که در نهایت همه امور به او منتهی می شود.

رفتار امریکای ترامپ در قبال افغانستان را نیز باید درذیل همین استراتژی درک کرد. در این راستا تویت های سه گانه ترامپ در مورد توقف مذاکرات صلح نشان می دهد که این مذاکرات تاچی حد استخباراتی، پیچیده و برنامه ریزی شده بوده است. مذاکرات قطر در همین چارچوپ پیش رفته و بعید بنظر می رسد ترامپ از مراحل پیمایش این مسیر بی خبر بوده باشد. هم چنین در این تویت ها هم هیچ نشانی از اینکه ترامپ با محتوا و روح کلی توافقنامه مخالف است دیده نمی شود و تنها دلیل توقف مذاکرات را انفجار پنجشنبه در منطقه شش درک دانسته است که در آن یک امریکایی نیز کشته شده است. با توجه به این موارد در زمینه توقف مذاکرات صلح با طالبان چند سناریو می تواند وجود داشته باشد:

یک، ملاحظات شخصی و نمایش های تاکتیکی: ترامپ مرد نمایش های خاص و غیر قابل پیش بینی است تا از همواره مورد توجه و گفتگو باشد. توقف مذاکرات پس از طی یک ساله روند یکساله ان، یکی دیگر از همان رفتارهای خاص و پر پیچ و خمی است که اکنون بتدریج عادی می شوند. اینگونه نمایش ها و چرخش ها را بارها از وی دیدیم. این نمایش ها کارکرد مورد توجه قرار گرفتن دارد ولی مسیر اصلی سیاست اورا تحت تاثیر قرار نمی دهد. او دوست دارد از این طریق همواره مورد توجه افکار عمومی و رسانه ها باشد و این حس را به مردم القا کند که همه امور در نهایت به او ختم می شوند. او دوست دارد هم صحنه گردان باشد و هم بازیگر نمایش.

دو، آرام سازی وضعیت داخل امریکا: از آنجا که گفتگوی صلح در چارچوب پیچیده ملاحظات استخباراتی پیش رفت، احتمال داشت تا علنی و امضا شدن آن با مخالفت های برخی از حلقات مخالف ترامپ در امریکا و حتی افکار عمومی این کشور مواجه شود. چنانچه نشانه های احتمال این مخالفت ها پیش از علنی شدن توافقنامه نیز بروز کرده بود. هم کنگره ی با اکثریت دموکرات و هم سفیران سابق این کشور در افغانستان نگرانی های خودرا از این توافق ابراز داشتند. حتی گفته می شد وزیر خارجه این کشور مایل به امضای این تفاهمنامه از سوی امریکا نیست. مخالفین ترامپ ابراز نگرانی می کردند که امتیازات داده شده به طالبان یکطرفه است و هیچگونه ضمانتی برای اجرای تعهدات از سوی طالبان وجود ندارد. برخی هم نگران تاثیرات منفی امضای توافقنامه بر اوضاع داخلی افغانستان هستند. ترامپ با توقف مذاکرات این پیام را به افکار عمومی و مخالفین می دهد که من تمام این نگرانی ها و ملاحظات را درک می کنم و سازش پشت پرده بمعنای قربانی شدن ارزش های بنیادین نیست.

سه، فشار بر طالبان جهت پذیرش آتش بس و گفتگو با حکومت: تاکنون از چهار مورد موضوعات مورد گفتگوی امریکا و طالبان دو مورد ان که خروج نظامیان امریکا و تعهد طالبان مبنی بر عدم ایجاد خطر از قلمرو افغانستان باشد مورد توافق قرار گرفته اند. دو مورد دیگر که پذیرش آتش بس و گفتگو با حکومت است تا کنون مبهم باقی مانده اند. ترامپ می خواهد قبل از امضای توافقنامه با طالبان از طریق توقف مذاکرات بر طالبان جهت توافق در دو مورد باقی مانده فشار اعمال کند تا شاید اولا پیش از امضای توافقنامه طالبان آتش بس را بپذیرند و ثانیا در گفتگو با حکومت افغانستان جدی بوده و روند نظام سازی را بر اساس واقعیت ها و خواست اکثریت مردم افغانستان به پیش ببرد. با اینگونه سخت گیری ها ترامپ به طالبان این پیام را می دهد که امتیاز دادن های ما بی پایان نیست و ما در مسیر یکطرفه قرار نداریم.

چهار، آخرین مقاومت لابی های طرفدار جنگ افغانستان: حضور و جنگ ۱۸ ساله امریکا در افغانستان نوعی از منافع را برای برخی اشخاص و حلقات در امریکا و افغانستان ایجاد کرده است. منافع حاصل از قراردادهای پرسود لجستیکی، خرید و فروش تسلیحات و مواد مخدر، سرازیر شدن میلیاردها دالر از کشورهای گوناگون به افغانستان، در نظر گرفتن بودجه های کلان برای بخش های نظامی و امنیتی و… بخشی از این منافعند که نباید در تحلیل ها از نظر دور داشته شوند. این حلقات تا کنون به نتیجه بخشی این مذاکرات چندان باور نداشتند و تصور می کردند این گفتگو ها به شکست منجر خواهند شد. اکنون که مذاکرات تا حدودی به نتیجه رسیده و مسوده توافق اماده شده است لابی های صاحبان این منافع فعال شده و در صددند تا از امضای توافق جلوگیری کنند.

پنج، آزمودن توانایی و جدیت طالبان در باره صلح: در این سناریو  می توان استراتژی یکساله امریکا در گفتگو با طالبان را در دو مرحله طبقه بندی کرد. مرحله گفتگو و امتیاز دهی که فارغ از هرچیز دیگر در مشروعیت زدایی از طالبان و جنگ مقدس خوانده آنها نقش مهم دارد. واقعیت اینست که با این مذاکرات بی سروصدا و آرام، مشروعیت طالبان در مورد جهاد با اشغالگران مورد پرسش قرار گرفت. براین اساس اکنون امریکا طالبان را تا حدودی وارد مسیر بی بازگشت کرده که چاره ای جز تداوم پروسه صلح ندارند. به همین دلیل امریکا با پیش کشیدن مساله آتش بس و گفتگو با حکومت که شاخص های مناسبی در این زمینه استند، می خواهد توانایی و جدیت طالبان را در این صلح بیازماید.

شش، امتیازگیری از طالبان: امریکا تا این مرحله از مذاکرات امتیازات قابل توجه به طالبان داده است. آنان را از یک گروه شورشی و تروریستی به طرف اصلی بازی جنگ و صلح افغانستان تبدیل کرده است. امارتِ خودخواندهِ آنان را برسمیت شناخته که مسیر دوحاکمیتی را در افغانستان هموار می کند. گفته می شود اکثر خواست ها و مطالبات مهم انان را نیز در توافقنامه گنجانده اند. شاید تمام این ها در راستای اعتمادسازی قابل درک باشند اکنون اما از نظر امریکا نوبت طالبان است که باید امتیاز بدهد. در این راستا است که از توقف مذاکرات جهت امتیازگیری از طالبان استفاده شده است.

دلایل توقف مذاکرات هر چی باشد تمامی این سناریوها هیچ گونه الزامی را جهت لغو دایمی گفتگوی صلح در بر ندارد.  چنانچه از تویت ها و سخنان مقامات امریکایی نیز فهمیده می شود آنان با روح توافقنامه مخالف نیستند و تمامی مسیر طی شده با اگاهی و مشورت انان انجام شده است. باید توجه داشت که محور استراتژی امریکا در افغانستان کاهش تعهدات و پایان دادن به جنگ طولانی این کشور در افغانستان است. روشن است که این امر تنها از مسیر تداوم و در نهایت به نتیجه رساندن گفتگوهای صلح امکانپذیر است. با توجه به ماهیت استخباراتی و پیچیده گفتگوهای صلح انتظار می رود بزودی شاهد خبرهای مبتنی بر اجرای نمایشنامه صلح افغانستان در پرده های دیگر خواهیم بود. ممکن است این نمایش ها در ظاهر متناقض بنظر رسند اما درواقع همه آن ها قطعات و پازل های پراکنده همان استراتژی و درونمایه واحدی است که در نهایت اهداف مشخص را دنبال می کند و در خدمت استراتژی مشخص بکار می روند. سرمایه گذاری های استخباراتی و هزینه های یکساله گذشته در مسیر بی بازگشت گفتگوهای صلح اگر با یک تویت متوقف شوند با تویت دیگر می توانند از سر گرفته شوند.

Pin on Pinterest0Share on LinkedIn0Share on Google+0Tweet about this on TwitterShare on Facebook0

مطالب مشابه

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید