مریم وردک؛ زن سایه در سیاست افغانستان در دو راهی ماندن و رفتن

مریم وردک؛ زن سایه در سیاست افغانستان در دو راهی ماندن و رفتن

خبرنگار خبرنامه

فرشته فرهنگ
خبرنگار خبرنامه

۷ / دلو ۱۳۹۷ | ۰ دیدگاه

فرود در فرودگاه کابل و دیدار با پدر پس از مدت ها فاصله و دوری دقیقا یک دهه قبل زندگی مریم را زیرو رو کرد. او آمده بود تا برای دو هفته در جشن عروسی که برای برادرش برپا می شد در ولسوالی سید آباد میدان وردک شرکت کند؛ در زادگاه پدری و بر اساس رسم و رسوم آبایی شان. مریم وردک می خواست این دو هفته را در همراهی با خانم برادرش سپری کند؛ دختری با اصالت غربی و بدون تجربه زندگی افغانی. اما سراج وردک که به اصالت و فرهنگ اش در افغانستان افتخار می کرد، دوست داشت تا عروس و پسرش را در زادگاه اش با بسیاری از رسوم و عنعنات زندگی روستایی و شهری افغانستان آشنا سازد.

این سفر و بازگشت باعث شد تا مریم وردک یک دهه عمرش را وقف زندگی و سازندگی در افغانستان نماید. او که همواره دختر پدر بوده، نتوانست درخواست پدرش برای اقامت در افغانستان را رد کند و به همین جهت، مقیم افغانستان شد. اکنون از آن زمان ده سال می گذرد و مریم در این مدت خود را به یکی از زنان تاثیرگذار افغانستان تبدیل کرده است. دختری که آموخته هایش را در غرب با تجربه کارهای بروکراتیک دولتی تلفیق کرده و مسیر جدید زندگی اش را رقم زده است. با این حال، او اما اکنون در میان سوال ماندن و رفتن مواجه است؛ ماندن در کشوری که با همه مشکلات و چالش های فرا راه اش دوست اش دارد و یا رفتن به جایگاهی که در آن با چالش های کمتر اما دور از اهداف و انگیزه های بزرگ اش باید سپری نماید.

فرود در فرودگاه کابل و دیدار با پدر پس از مدت ها فاصله و دوری دقیقا یک دهه قبل زندگی مریم را زیرو رو کرد

فرود در فرودگاه کابل و دیدار با پدر پس از مدت ها فاصله و دوری دقیقا یک دهه قبل زندگی مریم را زیرو رو کرد

بلوغ در جامعه متکثر

در اولین برخورد با مریم وردک می توان دریافت که او در جامعه متکثر بزرگ شده و ویژگی های مدرن و سنتی دارد. برخلاف معمول افغانستان که در آن با بسیاری از دختران و زنان نخبه با آرایش های غلیظ، رفتار به شدت رسمی و رعایت پروتوکل های مصنوعی مواجه می شویم، مریم وردک را با لباس های شبه پیراهن تنبان رایج افغانستان می توان دید که در رفتار و گفتارش شوخ طبع، ساده و بی آلایش می باشد. او با ظاهر ساده، زلال و پرهیجان به گفتگو می نشیند.

با آن که در وردک به دنیا آمده و اولین فرزند پدرش بوده و دو نیم سال نیز در افغانستان زندگی کرده، اما مانند بسیاری از افغان ها طعم مهاجرت را چشیده و در پاکستان نیز زیسته است. پدرش در میان مجاهدین سری در میان سرها بوده است. پدربزرگ پدری و مادری اش از جنرالان افغانستان بوده است. تجربه تلخ از دست دادن هر دو را در حافظه دارد. پدر بزرگ پدری اش از سوی رژیم وقت در آوان کودکی او ناپدید می شود و پدر بزرگ مادری اش نیز در جریان اشغال افغانستان توسط شوروی کشته شده است. این تجربه های تلخ آن ها را وادار به مهاجرت می کند تا این که بخش آغازین شکل گیری شخصیتی اش را در آمریکا سپری می نماید.

در اولین برخورد با مریم وردک می توان دریافت که او در جامعه متکثر بزرگ شده و ویژگی های مدرن و سنتی دارد

در اولین برخورد با مریم وردک می توان دریافت که او در جامعه متکثر بزرگ شده و ویژگی های مدرن و سنتی دارد

مریم وردک با آن که به اصالت وردکی اش به شدت می بالد، اما متاثر از فرهنگ و جامعه آمریکایی با قلب فراخ نسبت به مردمان دیگر سرزمین اش صحبت می کند. او فوق لیسانس حقوق و لیسانس در رشته بین الملل را در آمریکا خوانده است. در این میان در ۱۵ سالگی در زمان حاکمیت طالبان با پدرش به افغانستان باز می گردد و به گفته خودش تا “حس وطن دوستی” در او سبز بماند و پدرش نیز مسولیت “یک پدر مسول” را ادا نموده باشد.

او می گوید که بازگشت به افغانستان در آوان نوجوانی باعث شده تا با فرهنگ روستایی خو بگیرد. او همه کار روستا را تقریبا انجام داده است؛ از نگهداری کودکان تا کارهای دیگر که بزرگترین و پررنگ‌ترین خاطره او از این اوقات آماده کردن سرگین گاو برای آتش در تنور می‌باشد.

مریم وردک با آن که به اصالت وردکی اش به شدت می بالد، اما متاثر از فرهنگ و جامعه آمریکایی با قلب فراخ نسبت به مردمان دیگر سرزمین اش صحبت می کند

مریم وردک با آن که به اصالت وردکی اش به شدت می بالد، اما متاثر از فرهنگ و جامعه آمریکایی با قلب فراخ نسبت به مردمان دیگر سرزمین اش صحبت می کند

مریم به خبرنامه گفت: “در آن زمان که دختر ۱۵ ساله خیلی بیشتر دوست دارد که به سفر برود یا وقت خود را با انترنت و تلفن و یا هم هر چیز سرگرم کننده دیگر بگذراند اما پدرم مرا به وردک می‌آورد تا با مردم افغانستان و فضای زندگی در آن آشنا شوم.”

سهراب پدر

این عشق پدر به مریم اما در آغاز به دنیا آمدن او این گونه نبوده است. سراج وردک همانند بسیاری از مردان افغان دوست داشته که فرزند اول او پسر باشد. اما برخلاف انتظار پدر، دختری به دنیا می آید. پدر مریم ناراحت شده و به گفته او پدرش از شدت ناراحتی به دنیا آمدن دختر، بی هوش می شود. با این حال، دیدگاه او زمانی به مریم تغییر می کند که دختر دیگری که همزمان با مریم در روستای شان به دنیا آمده بود، می میرد و این موضوع به کلی دیدگاه سراج وردک نسبت به دخترش را عوض می کند.

پس از تولد، مریم برای دو تا سه سال اول زندگی اش سهراب نامیده می شود و با لباس های پسرانه به عنوان یک پسر زندگی می کند

پس از تولد، مریم برای دو تا سه سال اول زندگی اش سهراب نامیده می شود و با لباس های پسرانه به عنوان یک پسر زندگی می کند

پس از تولد، مریم برای دو تا سه سال اول زندگی اش سهراب نامیده می شود و با لباس های پسرانه به عنوان یک پسر زندگی می کند. اما سهراب پدر به عنوان مریم تبدیل به عشق زندگی سراج وردک می شود. او در اواخر دهه نود میلادی به افغانستان باز می گردد و مکتب جمال الدین وردک را در ولسوالی سیدآباد بنیانگذاری می کند. در عین حال او پرورشگاه کودکان بی سرپرست و کلنیکی را در بغلان برای کودکان راه اندازی می کند.

مریم وردک، پدرش را قهرمان بزرگ زندگی اش می داند؛ او می گوید که حکمت پدرش در رفتار و گفتار باعث شده تا بتواند مسیر یک دهه گذشته خود پس از پدر را با موفقیت  سپری کند؛ مریم می گوید که از پدرش آموخته تا با دیگران با مهربانی و عطوفت برخورد کند و در درون جامعه نیز همرنگ آن ها باشد. او این دو مورد را الهام بزرگ از زندگی پدرش می داند.

عصای دست مادر

با آن که مریم پس از ورود به افغانستان عزم زندگی و کار در این کشور در سایه پدر را می کند، اما روزهای خوش و شیرین او با قهرمان زندگی اش پایدار نمی ماند. پدرش را در حادثه ترافیکی از دست می دهد. و این گونه او عصای دست مادر و سازنده زندگی یک دختر بلندپرواز می شود؛ مادری که خود نیز دارای انگیزه های جدی فعالیت های اجتماعی و سیاسی است.

مریم وردک در طول یک دهه گذشته همواره عصای دست مادر خود بوده است

مریم وردک در طول یک دهه گذشته همواره عصای دست مادر خود بوده است

ذکیه وردک شاید در زمره معدود نامزدان انتخابات پارلمانی سال گذشته میلادی بود که زندگی و کارکردش در یکی از روزنامه های بین المللی نوشته شد. او مادر مریم وردک است. در دانشگاه پلی تکینک فوق لیسانس مهندسی خوانده و در آمریکا نیز در رشته مهندسی تحصیل کرده است. ۱۰ سال در آمریکا کار نموده و با بازگشت به افغانستان در عرصه های اجتماعی آغاز به فعالیت کرده است. مریم وردک در باره مادرش و کارکردهای او می گوید که ” من حالا مادرم را نمی‌شناسم، ۱۰ سال قبل زنی دیگری بود و اکنون او بیشتر وقت خود را با زنان کار کرده است و بیشتر از ۲ هزار و ۳ صد خانم را به بورس‌های تحصیلی خارج از کشور فرستاده است. و فقط ۱ هزار و صد زن آن از دشت برچی بوده است.  پدر و مادرم هر دو به هدف همکاری با افغانستان کار کرده اند نه فقط برای یک زمان و یا مکان مشخص بلکه برای همه شهروندان کشور.”

با آن که ذکیه وردک، پدر، برادر و شوهرش را که هر کدام نظامیان کارکشته و در زمره جنرالان افغانستان بوده را در سه دهه اخیر از دست داده، اما همچنان به گفته مریم برای ایجاد تغییرات بزرگ در افغانستان کار می کند. مریم همزمان با کار خودش که یک دهه از مهمترین زمان زندگی اش بوده، توانسته عصای دست مادر در نبود پدرش باشد.

زن سایه در سیاست

قبل از سکونت در افغانستان، مریم وردک می گوید که دو سال در آمریکا کار می کرد. او پس از آن با کار در وزارت انکشاف دهات آغاز کرد و به عنوان مشاور در پروژه ها در وزارت مالیه و سپس وزارت خارجه فعالیت داشت. اخیرا نیز چهار سال در دفتر شورای امنیت ملی در حوزه مشاوریت ارتباطات استراتژیک کار می نمود.

مریم وردک در طول مدت مشاوریت امنیت ملی محمد حنیف اتمر و اندکی در جریان کار حمدالله محب مشاور جدید امنیت ملی کار کرده است

مریم وردک در طول مدت مشاوریت امنیت ملی محمد حنیف اتمر و اندکی در جریان کار حمدالله محب مشاور جدید امنیت ملی کار کرده است

مریم وردک در طول مدت مشاوریت امنیت ملی محمد حنیف اتمر و اندکی در جریان کار حمدالله محب مشاور جدید امنیت ملی کار کرده است. شورای امنیت و دفتر مشاوریت امنیت ملی که به عنوان سکرتریت این شورا کار می کند، یکی از تاثیرگذارترین و مهم ترین ارگان های سیاست ساز افغانستان پنداشته می شود. در زمان حنیف اتمر به عنوان مشاور امنیت ملی دایره کاری این کشور گسترده بوده و بیشتر از حوزه امنیتی و نظامی افغانستان می شد.

با این حال او زمانی که آقای اتمر استعفا داد در دو راهی ماندن و رفتن از دفتر مشاوریت امنیت ملی قرار داشت، اما حین استعفای آقای اتمر به جوانان شبیه مریم گفته شده بود که آن ها برای سیستم کار می کننند تا شخص و این باعث شد تا مریم در وظیفه اش باقی بماند.

او از این که پس از آقای اتمر در زمان مشاوریت ملی حمدالله محب ازش خواسته شده تا مسولیت هایش را در این دفتر رها کند شاکی است و می گوید که نباید دیدگاه ها به بروکراسی و یک نسل جوان بروکرات، سیاسی باشد. این موضوع باعث شده تا اکنون پس از یک دهه کار در افغانستان، مریم به باور برسد که دیگر نمی تواند برای اهداف بزرگ برای افغانستان کار کند. با این حال اکنون مریم وردک خود را بیشتر از یک بوکرات، زنی می داند که وارد کارزار سیاست شده و می خواهد فراتر از بروکراسی به عنوان یک سیاست ورز کار کند. او باور دارد که با نقش سایه در ساختار کلان حکومتی افغانستان، همواره تلاش کرده تا به زنان دیگری فرصت های بیشتری را مساعد سازد تا بتواند از محرومیت های تاریخی زنان در سهم و حد خود بکاهد.

مریم وردک خود را بیشتر از یک بوکرات، زنی می داند که وارد کارزار سیاست شده و می خواهد فراتر از بروکراسی به عنوان یک سیاست ورز کار کند

مریم وردک خود را بیشتر از یک بوکرات، زنی می داند که وارد کارزار سیاست شده و می خواهد فراتر از بروکراسی به عنوان یک سیاست ورز کار کند

 

ارتباطات گسترده

مریم در طول زندگی اش با توجه به الهامی که از سلوک و رفتار پدرش داشته، به ارتباطات خود به شدت بها داده است. او بخشی از این ارتباطات را تاثیرگذارترین ها در زندگی اش می داند. از مجموعه ای از افرادی که با آن ها کار کرده متاثر است و همواره یاد می کند. او می گوید که در میان این شخصیت ها محمد حنیف اتمر مشاور پیشین امنیت ملی، ضرار احمد مقبل وزیر پیشین خارجه، پیرسید احمد گیلانی و هارو رشید شیرزاد تاثیرگذاری بیشتری بر زندگی او داشته اند؛ شخصیت های که هر کدام ید طولای در سیاست و جامعه افغانستان داشته اند.

با همه این ها، او در حالی که دیگر به عنوان یک بروکرات در ساختار حکومتی افغانستان کار نمی کند اما به فعالیت های جانبی اش ادامه می دهد. در کابل با پرورشگاهی برای کودکان همکاری می کند و به صورت مداوم وقت اش  را وقف این امر می نماید. او به برنامه های دیگر دختران مثل “یک صد دختر یک صد مشکل” کمک کرده و اکنون آن برنامه به شدت گسترده شده است. در عین حال، برخی از روزهای خود را وقف حمایت از دختران و راهنمایی و مشاوره آن ها در حوزه های آموزش های عالی و بورسیه های تحصیلی می نماید.

مریم در طول زندگی اش با توجه به الهامی که از سلوک و رفتار پدرش داشته، به ارتباطات خود به شدت بها داده است

مریم در طول زندگی اش با توجه به الهامی که از سلوک و رفتار پدرش داشته، به ارتباطات خود به شدت بها داده است

با همه نشاط، سرخوردگی و تلاشی که در مریم دیده می شود، او اما بر قدرت و توانایی زنان تاکید می کند و باور دارد که که باید به زنان ایمان داشت. به باور مریم زنان در صورتی که سهم جدی تری برای حضور و ظهور داشته باشند، نه تنها در عرصه های اجتماعی و زندگی بلکه در حوزه های حکومت داری و دولتی نیز می توانند تاثیرگذاری های عظیمی برای افغانستان داشته باشند.

با همه نشاط، سرخوردگی و تلاشی که در مریم دیده می شود، او اما بر قدرت و توانایی زنان تاکید می کند و باور دارد که که باید به زنان ایمان داشت

با همه نشاط، سرخوردگی و تلاشی که در مریم دیده می شود، او اما بر قدرت و توانایی زنان تاکید می کند و باور دارد که که باید به زنان ایمان داشت

Pin on Pinterest0Share on LinkedIn0Share on Google+0Tweet about this on TwitterShare on Facebook0
افغانستان مریم وردک

مطالب مشابه

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید