قهرمان گمنام؛ مردی که ۳۰ سال در شرایط جنگی، «اعضا» و «کرامت» را برگردانده است

قهرمان گمنام؛ مردی که ۳۰ سال در شرایط جنگی، «اعضا» و «کرامت» را برگردانده است

خبرنگار ارشد نوییورک تایمز

مجیب مشعل
خبرنگار ارشد نوییورک تایمز

۴ / دلو ۱۳۹۷ | ۰ دیدگاه

کابل ـ افغانستان: «آلبرت کایرو»، جوان ایتالیایی و حقوق‌دانی که بعدا فزیوتراپست می‌شود، در سال ۱۹۹۰، زمانی به کابل رسید که چریک‌هایی که از طرف آمریکا پشتیبانی می‌شدند، پایتخت حکومت کمونیستی را محاصره نموده بودند. او از همان زمان تا امروز در افغانستان ماند و «مستر آلبرتو»ی محبوبی شد که در شرایط جنگی ـ جنگی که هیچ‌گاهی به گونه کامل پایان نیافت و هنوز نیز جان صدها تن را می‌گیرد ـ اعضای بدن را بازگردانده و امید بخشیده است.

برنامه توان‌بخشی بدنی کمیته بین‌المللی صلیب سرخ که آقای کایرو در دوره چندین حکومت در افغانستان عهده‌دار آن بوده است، سی سالگی خویش را جشن گرفت. این برنامه، از ۱۸۰ هزار مریض مراقبت نموده و در حدود ۲۰۰ هزار عضو مصنوعی ـ اعدادی که آقای کایرو بعد از شمارش آن‌ها نفس عمیق می‌کشد ـ را ساخته [و پیوند] نموده است.

اما برای کایروی ۶۶ ساله، مسأله فقط پاها و ویلچرهای مصنوعی نیست، بلکه همان‌طوری که همیشه به مراجعین خویش یادآوری می‌نماید، مسأله ارزش انسانی است.

آقای کایرو روز چهارشنبه در یکی از مراکز توان‌بخشی هفت‌گانه‌ای که زیر نظر او قرار دارد، گفت: “هنگامی که شما یک پا را از دست می‌دهید، شما در واقع فقط یک پا را از دست نمی‌دهید،  قسمتی از قلب را دست می‌دهید، قسمتی از ذهن را از دست می‌دهید، قسمتی از اعتماد به نفس را از دست می‌دهید. همه این‌ها باید بازگردانده شوند و همه با هم ارزش را ایجاد کنند.”

آقای کایرو که قبل از رفتن به میلان در تورین بزرگ شده بود، تحصیل کرد تا وکیل شود. اما کارش به امدادرسانی کشانیده شد و آموزش درمان‌های فیزیکی را دید. یکی از اولین مأموریت‌‌های او با  کمیته بین‌المللی صلیب سرخ، پای کایرو را به کابل کشاند؛ جایی که تحت محاصره قرار داشت. او می‌گوید، آن‌چه که او را در این جا نگه داشته، پاداش روزانه‌ای است که از توان‌مندسازی افرادی که به دلیل معلولیت از برخی از حقوق اجتماعی‌شان محروم اند، کسب می‌کند.

فیروزالدین فیروز، وزیر صحت عامه افغانستان گفت که او برای اولین‌بار، زمانی با آقای کایرو برخورد که در مراحل پایانی تخصص خود، به عنوان دانشجوی طبی در بخش جراحی قرار داشت. او بارها و بارها از آقای کایرو به عنوان یک قهرمان یاد کرده و گفته است که “او خود را به افغانستان وقف کرده است و مسوولیت ما این است که از او چگونه یاد بگیریم”.

هنگامی که آقای کایرو برای اولین‌بار وارد افغانستان شد، در برنامه‌اش به طور اختصاصی به قربانیان جنگ می‌پرداخت. در کشوری که ۳ تا ۵ درصد از جمعیت، بنابر گفته‌های وزیر صحت عامه آن، از نوعی معلولیت رنج می‌برند، آقای کایرو متوجه شد که این وضعیت منصفانه نیست. این برنامه در اواسط دهه ۱۹۹۰ گسترش یافت تا همه افراد دارای معلولیت را تحت پوشش قرار دهد.

آقای کایرو یادآوری کرد: “ما هر روز ۵۰ بیمار داریم. تصور کنید که ۱۵ تن از آن‌ها قربانیان جنگ بودند و ما برای‌شان می‌گفتیم که شما می‌توانید بیایید و به ۳۵ تن باقی مانده می‌گفتیم که برای‌تان کاری نمی‌توانیم و باید خانه بروید.”

کایرو اظهار داشت: “واقعا ناممکن بود. این کار یک تبعیض بود.”

آقای کایرو بیان کرد که این تغییر نیاز به توسعه فوق‌العاده‌ای داشت. درمان شخصی که یکی از اعضای بدنش در جنگ قطع شده، ممکن است ساده باشد، اما برای بیماران مبتلا به فلج مغزی و یا بیماری‌های مادرزادی که اغلب کودکان می‌باشند، به مهارت‌های تخصصی دیگر نیاز است.

در دهه گذشته، مراکز توان‌بخشی سالانه حدود 10 هزار بیمار جدید را جذب کرده است.

در دهه گذشته، مراکز توان‌بخشی سالانه حدود ۱۰ هزار بیمار جدید را جذب کرده است.

در دهه گذشته، مراکز توان‌بخشی سالانه حدود ۱۰ هزار بیمار جدید را جذب کرده است. حدود ۱۵۰۰ نفر از آن‌ها قربانیان جنگ هستند و متباقی، ناشی از بیماری یا حوادث می‌باشند. تقریبا در طول یک سال، حدود ۱۰۰ هزار بیمار برای معاینه و ملاقات صحی یک‌بار به مراکز برمی‌گردند.

در سال ۲۰۱۸، تعداد بیماران جدید با رکورد بالایی روبرو شد؛ چنان‌که بیش از ۱۲ هزار تن نیازمند کمک بودند. تقاضای روزافزون در حالی پیش می‌آید که افغانستان برای امدادگرانی که با حملات مکرر مواجه هستند، خطرناک‌تر شده است.

کمیته صلیب سرخ شاهد چندین مورد از این حملات بوده است. طالبان یک‌بار بیانیه‌ای را مبنی بر فسخ تضمین ایمنی این گروه ارائه کرده بود(که بعد از مذاکرات دوباره تجدید شد). یکی از وحشت‌ناک‌ترین حملات در برابر کمیته صلیب سرخ، حمله‌ای بود که در آن یکی از فیزیوتراپیست‌های آقای کایرو، یک اسپانیایی به نام لورینا انبرال پرز، طی یک جلسه درمان توسط بیماری که مصاب به فلج اطفال بود و توانسته بود اسلحه‌ای را به داخل عبور دهد، به ضرب گلوله کشته شد.

ژوان پدرو شرر، رییس صلیب سرخ در افغانستان مراتب تسلیت خود را در مراسم سال‌گرد او در روز چهارشنبه، درحالی که آقای کایرو نیز در کنار او بود، ابراز داشت و به رسم یابود و غم‌شریکی، سر خود را سمت پایین حرکت داد.

آقای کایرو گفت که تقریبا تمام ۷۵۰ کارمند در ۷ مرکز توان‌بخشی، بیماران سابقی اند که دارای معلولیت می‌باشند.

او خاطرنشان ساخت: “این‌جا برای افراد معلول است و توسط آن‌ها مدیریت و گردانندگی می‌شود.”

مسابقه روز چهارشنبه در ورزشگاهی برگزار شد که روزانه ۵۰۰ ورزشکار معلول در آن تمرین می‌کنند.

یکی از این ورزشکاران، بازیکن رشته بسکتبال به روی ویلچیر به نام محمد صابر است که ۲۸ سال سن دارد و بعد از این‌که آقای کایرو به افغانستان آمد، به دنیا آمده است.

زمانی که آقای صابر سه ساله بود، پسر کاکای او در حال بازی با مواد منفجر نشده در قریه‌شان در حومه کابل بوده، که آن بمب انفجار می‌کند و در نتیجه پسر کاکای ۸ ساله او کشته شده و صابر یک پایش را از دست می‌دهد.

صابر ۵ ساله بود و به سختی به یاد می‌آورد زمانی را که آقای کایرو، اولین‌بار پای مصنوعی‌ را برایش نصب  می‌کرد. او بعد از یک دهه زندگی به عنوان پناهنده در پاکستان، مکانی که او بزرگ شده بود، نتوانست پاهای مصنوعی جدید بگیرد، بنا به افغانستان برگشت و یک پای مصنوعی دیگر گرفت.

حدود سال ۲۰۱۲، صابر درباره فرصت‌های ورزشی ارایه شده توسط مرکز در یک ورزشگاه تازه تأسیس برای ورزش(معلولین) می‌شنود. او به همراه یکی از دوستانش به این ورزشگاه رفته و به ورزشکاران پیوستند. او حالا عضو تیم ملی بسکتبال با ویلچر افغانستان است و به بسیاری از کشورها برای مسابقات سفر کرده است. او اخیرا از یک تورنمنت در لبنان برگشته است. او در مرکز توان‌مندی کار می‌کند؛ مکانی که دو سال در آن آموزش نحوه‌ی کمک به قربانیان پولیو را دیده است.

گاهی اوقات، آقای صابر می‌گوید، او از آقای کایرو می‌پرسد که آیا اولین بازدیدش، زمانی که فقط یک کودک بود و با مادربزرگ‌اش برای دریافت اولین جفت پاهای مصنوعی آمده بود را به یاد می‌آورد یا خیر؟

همانطور که صابر می‌شمارد، کایرو که بیش از سه دهه است هزاران معلولی که اعضای بدن خود را از دست داده اند را درمان کرده است، فقط می‌توانست بگوید: “تو آن وقت‌ها احتمالا خیلی کوچک بودی”.

در این مراسم، کایرو گفت که مردم اغلب از او می‌پرسند که آیا ۳۰ سال زمان طولانی نبوده است؟ می‌گوید: “من به آن‌ها می‌گویم، امیدوارم که ۳۰ سال دیگر هم بمانم.”

او گفت که پاداش کمک به افراد معلول که بتوانند کارهایی را انجام دهند و یا بتوانند از حالت خزیدن به راه رفتن ارتقا کنند، این است که هرگز از بین نمی‌رود.

او گفت: “این پاداش هم‌چنان روی هم اضافه می‌شود. برای مقایسه آن‌چه که من می‌دهم و آن‌چه را که می‌گیرم ـ باید بگویم خیلی بیشتر از چیزی را که می‌دهم، می‌گیرم”.

منبع: نوی یورک‌تایمز

Pin on Pinterest0Share on LinkedIn0Share on Google+0Tweet about this on TwitterShare on Facebook0

مطالب مشابه

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید