پسرم اسامه؛ مادر رهبر القاعده برای اولین بار سخن می گوید

پسرم اسامه؛ مادر رهبر القاعده برای اولین بار سخن می گوید

۱۳ / اسد ۱۳۹۷ | ۰ دیدگاه

بر نیمکتی در گوشه یی از یک اتاق بزرگ، خانمی که لباس رنگارنگ و روشنی برتن دارد منتظر نشسته است. حجاب سرخ رنگی که موهای او را پوشانیده است در یک کابینت شیشه یی دیده می شود؛ در داخل، یک تصویر از اولین پسر او در قاب عکس در میان اثاثیه های میراثی و ارزشمند این خانواده، توجه را به خود جلب می کند. چهره خندان و صورتی ریشدار از کسی که جاکت نظامی بر تن دارد در میان عکس های اطراف اطاق مشخص است؛ او روبروی دیوار بر پاهایش ایستاده است. شام ویژه سعودی و کیک پنیردار روی میز غذاخوری چیده شده است.

عالیه غانم، مادر اسامه بن لادن کسی است که توجه همگان را در اطاق به خود جلب می کند. در چوکی های نزدیک به او دوتن از پسرانش، احمد و حسن، و همسر دومش، محمدالآتس، مردی که هرسه این برادران را بزرگ کرده، نشسته اند. در این خانواده هر فردی، در مورد مردی که به ظهور تروریزم جهانی ارتباطش می دهند، قصه‌یی برای گفتن دارد؛ اما این غانم است که امروز سررشته سخن را دارد؛ او در توصیف مردی سخن می گوید که هنوز هم برایش، پسر محبوبی است که به نحوی راهش را گم کرد. او که با اطمینان صحبت می کند می گوید: “زندگی ام بسیار مشکل بود. چون او از من بسیار دور بود، او فرزند خوبی بود و مرا بسیار دوست داشت.” اینک در نیمه های دهه هفتاد عمرش و در سلامتی ناپایدار، غانم به الآتس اشاره می کند – مرد لاغر و منظم که همانند دو پسرش لباسی سفید برتن دارد، درست همان گونه که تمام مردان شبه جزیره عربستان می پوشند – و می گوید “او اسامه را از سن سه سالگی بزرگ کرده است. او مرد خوبی بود، و با اسامه رفتار خوبی داشت.”

این خانواده در گوشه یی از عمارتی که اینک در جده عربستان سعودی که طی نسل ها خانه قبیله بن لادن بوده است جمع شده اند. آنان یکی از ثروتمند ترین خانواده های این پادشاهی مانده اند؛ امپراطوری ساخت و ساز آن ها، بخشی عظیمی از عربستان سعودی مدرن را ساخته و عمیقا به ساختار این کشور مرتبط است. خانه بن لادن منعکس کننده نفوذ و ثروت آنان است، یک زینه مارپیچ بزرگ در وسط آن، که به اتاق های خالی راه می دهد. ماه رمضان آمده و رفته است، اما کاسه های خرما و چاکلیت که نشانی از سه روز جشن پس از رمضان است در سرتاسر خانه دیده می شود. این خانه بزرگ همچون خطی در امتداد جاده است و این در حالی است که هیچ محافظی در بیرون جهت نگهداری از آن ایستاده نیستند، خانواده بن لادن، ساکنین شناخته شده محل اند.

طی سالها، غانم و مجموعه خانواده او از سخن گفتن در مورد اسامه در جریان دو دهه رهبری او بر القاعده، دوره یی که حملاتی را بر نیویورک و واشنگتن دی سی انجام دادند و پس از نه سال با مرگ او در پاکستان خاتمه یافت، طفره رفته اند.

binladan mother

عالیه غانم، مادر اسامه بن لادن کسی است که توجه همگان را در اطاق به خود جلب می کند

اینک، رهبری جدید عربستان سعودی – که بوسیله ولیعهد ۳۲ ساله و بلندپرواز این سلطنت، محمد بن سلمان هدایت می شود – با درخواست من برای گفتگو با این خانواه موافقت کرده است. (به عنوان یکی از بانفوذترین خانواده های این کشور، حرکات و تعاملات آنان به شدت تحت نظارت قرار دارد.) میراث اسامه آنقدر که برای این پادشاهی تاریک است، برای این خانواده نیز می باشد و مقامات ارشد به این باورند که با اجازه دادن به بن لادنی ها برای بازگویی داستان او می توانند نشان دهند که یک شخص مطرود – نه یک عامل – مسوول حادثه یازدهم سپتامبر بوده است. منتقدان عربستان سعودی طی مدتها ادعا کرده اند که اسامه کمک های دولتی دریافت می کرده و خانواده های شماری از قربانیان حادثه یازدهم سپتامبر برخوردهای قانونی هرچند ناموفق را علیه این پادشاهی به راه انداخته اند. ۱۵ تن از ۱۹ هواپیماربا از عربستان سعودی بوده اند.

غیر منتظره نیست، که خانواده اسامه بن لادن در گفتگوهای اولیه خود محتاط عمل می کنند؛ آنها مطمئن نیستند که آیا باز کردن زخم های کهنه خوب است یا مضر. اما پس از چندین روز گفتگو، آنان اراده می کنند که صحبت کنند. زمانی که در یک روز گرم اوایل ماه جون دیدار می کردیم، یک مامور حکومت سعودی در اطاق نشسته بود، هرچند تلاشی برای نفوذ در گفتگوهای ما نمی کرد. (ما نیز بوسیله یک مترجم همراهی می شدیم.)

 غانم که در بین برادران ناتنی اسامه نشسته است از فرزند اولش بعنوان یک پسر خجالتی یاد می کند که توانایی آکادمیک داشت. او در اوایل دهه بیست عمرش در حالی که در دانشگاه شاه عبدالعزیز در جده درس اقتصاد می خواند یک فرد قوی، محرک و محترم شمرده می شد؛ همانجایی که او رادیکالیزه شد. غانم می گوید: “مردمان دانشگاه او را تغییر دادند، او مرد دیگری شد.” یکی از کسانی که او در آنجا ملاقاتش کرد، عبدالله عزام بود، یک عضو اخوان المسلمین که بعد ها از عربستان سعودی تبعید و مشاور روحانی اسامه شد. “او فرزند خوبی بود، تا زمانی که با برخی از کسانی دیدار کرد که کاملا وی را در اوایل دهه بیست عمرش شستشوی مغزی دادند. شما می توانید آن را یک فرقه بنامید. آنها برای این کار خود پول دریافت می کردند. من همیشه برایش می گفتم که از آنان دور باشد، و او هرگز از آنچه انجام می داد مرا آگاه نمی ساخت، زیرا او مرا بسیار دوست داشت.”

در اوایل دهه ۱۹۸۰، اسامه به افغانستان سفر کرد تا در برابر اشغال روسیه بجنگد. حسن می گوید: “هرکسی که او را در روزهای اول می دید، برایش احترام می گذاشت، در آغاز، ما بسیار به او افتخار می کردیم. حتی حکومت سعودی با او به روشی بسیار نجیبانه و توام با احترام رویه می کرد. و سپس اسامه مجاهد شد.”

سکوت طولانی ناراحت کننده یی حاکم می شود در حالی که حسن تلاش می کند تا تغییرات را از مجاهد به جهادی جهانی توضیح دهد. او متعاقبا ادامه می دهد: “من به این دلیل که او بزرگترین برادر من بود بسیار به او افتخار می کنم، او برایم چیزهای زیادی آموخت. اما گمان نمی کنم که به عنوان یک مرد به او مفتخر باشم. او در صحنه جهانی به سوپراستاری رسید و این همه برای هیچ بود.”

غانم به دقت گوش می دهد، زمانی که گفتگو به سالهای شکل گیری اسامه می رسد، عمیق تر گوش می کند. “او بسیار رک بود. در مکتب بسیار خوب بود. او واقعا درس خواندن را دوست داشت. او تمام پولش را بر افغانستان صرف کرد – او تحت تجارت خانوادگی خودش را پنهان می کرد. آیا او (غانم) هرگز گمان می کرد که او یک جهادیست شود؟ “این هرگز در ذهنم خطور نمی کرد.” او (غانم) چه احساسی داشت وقتی که دانست که او چنین شده است؟ “ما بسیار قهر بودیم. من نمی خواستم که هیچ یک از این موارد اتفاق بیافتد. چرا او تمام این ها را بدینگونه دور انداخت؟”

این خانواده می گویند که برای آخرین بار اسامه را در سال ۱۹۹۹ برای دوبار در پایگاهش درست بیرون از قندهار دیدند. غانم می گوید: “آنجا جایی بود نزدیک میدان هوایی که آن را از روسیه گرفته بودند، او از دیدن ما بسیار خوشحال بود. او جاهای اطراف را هر روز به ما نشان می داد. او یک حیوان را کشت و جشن گرفتیم و همگان را دعوت کرد.”

غانم خودش را راحت می کند و در مورد کودکی اش در شهر ساحلی لاتاکیا سوریه، جایی که در یک خانواده علوی، شاخه یی از شیعیان مسلمان، بزرگ شد، صحبت می کند. او می گوید که خوراک های سوری نسبت به سعودی بهتر است و آب و هوای آن مدیترانه یی است، جایی که هوای گرم و تابستان مرطوبش کاملا متفاوت از گرمای اسیتلین جده در ماه جون است. غانم در اواسط دهه ۱۹۵۰ به عربستان سعودی آمد، و اسامه در سال ۱۹۵۷ در ریاض متولد شد. او سه سال بعد از پدر وی طلاق گرفت، و با الآتس مردی که یکی از کارمندان اداری در امپراطوری تجاری بن لادن بود، ازدواج نمود. پدر اسامه دارنده ۵۴ فرزند و حداقل ۱۱ زن بود.

اسامه بن لادن (دوم از طرف راست) در فالون، سویدن در سال 1971

اسامه بن لادن (دوم از طرف راست) در فالون، سویدن در سال ۱۹۷۱

زمانی که غانم محل را برای استراحت به طرف اطاق پهلو ترک می کند، برادران ناتنی او به گفتگو ادامه می دهند. آنها می گویند این مهم است که باید به خاطر داشت که یک مادر به ندرت می تواند شاهد واقعگرا باشد. احمد می گوید: “هفده سال از حادثه یازدهم سپتامبر می گذرد و او در مورد اسامه در حالت انکار است، او وی را بسیار دوست دارد و مقصر دانستن او را محکوم می کند. در عوض، او اشخاصی که در اطراف او بوده اند را مقصر می داند. او تنها طرف خوب او را می بیند، این که او پسر خوبی بود، درست همان طرفی که ما همه آن را دیدیم. او هرگز نمی خواهد طرف جهادی او را ببیند.”

او (احمد) اینک از گزارش های اولیه نیویورک می گوید: “من شوکه شده بودم، خیره مانده بودم، احساس عجیبی بود. ما از همان آغاز می دانستیم ]که کار اسامه بود[، در همان ۴۸ ساعت اول. از بزرگ تا کوچک، همگی بخاطر او خجالت زده بودیم. ما می دانستیم که همگی با پیامدهای ناگواری روبرو خواهیم شد. آن عده از اعضای خانواده ما که در خارج بودند همگی به سعودی بازگشتند.” آنها در سرتاسر سوریه، لبنان، مصر و اروپا پراگنده بودند. در سعودی، ممنوع سفر شده بودند. آنها تا جایی که می توانستند تلاش کردند تا کنترل خود را بر خانواده حفظ کنند.” این خانواده می گویند که همگی بوسیله مقامات مورد بازپرس قرار می گرفتند، و برای مدتی از ترک کشور اجتناب نموده بودند. نزدیک به دودهه بعد، بن لادنی ها می توانند آزادانه در داخل و خارج از این پادشاهی حرکت کنند.

سالهای شکل گیری اسامه در جده، مربوط به دهه ۱۹۷۰ می شود، قبل از انقلاب ایرانی ها در سال ۱۹۷۹، که هدفش این بود تا شیعیان را به جهان عرب صادر کند. از آن زمان به بعد، حاکمان سعودی، تفسیر سفت و سختی را از اسلام سنی اعمال کردند -که از قرن ۱۸م میلادی، دوران محمد بن عبدالوهاب در سرتاسر شبه جزیره عربی اجرا شده است. در سال ۱۷۴۴، عبدالوهاب با محمد بن سعود حاکم عربستان پیمانی را بست، که بر مبنای آن به اعضای این خانواده اجازه داده می شد تا امور دولتی را پیش ببرند این در حالی بود که روحانیون سختگیر شخصیت ملی را تعریف می کردند.

پادشاهی مدرن آن روز در ۱۹۳۲ هر دو طرف – روحانیون و حاکمان – را آنقدر قدرتمند ساخت که یکی بر دیگری نمی چربید به این جهت، دولت و شهروندان در جامعه ای که با ایده های محافظه کارانه تعریف شده بود و شامل جدای شدید زن و مرد، قواعد انعطاف ناپذیر جنسیتی، عدم تساهل در مقابل عقاید دیگر و اعتقاد جدی به آموزه های دکترینال زندگی می کردند و این ها توسط خانواده صعود مورد تایید قرار گرفتند.

بسیاری ها به این باورند که این اتحاد بصورت مستقیم به ظهور تروریزم جهانی کمک کرده است. جهان بینی القاعده و دولت اسلامی (داعش) به صورت گسترده بوسیله ایده های وهابی شکل گرفته است و روحانیون سعودی به طور گسترده یی متهم به تشویق یک جنبش جهادی است که در دهه ۱۹۹۰  با اسامه بن لادن و مرکز آن رشد کرد، هستند.

در سال ۲۰۱۸، رهبری جدید سعودی می خواهد که زیر این زمان خطی را ترسیم کند، و آنچه را که بن سلمان آن را “اسلام معتدل” می خواند معرفی نماید. او این امر را جهت بقای دولتی که در آن جمعیتی بزرگ، بی قرار و غالبا جوانان ناراض برای نزدیک به چهاردهه دسترسی کمی به سرگرمی، زندگی اجتماعی یا آزادی های فردی داشته اند، ضروری می داند. حاکمان جدید سعودی به این باورند که چنین هنجارهای سختگیرانه اجتماعی، که بوسیله روحانیون اعمال می شود، می تواند غذای برای روحانیونی قلمداد شود که همواره از این  احساسات ناامیدانه استفاده می کنند.

اصلاحات در بسیاری از جنبه های جامعه سعودی آغاز شده است؛ در این میان آن که بیشتر قابل مشاهده بوده همان برداشتن ممنوعیت رانندگی برای زنان در ماه جون بوده است. تغییراتی در بازار نیروی کار و سکتورهای دولتی نیز وارد شده است؛ سینماها باز شده اند و روند ضدفساد در سرتاسر سکتور های خصوصی و چندین بخش دولتی راه اندازی شده است. حکومت همچنان ادعا دارد که تمام منابع تمویل مجامع وهابی را در خارج از این پادشاهی متوقف کرده؛ همانهایی که قریب به چهاردهه از سوی مشتاقان تبلیغی حمایت شده بود.

چنین درمان شوکهای رادیکال به آهستگی در سرتاسر کشور جذب می شوند، جایی که جوامع برای چندین دهه از دکترین انعطاف ناپذیر که نمی دانند از آن چه چیزی بسازند متاثر بوده اند. تناقضات فراوان است: برخی از مقامات و نهادها از محافظه کاری اجتناب می کنند، در حالی که دیگران صمیمانه از آن استقبال می نمایند. این در حالی است که آزادی های سیاسی وجود ندارد و قدرت تقریبا متمرکز شده و مخالفان به شکل معمول سرکوب می شوند.

Osama-binladan-Mother 2

عالیه غانم با پسرش در شهر جده عربستان سعودی

میراث بن لادن یکی از مسایل حساس این پادشاهی بوده است. من شاهزاده ترکی الفیصل را که برای ۲۴ سال از ۱۹۷۷ تا ۱ سپتامبر ۲۰۰۱، (ده روز قبل از حملات یازدهم سپتامبر) رییس اطلاعات سعودی بوده در ویلایش در جده ملاقات کردم. یک مرد دانشمند که اینک در اواسط دهه هفتاد عمرش قرار دارد، ترکی با استفاده از دکمه های سبز و پرچم عربستان سعودی آستین هایش را می پوشاند. او به من گفت: “دو اسامه بن لادن وجود دارد، یکی قبل از اشغال افغانستان توسط شوروی و یکی بعد از آن. قبل از آن او یک مجاهد ایدیالیست بود. جنگجو نبود. با ماموریت خودش، او درگیر یک جنگ شد، و زمانی که بیدار گشت، متوجه شد که حمله شوروی در موقعیت او شکست خورده بود.”

وقتی که بن لادن از افغانستان به سودان رفت، و زمانی که ارتباطاتش با عربستان سعودی خراب شد، این ترکی بود که با وی از طرف پادشاهی صحبت کرد. پس از یازدهم سپتامبر این تماس های مستقیم تحت نظارت شدید قرار گرفتند. سپس – و هفده سال بعد – خویشاوندان برخی از ۲۹۷۶ تن کشته شدگان و ۶۰۰۰ زحمی در نیویورک و واشنگتن دی سی نمی پذیرند که کشوری که چنین باورهای محافظه کارانه یی از ایمان را صادر کرده است، با عواقب آن هیچ ارتباطی ندارد.

به یقین، بن لادن با دانش و حمایت عربستان سعودی به افغانستان سفر کرد، که با اشغال شوروی مخالف بود؛ در کنار آمریکا، سعودی ها آن گروهای که با او می جنگیدند را تسلیح و مورد حمایت قرار داد. این مجاهد جوان بخش کوچکی از ثروت خانواده را با خود گرفت، که برای کسب نفوذ به مصرف رسید. ترکی می گوید زمانی که او به جده بازگشت و در حالی که با شوروی جنگیده و شکستش داده بود، مرد دیگری شده بود. “او از سال ۱۹۹۰ به بعد نگرش سیاسی پیدا کرده بود. او می خواست کمونیست ها و مارکسیست های جنوب یمنی را از یمن بیرون کند. من با او دیدار کردم و برایش گفتم که بهتر بود که او درگیر نمی شد. “مساجد جده از مثال افغانستان استفاده می کردند.” بدینوسیله، منظور ترکی خواندن دقیق دینی است که از سوی طالبان حمایت می شود، “او آنها را تحریک می کرد -نمازگزاران سعودی را. به او گفته شد که این کارش را متوقف کند.”

ترکی در ادامه می گوید: “او یک چهره قمار داشت، او هرگز تظاهر نمی کرد و لبخند نمی زد. در سالهای ۱۹۹۲، ۱۹۹۳، ملاقات بزرگی در پشاور بوسیله حکومت نواز شریف سازماندهی گردیده بود.” بن لادن به این ترتیب بوسیله رهبران قبیله ای افغان پناه داده شده بود. “ندایی برای همبستگی مسلمانان سر داده شد، تا آن رهبران جهان اسلام را مجبور کنند که تاختن بر یکدیگر را متوقف نمایند. من او را در آنجا نیز دیدم. چشمان مان همدیگر را دید، اما صحبتی نکردیم. او دوباره به پادشاهی نرفت. به سودان رفت، همانجایی که تجارت عسل را راه انداخت و یک جاده را تامین مالی می کرد.”

طرفداری بن لادن در تبعید افزایش یافت. “او به همگان بیانیه هایی را فاکس میکرد. او بسیار انتقادی بود. تلاش هایی از سوی خانواده صورت گرفت تا جلو او را بگیرند – فرستاده ها و امثالهم – اما ناموفق بودند. احتمالا این احساسات او بود که بوسیله حکومت جدی گرفته نمی شد.”

در ۱۹۹۶، بن لادن دوباره به افغانستان برگشت. ترکی می گوید که پادشاهی می دانست که او مشکلی دارد و از از او میخواست که برگردد. او (ترکی) پروازی به قندهار کرد تا با رهبر طالبان دیدار کند. “او می گفت، من نتوانستم او را تحویل بگیرم اما او برای مردم افغانستان بسیار مفید بود. او گفت که به بن لادن با توجه به دستورات اسلامی پناهندگی داده شده است.” دو سال بعد، در سپتامبر ۱۹۹۸، ترکی بازهم به افغانستان پرواز کرد. او در مورد عمر می گوید: “در جلسه، او را مرد متفاوتی یافت، بسیار با احتیاط تر. به جای این که یک لحن منطقی به خود بگیرد او گفت که شما چطور می توانید این مرد شایسته را که زندگی خود را برای کمک به مسلمانان هزینه می کند، محکمه کنید؟” ترکی می گوید که به عمر هشدار داد که آنچه را که او انجام می دهد به مردم افغانستان ضرر می ساند و سپس آنجا را ترک کرد.

دیدار خانواده بن لادن از قندهار سال بعد پس از حمله یک موشک ایالات متحده بر یکی از پایگاه های بن لادن که در جواب حمله القاعده بر سفارت های ایالات متحده در تانزانیا و کینیا بود، انجام شد. بنظر می رسد که خانواده و همراهان شان در پیدا کردن مردشان مشکل کمتری داشتند، جایی که شبکه های اطلاعاتی سعودی و غربی ناکام بودند.

براساس گفته های مقامات در ریاض، لندن و واشنگتن دی سی، بن لادن پس از آن هدف شماره اول مبارزه با تروریزم در جهان شده بود، مردی که متهم به استفاده از شهروندان سعودی در ایجاد شکاف میان تمدن شرقی و غربی گردیده بود. یک مامور اطلاعاتی بریتانیایی برایم گفت: “شکی نیست که او عمدا شهروندان سعودی را برای طرح یازدهم سپتامبر انتخاب کرد، او قانع شده بود که قرار است غرب را برعلیه …کشور آبایی اش قرار دهد. او در حقیقت موفق به تحریک یک جنگ شد، اما نه آن چه را که توقع داشت.”

ترکی ادعا دارد که در ماه های قبل از یازدهم سپتامبر، نمایندگی اطلاعاتی او میدانست که چیز فاجعه باری طرح شده است. “در تابستان ۲۰۰۱، من هشداری در مورد این که مورد تماشایی در مورد آمریکایی ها، بریتانیایی ها، فرانسوی ها و عرب ها قریب به وقوع است دریافت کردم. ما نمی دانستیم که در کجا اما می دانستیم که طرح ریزی شده است.”

بن لادن در برخی از قسمت های کشور همچنان محبوب مانده است و از سوی کسانی که به این باورند که او کار خدا را انجام داد مورد احترام قرار دارد. به هر حال میزان تشخیص عمق این حمایت ها کاری مشکل است. در همین حال، کسانی که از خانواده او مانده اند دوباره به سعودی اجازه رفتن یافته اند: حداقل دو همسر اسامه (که یکی از آنها در زمانی که اسامه بوسیله نیروهای ویژه ایالات متحده در ابیت آباد کشته شد همراهش بود) و فرزندان شان که اینک در جده زندگی می کنند.

احمد، برادر ناتنی اسامه که بر چوکی در نزدیک میز غذاخوری نشسته است به من می گوید: “ما رابطه خیلی خوبی با محمد بن نایف -ولیعهد پیشین- داشتیم، او اجازه داد که خانم و فرزندان او (بن لادن) برگردند.” اما در عین حالی که آنها آزادی حرکت در داخل شهر را دارند، نمی توانند پادشاهی را ترک کنند.

مادر اسامه دوباره به صحبت ها می پیوندد. “من بیشتر هفته را با خانواده او صحبت می کنم، آنها در همین نزدیکی اند.”

براساس گفته های مقامات در ریاض، لندن و واشنگتن دی سی، بن لادن پس از آن هدف شماره اول مبارزه با تروریزم در جهان شده بود، مردی که متهم به استفاده از شهروندان سعودی در ایجاد شکاف میان تمدن شرقی و غربی گردیده بود

براساس گفته های مقامات در ریاض، لندن و واشنگتن دی سی، بن لادن پس از آن هدف شماره اول مبارزه با تروریزم در جهان شده بود، مردی که متهم به استفاده از شهروندان سعودی در ایجاد شکاف میان تمدن شرقی و غربی گردیده بود

خواهر ناتنی اسامه، و خواهر آن دو مرد دیگر، فاطمه الآتس، در دیدار ما حاضر نبود. او بعدا از خانه اش در پاریس ایمیل کرد تا برایم بگوید که به شدت با مصاحبه مادرش اعتراض دارد و خواست تا دوباره توسط خودش تنظیم شود. علی رغم وجود برادران و ناپدری اش، او احساس می کرد که مادرش برای صحبت کردن تحت فشار قرار گرفته است. به هرحال، غانم اصرار داشت از این که صحبت می کند خوشحال است و می تواند بیشتر حرف بزند. شاید این نشانه یی از وضعیت پیچیده این خانواده در این پادشاهی است که چنین تنش هایی وجود دارد.

من از این خانواده سراغ جوانترین پسر بن لادن، حمزه ۲۹ ساله، را گرفتم که گمان می شود در افغانستان باشد. سال گذشته، او رسما از سوی ایالات متحده “تروریست جهانی” نامیده شد و بنظر می رسد که ردای پدرش را تحت سایه ایمن الظواهری رهبر جدید القاعده و نایب سابق اسامه، پوشیده است.

کاکاهایش سرهای خود را می جنبانند. حسن می گوید: “ما فکر می کردیم که همه این قضیه را پایان یافته می دانند. سپس چیز بعدیی را که من میدانم، حمزه می گفت، که من انتقام پدرم را خواهم گرفت. من نمی خواهم که بار دیگر این مسئله تکرار شود. اگر حمزه اینک در مقابلم می بود، برایش می گفتم که خدا تو را هدایت کند. دوباره در مورد آنچه انجام می دهی فکر کن. بار دیگر راه پدرت را نرو. تو به بخش های وحشتناک روحت داخل میشوی.”

پیشرفت متداوم حمزه بن لادن می تواند تلاش های خانواده را مبنی بر پاک کردن گذشته شان، متاثر کند. همچنان میتواند تلاش های ولیعهد را مبنی بر شکل دادن به یک دروه جدید که در آن بن لادن همچون یک انحراف نسلی نمایش داده می شود، و در عین حال دکترین های تندروانه که از سوی حکومت عربستان تحریم شده دوباره به تندروی مشروعیت نمی بخشد، ناکام می سازد. در حالی که تغییر در عربستان سعودی از گذشته بوده است اما در حال حاضر اصلاحات جاری بسیار گسترده است. این که محمد بن سلمان چقدر می تواند علیه جامعه یی که در چنین جهان بینی غیرمنعطف قرار دارد، عمل کند، سوالی است که هنوز بی پاسخ می باشد.

متحدان عربستان سعودی خوشبین اند، اما پیشنهاد احتیاط را دارند. در صحبت با یکی از ماموران اطلاعاتی بریتانیا، برایم گفت: “اگر سلمان این را نشکند، اسامه های بیشتری خواهیم داشت. و مطمن نیستم که آنان قادر به جابه جایی این بلاء باشند.”

نویسنده: مارتین چولف
منبع: گاردین

Pin on Pinterest0Share on LinkedIn0Share on Google+0Tweet about this on TwitterShare on Facebook0
اسامه بن لادن

مطالب مشابه

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید