کودتای کمونیستی؛ ۴۰ سال پس از هفت ثور افغانستان در کجا قرار دارد؟

کودتای کمونیستی؛ ۴۰ سال پس از هفت ثور افغانستان در کجا قرار دارد؟

خبرنگار خبرنامه

علی شیر شهیر
خبرنگار خبرنامه

۸ / ثور ۱۳۹۷ | ۰ دیدگاه

شاید ساعت یک شب بود، حیاط خانه ما پر از افراد سیاه‌پوش شده‌ بود که هرگز آنان را ندیده بودیم و نمی‌شناختیم. آنان خودشان را از دیوار به حیاط انداخته بودند و آن شب درب دهلیز را شکستند و وارد خانه ما شدند.

بعد از بررسی و برهم زدن وسایل خانه، پدر و چهار برادرم را بردند. من نمی‌دانم دلیل آن‌، چه بود، ولی چهل سالی را پس از آن شب می‌گذارانیم، جز در خواب و رویا، آن‌ها را دیگر ندیده‌‌ایم. هر ثانیه‌ چهل سال زندگی ما، با این درد و فراق به درازی یک قرن بوده است.

تا چهار سال پیش برای خودمان هزار و یک افسانه می‌بافتیم. در خانه منتظر آنان بودیم و بارها در کوچه چشم‌های ما دنبال آنان بودند.

شش سال پیش‌‌، در سال ۱۳۹۲‌خورشیدی‌ لیست نام ۵ هزار تن از اسیران گرفته‌شده در زمان نورمحمد ترکی و حفیظ‌الله امین که به گونه‌ دسته‌جمعی به قتل رسیده بودند، منتشر شد که در میان آن‌ها فهرست پنج نفری خانواده ما نیز بود.

این مجموعه‌ خاطرات مهوش، دختر کوچکی است که اکنون چهار دهه را در فراق بهترین‌های زندگی خود می‌گذراند، اما با انتشار فهرست ۵ هزار نفری، داستان زندگی او نیز تغییر می‌کند.

این فهرست از کشتار ۵ هزار قربانی سال‌های ۱۳۵۷و ۵۸، در زمان نورمحمد ترکی و حفیظ‌الله امین حکایت دارد که به اشکال گوناگون توسط سازمان «اگسا» کشته شده‌ بودند. اداره اگسا بعدها به «کام» و سپس به نام «خاد» تغییر نام یافت.

mahwash

این مجموعه‌ خاطرات مهوش، دختر کوچکی است که اکنون چهار دهه را در فراق بهترین‌های زندگی خود می‌گذراند، اما با انتشار فهرست ۵ هزار نفری، داستان زندگی او نیز تغییر می‌کند

آغاز کشت و خون

تحولات هفتم ثور که چهار دهه پیش در افغانستان رخ داد، این کشور را گاهی تا مرز سقوط مطلق در جنگ‌ها و هرج و مرج‌های داخلی به پیش برده؛ از هجوم نظامی شوری سابق گرفته تا جنگ‌های داخلی و آمدن طالبان و پس از آن‌ حکومت‌های جدید در افغانستان، همه به نحوی از این رویداد متأثر اند.

چهل سال پیش از امروز ساعت ده صبح روز هفتم ثور، ارگ ریاست جمهوری افغانستان توسط نیروهای طرفدار حزب دموکراتیک خلق مورد حمله قرار گرفت که در نتیجه آن «محمد داوود»، ربیس‌جمهور وقت افغانستان کشته شد. داوود خان همراه با ۳۰ تن از اعضای خانواده‌اش تیرباران شدند.

با کشته شدن داوود خان، حزب دموکراتیک خلق به رهبری نور محمد ترکی به قدرت رسید. این حزب در ابتدا شعارهای جذاب و گیرایی را در حمایت از دهقانان و کارگران سر می‌داد و دادن «خانه، لباس و نان» در رأس وعده‌های آنان بود، اما دیری نگذشت که موجی از کشتار و حذف آغاز شد.

حزب دموکراتیک خلق بازداشت‌های گسترده‌یی را به راه انداخت و تمام افرادی که به نحوی در فعالیت‌های سیاسی دخیل بودند، به شمول روشن‌فکران، استادان دانشگاه‌ها، معلمین، تاجران و حتی دهقانان و کسبه‌کاران را بازداشت، شکنجه و تیرباران می‌کرد.

بر این اساس، این حزب در زمان حاکمیت خود هزاران نفر را به اتهام‌های مختلف بدون محاکمه سر به نیست کرد و یا در زندان‌ها شکنجه نمود.

نورمحمد ترکی در ۱۸میزان ۱۳۵۸ خورشیدی به ریاست شورای انقلابی و حکومت برگزیده شده و قدرت را در دست گرفت. بر اساس روایت‌های تاریخی، سه روز بعد از کودتا طی فرمان شماره اول شورای انقلابی، اعلام شد که ریاست شورای انقلابی و صدارت به نورمحمد ترکی، رهبر حزب سپرده شد. در این فرمان پیرامون شکل نظام چنین ابلاغ گردید: «بعد از این تاریخ (۱۰ ثور ۱۳۵۷ مطابق ۳۰ اپریل۱۹۷۸) افغانستان از لحاظ سازمان سیاسی دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان می‌باشد. در ضمن همین فرمان مقررات نظامی اعلام شد و شورای انقلابی تشکیل شده، به صدور قطع‌نامه‌ها پرداختند که در فرمان شماره ۳ آن از ‌”محکمه‌ نظامی انقلابیِ شورای انقلابی” نیز خبر داده شد.»

ترکی

نورمحمد ترکی

نخستین اقدامات پس از اعلام این فرمان٬ سرکوب‌های خونین حامیان محمد داوود خان بود؛ سرکوب‌هایی که بدون وقفه و با دستگیری شهروندان بیشتر ادامه یافت.

در زمان رهبران حزب کمونیست افغانستان، شهروندان این کشور به اتهام‌هایی چون اخوانی، اشرار، مائویست، افغان‌ملت، خمینیست، ملاک، پخش شب‌نامه و تبلیغات ضد دولتی و امثال آن دستگیر و کشته شده‌اند.

«مهوش» نیز یکی از بازماندگانی قربانیان سال‌های ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ است. او اکنون در یکی از مکتب‌های شهر کابل معلم است و می‌گوید که نزدیک به سه دهه از زندگی‌اش را به جست‌وجوی چهار برادر و پدرش که ناپدید شده بودند، گذارنده است.

 مهوش می‌گوید که: ‌‌«شب هشتم ثور ۱۳۵۸ بود که هیچ‌گاه حتی برای لحظه‌یی فراموشم نشده و نمی‌شود. نیمه‌های شب همه مردان خانواده ‌ما را افراد ناآشنا با خود بردند و هرگز ندانستیم که به چه دلیل برد‌ه ‌بودند، کجا بردند؟ آنان دنبال زندگی ساده و مملو از آرامش برای ما بودند و اما..‌»

تأثیرات اجتماعی

شماری از آگاهان بخش تاریخ و سیاست افغانستان تأکید دارند که نظام حکومت کمونیستی در تضاد با ارزش‌های جامعه‌ اسلامی و در عین حال جامعه‎ آزاد افغانستان بود. با این وجود حکومت کمونیستی در تلاش برای از بین بردن این ارزش‌ها بوده است.

دکتر «فاروق انصاری»، تاریخ‌دان و عضو اکادمی علوم افغانستان می‎گوید: «اول این‌که اراضی که مال مردم بود، برای دیگران تقسیم کردند. در مورد مهریه زنان و ازدواج، فرمان‌هایی را که صادر کردند که خلاف مقررات دین اسلام بود. آنان تلاش کردند که در زمینه اسلام‌زدایی در جامعه که بیش از هزار سال در آن ریشه دوانده، کار کنند، حتی گذاشتن ریش در آن زمان جرم اعلام شده بود.»

مهوش (چپ) یکی از بازماندگانی قربانیان سال‌های ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸

مهوش (چپ) یکی از بازماندگانی قربانیان سال‌های ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸

به گفته‌ دکتر انصاری، گرفتن آزادی‌ های مردم، تضاد دیگر از نگاه عرف اجتماعی بود که در این دوره صورت گرفت. به گفته‎ او، پیش از آن مردم افغانستان آزاد بودند و هر شهروند حق ابراز نظر داشت.

او تأکید کرد: «خانه، لباس و نان شعار اصلی این حزب بود، اما خانه مردم ویران شد، کار و بار از مردم گرفته شد و زندگی سر مردم تلخ شد. با این حال افراطی‌گری‎هایی که آنان کردند، سبب شد افراد افراطی دیگر قد علم کنند و سرنوشت ما به این‌جا بکشاند. ما اگر منشأ بحران‌های کنونی را پیدا کنیم، منشأ تمام بدبختی افغانستان در حال حاضر از همان کودتا شروع شد.»

از سویی هم «اورزلا نعمت»، رییس واحد تحقیق و ارزیابی افغانستان در گفت‌وگو با خبرنامه تأکید می‎کند که هفتم ثور آغارگر یک دوره تاریک و آغاز بدبختی‌ها برای مردم افغانستان شد. این کودتای هفتم ثور بود که راه را برای ورود شوروی سابق در افغانستان باز کرد.

خانم نعمت تأکید می‎کند، نظامی که این حزب به پیش گرفته بود، کاملات متفاوت و در تضاد با نظام‌های حکومتی افغانستان بود.

او تأکید کرد: «به طور مثال مسأله توزیع ارضی را اگر ببینم، این مسأله خلاف طرز دید و تفکر و برنامه‌های حکومت وقت ریخته شد و با شرایط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی افغانستان مطابقت نداشت.»

به گفته‏ رییس واحد تحقیقات و ارزیابی افغانستان، تأثیرات بحران‌‌هایی که در این زمان خلق شد، با گذشتن چهار دهه هم‌چنان بالای مردم افغانستان باقی است. عدم تحمل نظرهای منتقدانه نسبت به حکومت و سانسور بیش از حد، هزاران نفر را در آن زمان به زندان انداخت و اعدام شدند.

خانم نعمت تصریح کرد: «نتیجه این سیاست‌ها این شد که بزرگ‌ترین قربانی را از ملت بگیرد، شما حالا از مادری بپرسید چند اولاد خود را از دست داده؟ خانم‌ها شوهران و برادران‌شان را از دست دادند، خانواده‌های فرزندان و اعضای فامیل خود را از دست دادند، حالا در افغانستان هیچ خانواده‌یی وجود ندارد که در این جنگ‌ها سه یا چهار عضو خانواده خود را از دست نداده باشد.»

اورزلا، یک ماه است که به عنوان رییس واحد تحقیق و ارزیابی افغانستان فعالیت می‌کن

«اورزلا نعمت، رییس واحد تحقیق و ارزیابی افغانستان

از سویی، «سلیمان لایق»، یکی از بنیان‌گذاران حزب دموکراتیک خلق افغانستان تأکید دارد که این حزب نیز مثل سایر حکومت‌های افغانستان، رژیمی بود که بر افغانستان حکومت کرد و نباید حکومت‌های بعد از آن، تقصیر را بر دوش آن کودتا بیاندازد.

آقای لایق به خبرنامه گفت: «مگر با این قیام چی چیزها به وجود آمد، با این قیام گفته می‌شود که در مرحله‌ ابتدایی آن در سال دوم حاکمیت‌اش، اتحاد شوروی آمد که هنوز هم این حرف درست معلوم نیست که آنان به ابتکار خود آمدند یا به دعوت حزب دموکراتیک خلق. چون من در رهبری این حزب بودم و از آن حزب به صورت رسمی از شوروی‌ها دعوت صورت نگرفته است. یکی از بیانیه‌های «بریژنف» در کنگره حزب کمونیست اتحاد شوری صراحت دارد که همه‌ جهان این را ثبت کرده که آنان تأکید کردند سرحدات جنوبی ما زیر خطر تجاوز و تعرض قرار داشت، ما نیروهای خود را در آنجا فرستادیم که از اراضی خودمان دفاع کنند. با این وجود یک آدم بزرگ از یک کشور بزرگ این مسئولیت را پذیرفته است.»

عاقبت تلخ

۹ سال جنگ مجاهدین افغانستان با نیروهای ارتش شوروی و رژیم‌های دست نشانده این کشور، دست کم جان یک میلیون تن از مردم افغانستان را گرفت و بخشی بزرگی از مردم این کشور را مهاجر ساخت. در عین حال، زیربناهای افغانستان تخریب گردید و مراکز قدرت جدید در این کشور تشکیل و فعال شد که در نتیجه آن، تاکنون تا حد زیادی مدیریت قدرت سیاسی از سوی حکومت‌های مشروع در افغانستان را به چالش کشیده است.

با این حال، از سال ۱۳۶۷ تا زمان پیروزی مجاهدین افغانستان، به مدت ۴ سال دیگر نیز جنگ ادامه یافت تا این که حکومت داکتر نجیب‌الله در کابل سقوط کرد و نیروهای مجاهدین وارد کارزار سیاسی شدند.

سال‌های پسین که دولت اسلامی افغانستان و امارت اسلامی افغانستان از سوی مجاهدین و طالبان روی کار آمد، نیز در جنگ‌های شدید داخلی سپری شد؛ جنگ‌هایی که افغانستان را به پایگاه امن شبکه تروریستی بین‌المللی القاعده تبدیل کرد و این گروه امنیت ملی آمریکا را با استفاده از خاک افغانستان در حادثه یازده سپتامبر هدف قرار داد.

afghan-mujahedin-soviet-war

سال جنگ مجاهدین افغانستان با نیروهای ارتش شوروی و رژیم‌های دست نشانده این کشور، دست کم جان یک میلیون تن از مردم افغانستان را گرفت و بخشی بزرگی از مردم این کشور را مهاجر ساخت

حضور نیروهای بین‌المللی و آغاز یک روند جدید دولت ـ ملت‌سازی افغانستان را به سمت امیدواری جدیدی سوق داد که بر اساس آن می‌شد انتظار پایان سه دهه جنگ در این کشور را داشت، اما بار دیگر، رقابت‌های منطقه‌یی و اشتباهات استراتژیک نیروهای خارجی و داخلی سبب شد که شورشی‌گری و تروریزم به افغانستان باز گردد و حملات انتحاری و انفجاری گروه‌های تروریستی پس از ۱۶ سال که از عمر حکومت جدید در این کشور سپری می‌شود، جان حدود ۱۴۹ هزار نفر را تا نیمه سال ۲۰۱۵ میلادی گرفته که شماری از این قربانیان را غیرنظامیان تشکیل می‌دهند.

حضور دوباره

پس از ۲۹ سال از خروج آخرین سرباز شوروی از افغانستان، یک بار دیگر روسیه که بازمانده اتحاد جماهیر شوروی است، وارد معادلات افغانستان شده؛ معادلاتی که با رفتار سؤال‌برانگیز روس‌ها و احتمال آغاز یک جنگ سرد دوباره بین مسکو و واشنگتن، برای افغانستان شبهه‌انگیزتر گردیده است.

با این حال، ۲۹ سال پیش اشغال افغانستان به دست شوروی پایان یافت و مسکو با از دست دادن نزدیک به ۱۵ هزار سرباز، راهی جز خروج از افغانستان و پایان جنگ در این کشور نیافت.

شوروی که به تاریخ ۶ جدی سال ۱۳۵۸ به افغانستان حمله کرده بود، سرانجام در ۲۶ دلو سال ۱۳۶۷ آخرین سربازش را از پل آمو در بندر حیرتان عبور داد. اگرچه خروج شوروی از افغانستان به معنای پیروزی مجاهدین افغانستان بود، اما روزهای خوشی که مردم این کشور به دنبالش بودند، هرگز فرا نرسید و با گذشت زمان و تداوم جنگ و ناامنی، تبدیل به آرزوی دست نیافتنی گردیده است.

با این حال، نزدیک به سه دهه پس از پایان اشغال افغانستان به دست شوروی سابق، اکنون سوال این است که روسیه چه نگرشی نسبت به افغانستان کنونی دارد و توقعات کابل و مسکو از یک‌دیگر چیست؟

این سوال از آن‌جا مهم پنداشته می‌شود که در آستانه دهه سوم پایان یک اشغال، مسکو بار دیگر نسبت به افغانستان حساس شده و این حساسیت تا آن‌جا پیش رفته که مقام‌های روسی از همکاری و ارتباطشان با فعال‌ترین گروه شورشی این کشور سخن گفته‌اند؛ گروهی که مشروعیت و اعتبار بین‌المللی ندارد و تهدید استراتژیک امنیت ملی افغانستان پنداشته می‌شود.

Pin on Pinterest0Share on LinkedIn0Share on Google+0Tweet about this on TwitterShare on Facebook0

مطالب مشابه

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید