چگونگی شکل‌گیری یک انتحاری؛ ۸ نکته‌ی مهم از یادداشت فیس‌بوکی محمد محق نویسنده افغان

چگونگی شکل‌گیری یک انتحاری؛ ۸ نکته‌ی مهم از یادداشت فیس‌بوکی محمد محق نویسنده افغان

خبرنگار خبرنامه

محمد رضا جعفری
خبرنگار خبرنامه

۱۱ / جوزا ۱۳۹۶ | ۰ دیدگاه

محمد محق نویسنده و پژوهشگر افغان در تازه‌ترین نوشته خود با عنوان “انتحاری، مجرم یا قربانی؟” به موضوعی پرداخته است که مساله ای قابل تامل برای شرایط کنونی افغانستان است. مردم این کشور که همه روزه از انتحار و انفجار رنج می برند، نیاز دارند تا در این مورد کمی بیشتر بیندیشند و بدانند که چگونه یک انسان به مرحله ای می رسد که حاضر است از جان خود بگذرد و برای گرفتن جان انسان های دیگر نیز مشتاق باشد.

محمد محق در این نوشته کوتاه می خواهد بگوید که روحیه خشونت و ذهنیت انتحاری، ارثی نیست و این نوع روحیه و تفکر در جریان رشد فرد در جامعه ای با شرایط فکری و فرهنگی خاص شکل می گیرد. او دوران کودکی یک فرد تا رسیدن به مرحله انتحار را “دوره گذار پرسش برانگیز” می داند.

اما این دوره گذار از کجا شروع می شود و چگونه به سرانجامی چنین تلخ و خونین می رسد؟

نفرت؛ مرحله آغازین

“نفرت جان مایه‌ی یک ذهنیت انتحاری است. این نفرت به روزهای بسیار نخست بر می گردد نه به روزهای پسین که فرد به عنوان یک عضو، وارد یک گروه افراطی می شود. روزهای نخستین، آن روزهایی هستند که پایه و اساس آگاهی او نسبت به جامعه و انسان های اطرافش در فضای خانه، مکتب، مسجد و اجتماع شکل می گیرد.”

mohammad-moheq

محمد محق نویسنده و پژوهشگر افغان

تقسیم بندی انسان‌ها

“او به جای خوش بینی نسبت به عموم انسان ها، از آغاز به وجود دو نوع آدمی باور پیدا می کند؛ یکی آدم بد و بدکار و دیگری آدم نیک و نیکوکار. در این تقسیم بندی آدم بد کسی است که کافر است و یا مومن معصیت کار.  آدم نیک هم تنها کسی است که مومنی است صالح و اهل طاعت.

دو گانه مسلمان/ کافر و دوگانه صالح/ فاسق که یکی سزاوار کینه و نفرت و دیگری سزاوار خوبی و محبت است، پایه‌ و اساس شکل گیری آگاهی اولیه کودک و نوجوان نسبت به انسان های دیگر است.”

ضمیر ناخودآگاه

“شکل گیری آگاهی اولیه این فرد از انسان های پیرامونش در دوران کودکی، وارد ضمیر ناخودآگاه او می شود و به صورت مستقیم در برداشت های بعدی او از جامعه و جهان تاثیرگذار است. اگر در دوران شروع به آموزش رسمی در مکتب یا مدرسه، تاریخ به عنوان میدانی برای تقابل میان آدم های مومن و کافر برایش نشان داده شود، هر دو ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه او بر پایه نفرت استوار می شوند.”

قرار گرفتن در برابر تبلیغات

“هنگامی که این فرد، وارد سنین نوجوانی می شود و می خواهد شخصیت مستقل خود را پیدا کند اگر در معرض تبلیغاتی قرار بگیرد که مایه اصلی آن را، تقسیم جهان به دو اردوگاه خیر و شر تشکیل می دهد و به این تبلیغات باور کند، او به صورت بالقوه یک آدم انتحاری است.

لحضات نخست وقوع انفجار در دروازه ورودی حوزه ششم امنیتی پولیس کابل / عکس: رسانه‌های اجتماعی

انجام حملات انتحاری یکی از شیوه‌های مورد استفاده‌ی گروه‌های تروریستی در افغانستان است

آنچه می تواند این قوه را به فعلیت آورد و او را رهسپار میدان عملیات سازد قرار گرفتن در معرض تبلیغات جماعتی است که برای آن چارچوب های نظری، مصادیق عملی و عینی نشان بدهد و او را قانع سازد که این جامعه، این حکومت، این حزب و یا این طیف از آدم ها مصداق همان کافر یا فاجر و فاسق هستند و چون این چنین هستند، مستحق کشتن و نابودی اند.”

نبود تفکر انتقادی

“برای آن که احساسات او برانگیخته شود کافی است تا چند کلیپ تصویری از مسلمانان میانمار یا فلسطین به او نشان داده شود. خصوصا تصاویری که در آن تعرض به زنان مسلمان حکایت شده باشد؛ حتی اگر ساختگی باشد. یا شنیدن چند سخنرانی که جوامع امروز را منحرف از اصول صحیح اسلام و هم دست با کافران معرفی کند.

چون نظام آموزشی ما از ایجاد تفکر انتقادی عاجز است و شخص را با ذهنیتی پرورش نمی دهد که توان سنجش میان راست و دروغ، ادعا و حقیقت را داشته باشد او به آسانی تحت تاثیر آن تبلیغات قرار می گیرد.”

قربانی فرهنگ و تربیت نادرست

“او در اصل به مثابه یک انسان می خواهد زندگی خوبی داشته باشد و عنصری مفید و نیکوکار باشد. اما به دلیل آن ذهنیتی که از خردسالی در او شکل گرفته و در مراحل بعدی غلیظ تر شده است، فکر می کند عنصر صالح بودن راهش این است که بدان و بدکاران را از بین ببرد.

او خود قربانی فرهنگ غلط و تربیت نادرست شده و زندگی اش را برباد می دهد و با آن زندگی ده ها و صدها انسان دیگر را.”

kabul-blast2

در طول سال‌های گذشته بسیاری از شهروندان افغان قربانی این گونه حملات شده اند

رفتن به سمت انتحار

“اگر روند آگاهی به کودکان و نوجوانان بر پایه دوگانه های مسلمان/کافر و صالح/فاجر باشد و از همان آغاز، آگاهی با حس نفرت ضمیمه گردد نتیجه منطقی اش رفتن به طرف انتحار است.”

ضرورت اصلاحات

“کسی که قربانی این تربیت غلط می شود از مریخ نیامده است، یکی از اعضای خانواده من و شما می تواند فردا یک داعشی باشد. مگر اینکه شیوه آگاهی دادن و شکل دادن به احساسات کودکان و نوجوانان ما اصلاح شود. نظام تعلیمی بازسازی شود و از آموزه های عارفان مسلمان در تربیت دینی بهره بگیریم.”

تهدید مستقیم علیه منافع ملی

مهم تر از همه این است که ارزش های تساهل و تسامح، کثرت گرایی و هم دیگرپذیری به خطوط قرمزی تبدیل شوند که منابر، مساجد، نشریات، مدارس، مکاتب و دانشگاه ها هیچ کدام حق تخطی از آن را نداشته باشند. باید با نفرت پراکنی به مثابه تهدید مستقیم علیه منافع ملی برخورد صورت گیرد. این موضوع در دکترین امنیت ملی گنجانیده شود و اجماع ملی نیز بر همین موارد استوار گردد. بدون آن، دیو انتحار دست از سر این جامعه بر نخواهد داشت.”

Pin on Pinterest۰Share on LinkedIn۰Share on Google+۰Tweet about this on TwitterShare on Facebook۰
افغان افغانستان امنیت افغانستان انفجار کابل حمله انتحاری داعش طالبان قربانی یا مجرم قربانیان جنگ

مطالب مشابه

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید