۶ برادر در ساختار امنیتی افغانستان؛ روایت زندگی و شهادت سه برادر در یک سنگر

۶ برادر در ساختار امنیتی افغانستان؛ روایت زندگی و شهادت سه برادر در یک سنگر

۶ / دلو ۱۳۹۵ | ۰ دیدگاه

محمد ظاهر، محمد امان و محمد جاوید سه برادری بودند که در یک پوسته پولیس در ولسوالی میوند قندهار، در تاریخ ۲۷ جدی، توسط طالبان به شهادت رسیدند. بسیاری از مردم افغانستان با شنیدن این خبر غمگین شدند و در صفحات اجتماعی همدردی شان را با خانواده این سه شهید بیان کردند.

اگرچه همه روزه تعدادی از سربازان ارتش و پولیس افغانستان که در برابر گروه های تروریستی می جنگند، در این راه جان می دهند و یا زخمی می شوند اما شهادت سه عضو یک خانواده آن هم در یک لحظه و در کنار هم، فضای مجازی افغانستان را به شدت غم زده کرده است.

برای تهیه این گزارش به  خانه این سه شهید در منطقه واصل آباد می رویم. سر کوچه که می رسیم تعدادی سرباز ایستاده اند. گویا قرار است یکی از مسوولین رده بالای حکومت نیز تا دقایقی دیگر به اینجا بیاید.

The-three-afghan-martyared-brothers2

از راست جاوید، امان و ظاهر، سه برادری که در یک سنگر در قندهار شهید شدند

وارد حویلی می شویم. سه برادر دیگر این شهید که آن ها هم در ارتش و پولیس خدمت می کنند به استقبال مان می آیند. سه برادری که این روزها در کنار مادرشان هستند تا شاید، این گونه غم و اندوه از دست دان سه فرزند دیگرش را کمتر احساس کند.

سه بردار در یک سنگر

وارد اتاقی می شویم که ماماها و تعدادی از اقوام نزدیک این سه شهید نشسته اند.

از محمد یوسف پیر مردی که مامای این سه شهید است و کنارمان نشسته، می خواهیم که از آن سه برادر برای مان بگوید.

می گوید، محمد ظاهر ۲۸ ساله بود، محمد امان ۲۲ ساله و محمد جاوید کوچک تر از همه و ۱۹ ساله بود. جاوید قبلا برای مدتی سرباز ارتش بود و در آن زمان، در هلمند زخمی هم شده بود. سپس وقتی برای رفع مشکلات اقتصادی خانواده نتوانست کاری بیابد، این بار به نیروهای پولیس پیوست و به ولسوالی میوند قندهار رفت.

محمد یوسف مامای سه برادر کشته شده در قندهار

محمد یوسف مامای سه برادر کشته شده در قندهار

پدرشان که سال ها فلج بود، چند سال قبل درگذشت کرد. مشکلات اقتصادی این خانواده موجب شد که بچه ها نتوانند بیشتر از صنف ۴ یا ۵ درس بخوانند.

جاوید پس از چند ماه، با دو برادر دیگرش یعنی ظاهر و امان، تماس گرفت تا برای کار، پیش او بروند. این دو برادر نیز برای تامین مخارج زندگی و کرایه خانه، تصمیم گرفتند که نزد جاوید به قندهار بروند.

یکی شان در پوسته پولیس در ولسوالی میوند قندهار، آشپز می شود و دیگری مسوول توزیع غذای سربازان.

بیشتر از یک ماه نگذشته بود که به ما خبر دادند هر سه برادر، در حمله طالبان به پوسته شان شهید شده اند.

این سه برادر در قبرستانی در نزدیکی خانه شان به خاک سپرده شده اند

این سه برادر در قبرستانی در نزدیکی خانه شان به خاک سپرده شده اند

خبر دادن به مادر

سخت ترین زمان برای محمد یوسف و دیگر اعضای خانواده این شهدا، وقتی است که باید خبر شهادت این سه برادر را به مادرش بدهند.

او می گوید، نمی دانستیم چگونه این خبر را به مادرشان بدهیم آن هم کشته شدن سه فرزندش را یک جا و در یک روز.

به مادرشان گفتم ” برای هر سه بچه ات، سه خانه جور کردم کنار یک دیگر. منزل اول، منزل دوم و منزل سوم. هر سه بچه ات جام شهادت نوشیده اند.”

محمد یوسف، از این لحظه به عنوان خاطره ای سخت و بسیار تلخ یاد می کند. دیدن گریه مادری که خبر شهادت سه فرزندش را یک جا می شنود، تلخ و غم انگیز است.

موبایل آخرین نشانی فرزند

مادر این سه شهید از آخرین باری می گوید که با فرزندانش صحبت کرده است. سپس از جیبش موبایلی را بیرون می کند و می گوید که این موبایل ظاهر است که من با او صحبت می کردم اما حالا خاموش است.

می گوید که این نشانی پسرم است.

سپس گریه می کند و در حالی که موبایل و عکس ظاهر را، در دو دستش گرفته است می بوسد و اشک می ریزد.

از آرزوهایش برای فرزندانش می گوید که می خواست برای شان عروسی بگیرد و خوشی های شان را ببیند.

مادر این خانواده

مادر این خانواده

ادامه دهندگان سنگر

آصف، عارف، همایون و فرهاد چهار برادر دیگر این شهدا هستند. آصف برای کار به ایران رفته است. عارف و همایون هم پولیس هستند در ولایت فراه و فرهاد نیز، کماندوی ارتش است.

فرهاد می گوید آخرین باری که با برادرانش صحبت کرده است، دو روز قبل از شهادت شان بود. هر سه شان از کارشان راضی بودند. او می گوید “هر بار که برادرم ظاهر زنگ می زد، به من می گفت که وقتی خانه هستی دست مادرم را ببوس.”

با این حال و با وجود این که تحمل این مصیبت برای این خانواده بسیار سنگین بوده است، این سه برادر می گویند که همچنان در ارتش و پولیس کشورشان در برابر دشمن می ایستند و می خواهند که از آن دفاع کنند.

Three borther martyerd in Qandahar (2)

فرهاد (از راست دوم) همایون (وسط)، عارف (از چپ دوم) این سه برادر نیز در صفوف نیروهای امنیتی افغانستان ایفای وظیفه می نمایند

همایون که سرباز پولیس در ولایت فراه می باشد به خبرنامه می گوید ” اگر امروز من پس بنشینم و فردا یکی دیگر خود را پس بکشد، پس این خاک و این وطن را چه کسی نگاه کند. هر گوشه این وطن به ما ضرورت دارد. وطن مادر ماست.”

شکست دشمنان افغانستان

در حال صحبت با این خانواده بودیم که گفتند معاون اول ریاست اجرایی آمده است. انجنیر محمد خان، با برخی از مقامات وزارت داخله آمدند تا در غم این خانواده شریک باشند.

معاون اول ریاست اجرایی افغانستان می گوید، این سه برادر نمونه ای از سربلندی و افتخار برای افغانستان هستند. او تاکید می کند که “وجود سه برادر در یک سنگر برای دفاع از وطن، نمونه ای از اراده ی جوانان برای دفاع از وطن و مبارزه با تروریستان است.”

از معاون اول ریاست اجرایی در مورد برنامه حکومت برای قدردانی از شهدا و خانواده های شان می پرسم.

انجنیر محمد خان، معاون اول ریاست اجرایی در دیدار از این خانواده

انجنیر محمد خان، معاون اول ریاست اجرایی در دیدار از این خانواده

او با پذیرش این نکته که تاکنون به خانواده های شهدا، آن گونه که لازم بوده، رسیدگی نشده است می گوید  “اگر چه تاکنون آن گونه که حق شان بوده رسیدگی صورت نگرفته است اما اراده حکومت بر این است که از خانواده شهدا به خوبی قدردانی گردد و آن طور که شایسته هستند، رسیدگی شود.”

انجنیر محمد خان معاون اول ریاست اجرایی افغانستان، به تلاش های حکومت این کشور، برای صلح با مخالفین اشاره می کند و می افزاید “رهبری افغانستان دست صلح را به سوی مخالفین دراز کرده است. کسانی که به صلح روی نمی آورند در صحنه های جنگ، با مقاومت شدید و دندان شکن روبرو شده اند و در آینده هم روبرو خواهند شد.”

در آرزوی صلح و آرامش

روایت زندگی و شهادت ظاهر، امان و جاوید تنها بخش کوچکی از عملکرد نیروهای امنیتی افغانستان است که در نقاط مختلف این کشور، در همین شب و روزها با وجود همه خطرهایی که آنها را تهدید می کند، برای تامین امنیت افغان ها تلاش می کنند.

Three borther martyerd in Qandahar (8)

این سه برادر نیز می گویند برای دفاع از وطن شان حاضرند شهید شوند

وقتی می خواهیم از خانه شان بیرون شویم، مادرشان می گوید که تنها آرزویش این است که جنگ نباشد و  آرامی دوباره به افغانستان برگرد..

وقتی دروازه خانه خارج می شویم تنها به این فکر می کنم که آیا ازین پس و آنگونه که معاون اول ریاست اجرایی گفت، به خانواده های شهدای نیروهای امنیتی، به صورت لازم رسیدگی صورت می گیرد یا خیر؟ صلح و آرامش، تا چه زمانی برای افغانستان یک آرزو خواهد بود و در این راه قرار است چه تعداد ظاهرها، امان ها و جاویدها قربانی شوند؟

اما تصویر آخر در ذهنم بر می گردد به حرف های برادران شهدا، که قبل از بیرون شدن ما، در کنار یکدیگر ایستاده بودند و گفتند، برای دفاع از وطن شان حاضرند شهید شوند. همانند ظاهر، امان و جاوید…

علی اکبر همکار این گزارش بوده است.

Pin on Pinterest۰Share on LinkedIn۰Share on Google+۰Tweet about this on TwitterShare on Facebook۰
افغانستان انجنیر احمد خان سه برادر در یک سنگر سه برادری که باهم شهید شدند سه شهید مادر سه شهید مادر شهدا

مطالب مشابه

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید