پس از فراغت؛ کار و ازدواج عمده‌ترین دغدغه جوانان دانشجو

پس از فراغت؛ کار و ازدواج عمده‌ترین دغدغه جوانان دانشجو

خبرنگار

فرشاد عمر
خبرنگار

۱۵ / عقرب ۱۳۹۵ | ۰ دیدگاه

شاید دوره اول دانشجویی برای هر جوان، ایده آل ترین دوره زندگی باشد. سالهای که نوجوانان برای رسیدن به آن تلاش می کنند و جوانانی که به این دوره می رسند، بیشترین تلاش شان را می کنند که از آن لذت ببرند و یا بیشتر به آموخته های شان بیفزایند.

در افغانستان اما این دوره توأم است با استرس و هراس که بعد از ختم آن، چه کاری بکنند و دست به چه اقداماتی بزنند. به قول معروف برای خیلی از دانشجویان دوره لیسانس در افغانستان، وقتی به خواسته ها و رویاهای شان فکر می کنند، زمین سخت است و آسمان دور.

دانشجویان افغان، با محدودیت ها و مشکلات فراوانی رو به رو اند که در میان موجی از انتظارات محال، همین گونه آنها را فشار می دهد و برای بیشتر شان تبدیل به ترس می شود.

ترس از نرسیدن به اهداف و برنامه های که دارند مانند ادامه تحصیل و یا ازدواج و پیدا کردن کار و مسایلی از این قبیل. اما روی هم رفته دانشجویان دوره لیسانس، در آستانه فراغت شان، برنامه های پیش خود دارند که خبرنامه در این گزارش به چند مورد آن می پردازد.

afghan-students

اولین دغدغه هر دانشجوی که قرار است تا چند وقت دیگر فارغ شوند، پیدا کردن شغل می باشد

پیدا کردن کار

خبرنامه در گفتگو با گروهی از دانشجویانی که در آستانه فراغت قرار دارند، دریافته است، که اولین دغدغه هر دانشجوی که قرار است تا چند وقت دیگر فارغ شوند، کار می باشد. پیدا کردن کار در افغانستان برای جوانان تبدیل به هفت خان رستم شده است. ترس این که پس از فراغت نتوانند کاری درست حسابی و یا حتا یک کار معمولی گیر بیاورند، همه روزه در ذهن شان کلیک می خورد.

حبیب وحیدی دانشجوی سال آخر در رشته زراعت می گوید، نگران است که پس از فراغت کاری می تواند پیدا کند یا نه. آقای وحیدی به خبرنامه می گوید “انتظارات خانواده و اطرافیان از ما به عنوان کسانی که درس خوانده ایم خیلی زیاد است. من نگرانم که شاید نتوانتم کار گیر بیاورم. بیکاری در افغانستان یک مشکل جدی است. همه روزه سیلی از جوان های بیکار در افغانستان اضافه می شود اما فرصت های کاری وجود ندارد.”

سمیره دختر جوانی است که تا چندی دیگر از شرعیات فارغ می شود. او کمی مطمین تر است و برنامه اش بعد از فراغت این است که یک آموزگار دینی باشد و به مردم از تمدن اسلامی آموزش بدهد.

حیدر نظری دانشجوی ژورنالیزم است و نگران زندگی پس از فراغت. او به خبرنامه می گوید “نمی دانم پس از فراغتم، این زمینه برایم فراهم خواهد شد یا نه که بتوانم کار پیدا کنم. برزگترین مشکل در شرایط کنونی که ما از آن رنج می بریم بیکاری است و راستش این مساله مرا ترسانده کمی.”

afghan-students

دانشجویان افغان به صورت عموم پس از فراغت، از دوره لیسانس اقدام به ازدواج می نمایند

ازدواج

دومین رویای جوانان دانشجو، ازدواج است. البته کسانی است که باید اول کار پیدا کند و پول به دست بیاورد، زیرا سخت است بدون داشتن کار ازدواج کنند.

احمد راشد، در علوم اجتماعی درس می خواند. او می گوید “می خواهم پس از فراغت عضو مفید جامعه باشم. به زندگی خودم برسم و ازدواج کنم و در کنارش کار پیدا کنم، هرچند می دانم پس از فراغت این امر برایم دشوار است چون زمینه کار وجود ندارد.”

تازه مشکل دیگر جوانان بالا بودن مصارف ازدواج هست. خیلی از این جوانان که علاقه به ازدواج دارند، اکنون مانده اند بدون کار و بدون پول چگونه بتوانند ازدواج کنند. حبیب خان می گوید، در کنار مشکل بی کاری پس از فراغت، خانواده های دختر اند که مثلن من ماندم چه کار کنم.

او به خبرنامه می گوید “من تصمیم دارم بعد از فراغت ازدواج کنم. اما می دانم که اگر کار درست و مناسب نداشته باشم، خانواده دختری را که می خواهم همرای او ازدواج کنم، حاضر نمی شوند دخترش را برایم بدهند. از طرفی خودم علاقه دارم اول به زندگی شخصی ام برسم.”

afghan-students

دانشجویانی نیز وجود دارند که نه به کار و نه به ازدواج فکر میکنند، بلکه به ادامه تحصیل می‌پردازند

ادامه تحصیل

در این میان اما کسانی هم هستند که کار و ازدواج دغدغه پس از فراغت شان از بخش لیسانس نیست، بل‌که هدف اصلی آن‌ها رفتن برای ادامه دادن درسهای شان در مقطع ماستری است. هرچند در میان شان، افرادی نیز هستند که نگرانی دارند که احتمالن بخت یار شان نشود و نتواند به این آرزوی شان برسند.

محمد عزیز دانشجوی زراعت می گوید، شرایط بورسیه ها را سخت ساخته اند. مداخلات و نفوذ افراد قدرت مند، سبب نا امیدی او شده است. عزیز می گوید “هر کس این شانس را ندارد که بتواند سهمی در بورسیه های داشته باشد که برای افغانستان می آید. بیشتر افراد واسطه دار به بورسیه ها می روند؛ اما باز هم تمام تلاشم این است که یک راهی پیدا کنم و بروم درس بخوانم، حالا با بورسیه های که از وزارت تحصیلات توزیع می شود و یا هم اسکالرشیپ های آزاد.”

محمد ایمل خیام انجنیری می خواند. او می گوید، برنامه اش این است که یک مدتی کار کند و بعد برود درسهایش را ادامه بدهد. خیام برای آشنایی با فرهنگ ها و سیستم های کشورهای دیگر می خواهد به  خارج برود تا به قول خودش مفیدتر باشد برای افغانستان.

جوان های دیگری نیز هستند که تصمیم شان نهایی شده است. حکمت الله گرندی به خبرنامه می گوید ” ما چند نفر هستیم و تصمیم گرفتیم یک جا برای گرفتن بورسیه ماستری اقدام کنیم و برویم درس بخوانیم. داشتن لیسانس در شرایط کنونی کافی نیست، حد اقل باید ماستری داشته باشیم.”

در این میان دختران دانشجو، علاقه بیشتر برای رفتن به خارج برای ادامه تحصیلات شان دارند. صدف آریا می گوید به فکر کار و ازدواج پس از فراغت‌اش از لیسانس نیست. او به خبرنامه گفت “من هیچ نگرانی برای داشتن کار و علاقه‌ای به ازدواج ندارم فعلن. خانواده ام نیز تأکید دارند باید درس بخوانم. تصمیم من این است که بروم و ماستری ام را در بخش علوم سیاسی از یکی از کشورهای پیشرفته بگیرم.”

دانش‌جویان هنر اما همواره به فکر شهرت و

دانش‌جویان هنر اما به صورت عموم، به فکر شهرت و خلاقیت هستند

دانش‌جویان هنر چه می‌خواهند

تا این جا برنامه ها و رویاهای که مطرح شد، همه مربوط به دانشجویان رشته های سکتوری و یا علوم انسانی بود. اما در دانشکده هنر دانشگاه کابل قصه فرق می کند. ظاهرن چیزهای را که جوانان این رشته تا مقطع لیسانس آموخته اند، برای شان رضایت بخش است. آنها به دنبال کار اند، نه کاری که فقط معاش در آن مطرح باشد. آنها به فکر خلاقیت اند و این که بتوانند آموخته های شان را در قالب آثار هنری به نمایش بگذارند.

احمد صبور، دانشجوی سال چهارم دانشکده هنر می گوید، بعد از فراغتم آرزو دارم یک انتشارات هنری بسازم، تا بتوانم فرهنگ افغانستان را مستند سازی کنم. فلم های کوتاه بسازم، روی هنر نقاشی کار شود و با هنرمندان جهان رقابت کنیم.

صبور آرزوی بزرگ دارد که شاید به سادگی به دست نیاید؛ اما غیر ممکن نیست و احتمالن اگر تلاش کند به این آرزویش خواهد رسید. در هر حال این یک رویا هست هنوز.

هر چند دانشجویان دانشکده هنر، از وضعیت موجود ناراض اند. شاید هم بی توجهی به هنر از سوی نهادهای مسوول به ویژه دولت، سبب دلسردی و نا امیدی جوانان این دانشکده شده است.

هنر اما در سالهای اخیر، جایگاه بهتری را باز کرده است. به ویژه هنر عکاسی و فلم برداری و همین گونه مستند سازی. تیاتر و سینما هم که دارد می رود جایگاه اصلی اش را احیا کند. اما هنوز راه درازی در پیش است.

شکوه از دولت به دلیل اختصاص نیافتن بودجه برای این دانشکده، در میان جوانان دانشجوی هنر، همچنان وجود دارد و نبود امکانات گذشته از شکایت، تبدیل به یک درد شده است.

بی توجهی حکومت به بیکاری

بی توجهی حکومت به بیکاری، چیزی تازه‌ای است که انتقاد جوانان دانشجو به ویژه آنهای که در آستانه فراغت اند را در پی داشته است

نارضایتی از حکومت

با تمام این‌‌ها، اما نارضایتی از حکومت و دولت در میان این جوانانی که هنوز فقط مصروف درس خواندن هستند نیز وجود دارد. هر چند حق شان نیز هست و این از مسوولیت های حکومت است که باید دانشگاه های افغانستان، با سیستم و امکانات مدرن آموزشی مجهز باشند.

تازه بی توجهی حکومت به بیکاری، چیزی تازه‌ای است که انتقاد جوانان دانشجو به ویژه آنهای که در آستانه فراغت اند را در پی داشته است.

دانشجویان می گویند، دها هزار بست های خالی در ادرات وجود دارد، اما جوانان تحصیل کرده سرگردان اداره به اداره به دنبال کار اند و این بزرگ ترین بی انصافی و بزرگ ترین ظلم در حق شان است.

مثلن حکمت الله دانشجوی حقوق می گوید، در سال چهارم باید دوره عملی هم داشته باشند که معمول است به عنوان کار آموز یا در سفارت خانه ها و یا هم وزارت خارجه کار کنند و یا دست کم معرفی شوند با اصول اداره و حکومت داری؛ اما دانشگاه و یا حکومت حتا دروازه این اداره ها را هم به آنها نشان نداده است.

خیلی از این دانشجویان مدعی است که در دیگر کشورهای جهان، دانشجویان در سال اخیر به عنوان کارآموز به نهادهای مرتبط رشته شان معرفی می شوند تا با روش کار آشنا باشند و پس از فراغت دچار مشکل نشوند. در افغانستان اما اصلن باوری به چنین روشی وجود ندارد و این برای دانشجویان درد آور است.

دانش‌جویانی نیز وجود دارند که هیچ چیزی به جز امنیت از دولت نمی‌خواهند

دانش‌جویانی نیز وجود دارند که هیچ چیزی به جز امنیت از دولت نمی‌خواهند

اما برخی دیگر، تقاضای هیچی از حکومت را ندارد به جز تأمین امنیت. ظاهرن باور دارند در این کشور کافیست امنیت باشد، شغل حتا خود شان نیز می توانند ایجاد کنند. عطا محمد دانشجوی ادبیات، می گوید امنیت اگر باشد، تعامل فرهنگی شکل می گیرد و خود به خودی زمینه رشد و بالندگی ایجاد می گردد. در شرایط کنونی حتا اگر شرایط کاری هم فراهم شود به دلیل ناامنی جوانان در خیلی از جاها نمی توانند بروند.

اما در کل، عمده ترین خواست دانشجویان از حکومت، فراهم کردن فرصت های شغلی و کاری است که دانشجویان پس از فراغت شان نباید سرگردان باشند. آنها هم چنان می خواهند برای بالا رفتن ظرفیت نسل جدید و جوان، حکومت باید فرصت های تحصیلات عالی تر را به گونه عادلانه برای دانشجویان تمامی ولایات فراهم سازد تا هر کس از طریق رقابت در آن سهم گرفته و در صورت موفقیت برای سپری کردن دوره ماستری و دکترای شان به خارج بروند.

ترس و نگرانی در میان دانشجویان جوان در حالی حاکم است که به تازگی در سال های اخیر در یکی دو دانشکده برنامه های ظرفیت سازی در کنار درسهای اصلی شروع شده است و دانشجویانی اندکی که از این مزیت مستفید اند، خوش حال و راضی تر به نظر می رسند.

علی اکبر همکار این گزارش بوده است.

Pin on Pinterest۰Share on LinkedIn۰Share on Google+۰Tweet about this on TwitterShare on Facebook۰
ازدواج افغانستان امنیت پس از فراغت خواست ها از حکومت دانشگاه دغدغه های دانشجویان شغل یابی

مطالب مشابه

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید