از دایکندی تا کابل؛ گذشتن از چندین گذرگاه مرگ

از دایکندی تا کابل؛ گذشتن از چندین گذرگاه مرگ

خبرنگار

سرور سروش
خبرنگار

۱۱ / میزان ۱۳۹۵ | دیدگاه ۱

ولایت دایکندی در مرکز افغانستان، از محروم ترین ولایت های این کشور گزارش می شود؛ ولایتی فاقد تسهیلات زندگی اما دارای مردم صلح دوست، با این حال به شدت فقیر که بیشتر از یک شبانه روز باید راه بپیماییند تا از کابل به این ولایت برسند.

ولایت دایکندی هشت ولسوالی دارد. نیلی، شهرستان، میرامور، خدیر، سنگ تخت بندر، اشترلی، کجران و کیتی از جمله ولسوالی های هشت گانه این ولایت می باشند. برای رسیدن به این ولایت، باید بین ۲۴ تا ۲۹ ساعت راه را از مسیرهای دشوار گذر بپیمایی.

البته که طالبان و نا امنی مشکل دیگری است، که هر مسافری این مسیر، باید خیرات و صدقه‌اش هم کنج جیبش و یا کنج دل اش باشد و به مجرد سالم رسیدن باید صدقه بدهد و یا خیرات کند.

کوتل های دشوار گذر، طالبان و داعش دوم اند که بدون رسیدن اجل سراغ آدم های این خط مسافرتی را می گیرند، که با کمی بی احتیاطی راننده ها، همه به دره سقوط خواهند کرد. شاید برای همین است که مسیر این ولایت فقیر را، مسیر مرگ نام گذاشته اند.

شما به عنوان یک مسافر، مثلن سر ساعت هشت صبح، از قریه فولادِ ولسوالی میرامور به سوی کابل حرکت می‌کنید. نخستین چیزی که با آن رو به رو می شوید، باید خیال مسافرت با یک موتر نسبتن راحت را از سر بیرون کنید. زیرا موترهای تیز رفتاری که دست کم سیت های شان برای مسافر راحت تر اند، در این مسیر رفت و آمد نمی توانند.

the-flood-water

نمای از مسیر دشوار گذر دایکندی

شما باید سوار موتر نوع فلانکوچ شوید. سی ساعت باید روی چوکی یا سیت های کم عرض و ناراحت، که ساخته دست خود رانندگان است مقاومت کنید. زیرا برای انتقال مسافران بیشتر، هر راننده یک سیت اضافی در موتر شان نصب کرده اند.

راننده ها نیز مجبور اند برای حرکت به سمت کابل، به چند قریه سر بزند و مسافران شان را جمع کنند. زیرا به دلیل مشکلات جغرافیایی و نبود امکانات، مسافران نمی توانند صبح وقت به یک محل جمع شوند.

شما ناگزیر اید، خیال تان را راحت بسازید که اگر امروز صبح حرکت کرده اید، فردا چاشت احتمالن به کابل می رسید. البته اگر موتر در مسیر راه سقوط نکند و یا طالبان در ولسوالی جلریز شما را گیروگان نگیرند.

تازه ترس شما زمانی کمتر می شود که راننده لطف کند و بگوید در مسیری کوتل “قوناق” مسافر ندارد و از آن مسیر نمی رود. زیرا یک مسلخ به تمام معنا همین کوتل قوناق است و شانس می خواهد اتفاقی نیفتد برای مسافرین این مسیر.

شما برای رفتن به دایکندی و یا آمدن از دایکندی باید کوتل های زیادی را پشت سر بگذارید. کوتل های خطرناکی که در برخی از آن ها موتر نمی تواند در گولای هایش چرخ بزند و ناگزیر دو جهته حرکت می کند.

در این مسیر گاهی برای یک روز تمام شما با هیچ رستورانتی رو به رو نمی شوید که نفس تازه کرده و گرسنگی بدر کنید. شما هیچ راهی ندارید جز این که گرسنگی، سرما و یا گرما را تحمل کنید.

the-village

موتری که در مسیر دای کندی و کابل همواره مسافرین این مسیر را منتقل می کند

و اما مهم‌ترین و دشوار گذر ترین کوتل‌های که این مسیرا را به راه مرگ تبدیل کرده است، برای همه کسانی که به ولایت دایکندی رفته باشند آشنا است.

کوتل رباط؛ قبرستان موترهای بزرگ

شما وقتی از دایکندی به طرف کابل بیاید، با نخستین سختی این مسیر یعنی کوتل رباط رو به رو می شوید. کوتلی که گذشتن از آن، دو ساعت وقت مسافرین و راننده ها را ضایع می کند. بالا شدن و پایین شدن هر دو قیامت است.

تمام بخش های این کوتل، برای راننده ها و مسافرین خطرناک است. یک موتر به سختی در سرکی که از آن کشیده شده است، جای می شود و اگر موتری دیگری رو به رو بیاید، شما جای را که امکان گذشتن دو موتر از کنار همدیگر را داشته باشد، به سختی می یابید. یکی از موتر ها باید مسیری را که آمده است با جهت مخالف برود تا جای فراخ تر پیدا شود.

­در مسیر این کوتل به چند جای بر می خورید که هنوز بقایای موترهای که به دره سقوط کرده اند، موجود اند.

یک خانم که چندی پیش شاهد سقوط یک موتر بار بری بوده است، می گوید که “یک موتر باربری در یکی از گولایی های این سرک نتوانست خود را کنترول کند و به دره سقوط کرد. موتر در نصف راه آتش گرفت. می گفتند دو نفر داخل موتر بودند. هر دو یک جا با موتر سوختند.”

در مسیر بالا و پایین شدن به این کوتل، همه مسافران، تنها کار شان درود فرستادن به پیغمبر اسلام است و هر لحظه از خداوند کمک می خواهند تا سالم از این مسیر رد شوند.

the-bridge

نمونه ای از پل چوبی ساخت ساکنان محلی در مسیر دای کندی

کوتل قوناق؛ جاده مرگ

کوتل، دیگر در مسیر دایکندی، قوناق است که نام مرگ را بر آن گذاشته اند. همه ساله این کوتل از مسافرین این مسیر قربانی می گیرد. این کوتل بین ولایت بامیان و دایکندی قرار دارد و از سرد ترین مناطق بامیان و دایکندی است.

کوتل قوناق، ارتفاع زیادی ندارد؛ اما خرابی راه و غیر معیاری بودن سرک در این کوتل، عامل اصلی به خطر انداختن جان عابرین است. موترهای که از این مسیر می گذرد، بارها برای مدت های زیاد در آن گیر می کنند و مسافرین و رانند‌گان را با جنجال رو به رو می سازند.

سالانه چندین بار در این کوتل موترها سقوط می کنند و یا در جریان زمستان به دلیل سردی بیش از حد و گیر ماندن موترها، مسافرین جان شان را از دست می دهند.

هیچ موتر تیر رفتار کوچک به جز فلانکوچ نمی تواند از این مسیر بگذرد. همین موترها نیز که قدرت زیادی دارند، به سختی می تواند این مسیر را طی کنند. همیشه باید افرادی به رانند‌گان، در جریان بالا و پایین شدن از این کوتل، با گذاشتن سنگ در مقابل تایر های موترها، کمک کنند.

محمدی یک مسافر این مسیر به خبرنامه گفت که “یک بار با کرولا آمدم. به سختی این مسیر را پشت سر گذاشتیم. اما در برگشت، موتر دیگری کرایه گرفتم تا موتر را بکشاند و با این شکل توانستیم از این جا بگذریم.”

در زمستان در کنار سردی و دیگر مشکلات، برف کوچ های شدید خطر دیگری است که از مردم قربانی می گیرد. بارها در سال های گذشته مسافرین و موترها در این مسیر زیر برف کوچ شده و مرده اند.

snow

نمای از مسیر دای کندی در زمستان

دزد و راهزن مشکل دیگر این مسیر اند. این کوتل به دلیل دور بودن از قریه های دو ولایت، مکان خوبی برای دزدان و راهزنان است. هر از گاهی مسافراین این مسیر تمام دار و ندار خود را در این کوتل از دست می دهند و دزدان مسلح دارایی های شان را از آن ها می گیرند.

کوتل شاتو؛ خانه امن راهزنان

کوتل شاتو، بلای دیگری در این مسیر است. این کوتل، میان ورس و پنجاب قرار دارد. به شدت دشوار گذر و خطرناک است. دزدان و راهزنان در این کوتل نیز مشکل عمده برای مسافران می باشند. مسیری که تبدیل به کابوس برای مسافرین و راننده ها شده است.

رانندگان این مسیر می گویند، کوتل جوپلال، کوتل شاتو، یکی دو دشت دیگر که در این مسیر اند، در داشتن راهزن و افراد مسلح مشهور است. دور دست بودن آن سبب شده است که دزدان با خیال راحت در این مسیر دست به تاراج اموال مسافران بزنند. هر چند که در سال های اخیر آمار دزدان کم شده است، اما هنوز هم راهزن است و ترس و بیم از آن.

در کنار این کوتل‌ها، کوتل ملایعقوب، کوتل غوگردو، کوتل موشک، کوتل جوپلال، از جمله خطرناک ترین نقاط این مسیر برای مسافرین اند که برعلاوه دشوار گذر بودن شان، مشکل راهزن و افراد مزاحم را نیز دارند.

گاهی اتفاق افتاده است که افراد مسلح بر علاوه تاراج اموال مردم، آنها را به قتل نیز رسانیده اند. رحیم یک راننده این مسیر که یک بار با دزدان مسلح در این مسیر برخورد کرده است به خبرنامه گفت که “دو سال پیش زمستان بود. نزدیک شام به کوتل ملایعقوب رسیدم. چند تفنگدار مسافرین من و سه موتر دیگر را پیاده کردند. یکی از راننده ها همراه با سه مسافر به دلیل پرخاش با دزدان کشته شدند. آن ها تمام اموال ما را بردند.”

villiage

موترهای عازم مناطق مرکزی در یکی از جاده های نسبتا هموار

غذاهای غیر صحی مشکل دیگر

در کنار تمامی این جنجال‌ها، نبود غذا و یا نبود غذای درست و صحی مشکل دیگر مسافران این مسیر اند. مسافران با پیمودن مسیر طولانی، اکثرن گرسنه می مانند. مسافران می گویند، وقتی به یکی دو رستورانتی که در این مسیر می باشند می رسیم یا گرسنه می مانیم و یا غذای که در آن وجود دارد، به دلیل غیر صحی بودن از خوردن نمی باشد.

مسافرینی که در این مسیر می روند، با خوردن نان این رستورانت ها مریض می شوند. چندین سال است که برنامه ساختن این مسیر یا در کابینه تصویب می شود و یا هم در مورد آن وعده های سپرده می شود، اما تا هنوز عملی نشده است. دایکندی اکنون به یک جزیره دور افتاده می ماند که باید خود به فکرش باشد وگرنه شاید دولت به جز فرستادن والی، دیگر این ولایت را به رسمیت نشناسد.

جلریز؛ گذرگاه مرگ

وقتی، سختی راه ها تمام شود و موتر مسافران روی جاده قیر به حرکت می افتد، باید از گذرگاه مرگ بگذرند. جایی که خصوصن در دو سال اخیر تبدیل به کشتارگاه مردم مناطق مرکزی شده و در همین ماه اخیر نیز دست کم سه – چهار بار مسافرین در آن گروگان گرفته شده اند.

مسیر کوتاه که بیشتر از بیست دقیقه راه نیست، قربانی های زیادی از مردم در چند سال گذشته گرفته است. طالبان پیش از این افراد دولتی را می گرفتند، اما گزارش شده که اکنون در جلریز افراد عادی را نیز گروگان می گیرند.

گزارش ها می رساند که طالبان در صد یا دو صد متری پسته های نیروهای نظم عامه دست به این کار می زنند. خیلی از افراد مناطق مرکزی در جلریز سر بریده شده اند. خیلی ها به رگبار بسته شده اند و شماری همین اکنون نیز گروگان اند.

taliban-in-jalrez

جلریز در میدان وردک همواره از مناطق مرکزی افغانستان قربانی می گیرد

سال گذشته صادقی زاده نیلی، نماینده ولایت دایکندی در پارلمان افغانستان نیز در این منطقه گروگان گرفته شد و پس از یک شبانه روز از نزد طالبان فرار کرد. او شاید خوش شانس ترین سیاست مدار مناطق مرکزی افغانستان بود که در گذرگاه مرگ گیر افتاد، اما نمرد.

اکنون جلریز و یا گذرگاه مرگ تبدیل به یک محل درآمد زا برای شورشیان مسلح این منطه شده است. آن ها مسافرین را گروگان می گیرند و در بدل پول رها می سازند و یا می کشند.

ما پس از ۲۸ ساعت به کابل رسیدیم. هرچند با مشکل خیلی جدی رو به رو نشدیم، اما شاید وحشتی را که در این ۲۸ ساعت تجربه کردیم، برای مدتی زیادی به خاطر داشته باشیم.

Pin on Pinterest۰Share on LinkedIn۰Share on Google+۰Tweet about this on TwitterShare on Facebook۰
افغانستان امنیت جاده مرگ خبرنامه دایکندی راهزنان غذاهای غیر صحی مشکلات صحی

مطالب مشابه

۱ comment

  • محمدیار

    من موافقم به نام گذاری ای وادی. چون میدانم که مشکلات فرا روی این مردم چه بوده وچگونه تحقیری را های مسافری میشود . زمانیکه مسافر دایکندی یادی از مسافرت دایکندی به سایر ولایات میکند. باید۸۰%، خطر را بپذیرد. اما دردی ما درد نمی ماند مرحم خواهدشد.


  • دیدگاه خودرا بنویسید

    ایمیل *
    نام *
    دیدگاه *
    اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید