گفتگوهای چهارجانبه: چارچوب جدید و محتوای قدیم

گفتگوهای چهارجانبه: چارچوب جدید و محتوای قدیم

گروه پالیسی دهلی

رادا کومار
گروه پالیسی دهلی

۲۰ / دلو ۱۳۹۴ | ۲ دیدگاه

چارچوب جدید برای مصالحه در قالب گفتگوهای چهار جانبه بین افغانستان، چین، پاکستان و آمریکا زمانی ایجاد شد، که میانجی‌گری پاکستان برای کشانیدن طالبان به میز مذاکرات مستقیم با حکومت افغانستان، ناکام گردید. در حالی که هدف چارچوب جدید با قبل آن تفاوت نکرده است، اما تمرکز از تلاش های یک جانبه و چندجانبه به فشار مشترک بر طالبان و حامیان آن تغییر یافته است. این ابتکار از آن جایی استقبال می‌شود که برآیند همکاری مشترک چهار کشور دارای بالاترین تاثیرگذاری در باره آینده‌ی طالبان است.

این ابتکار در شرایطی آغاز شده است که وضعیت موجود شکننده بوده و با گذشت هر روز پیچیده تر می‌شود. شاخهِ جدید داعش در افغانستان و منطقه، تهدیدی به طالبان است که با این وضع، آنان را شاید بیشتر وادار به گفتگو با حکومت افغانستان نماید. در عین  حال، ظهور شاخه داعش نشانه‌ی آن است که مصالحه با طالبان، شاید صلح را به افغانستان باز نگرداند.

گذشته از این، اعضای گروه طالبان به رهبری ملامنصور، اخیرا در نشستی غیر رسمی (track two) که توسط کنفرانس پگواش در دوحه برگزار شده بود، شرکت کردند. در این نشست آنان تصریح نمودند که بندهای از قانون افغانستان نظیر آموزش زنان را در صورتی‌که در ساختار قدرت سهیم شوند، می‌پذیرند. اما نباید فراموش کرد که دو سال قبل نیز طالبانی که تحت رهبری ملا منصور نبودند، این موضوع را پذیرفته و در عین حال، اعلام کرده بودند که حق بازنویسی قانون اساسی افغانستان را در حکومت جدید مشترک، برای شان محفوظ می‌دارند.

کاهش خشونت ها در افغانستان، آزمون گفتگوهای چهار جانبه خواهد بود. از آن جایی که این موضوع جوانب مرزی (به سوی پاکستان) قوی دارد، همکاری امنیتی افغانستان و پاکستان به صورت قطع می‌تواند به کاهش این خشونت ها بی‌انجامد. اما این که آیا چین و آمریکا می تواند برای نتایج موفقیت آمیز در این عرصه اقدام نماید، باید منتظر ماند.

از آن جایی که تحولاتی گفته شده‌، روابط هند و افغانستان و در سطح کمتری هند و پاکستان را متاثر می سازد، از نزدیک توسط هندوستان دنبال می شود؛ بسیاری از تحلیل گران هندی در باره‌ی برآیند این موضوع بدبین اند. به گفته برخی‌ها، از زمانی که ملامنصور مجروح شده، کمتر کسی از او موضع گیری را دیده است. به این جهت، بهترین انتظاری را که می‌توان داشت، گفتگو های شاخه به شاخه با آن گروه های از طالبان است، که حاضر به دست کشیدن از جنگ و سلاح می‌باشند. این روشی بود که در جریان ریاست جمهوری حامد کرزی اعمال شد و شاید شورش ها را اندکی مهار نموده بود. هر چند این مهار شورش ها، به دلیل حمایت و مخفیگاه‌های را که شورشیان در آن سوی مرز داشتند، بسیار محدود بود.

جریان گفتگوهای چهارجانبه در کابل

جریان گفتگوهای چهارجانبه در کابل

داستان پاکستان نیز به همین منوال است. انتظار بسیار اندک می توان از پاکستان داشت. این موضوع از آن جا نشأت می‌گیرد که هند به صورت بلندمدت در صدد جلب همکاری پاکستان در مبارزه با تروریزم بوده است. حملات جنوری ۲۰۱۶ پتانکوت بر پایگاه نیروی هوایی هند، این بی‌اعتمادی و بدبینی هند را افزایش داده است. با این حال، اندک امیدی از ورود چین به گفتگوهای چهار جانبه برای تاثیر گذاری بر تغییر سیاست های پاکستان در قبال افغانستان وجود داشت. تغییری که می توانست، برای هند نیز موثر باشد؛ اما آن امید نیز به ناامیدی مبدل می‌شود. اکنون باید دید که حکومت پاکستان چگونه این بی اعتمادی هند را تغییر می دهد.

در عین حال، بسیاری از سیاست مداران و تحلیل گران هند نیاز مبرم به روند صلح بین حکومت افغانستان و طالبان را درک می کنند. هند تاریخ طولانی از مذاکراتی که به پایان گروه های مسلح انجامیده را از دهه ۱۹۵۰ میلادی در کارنامه خود دارد. به همین جهت، از تلاش دولت افغانستان برای گفتگو حمایت می‌کند. هند در عین زمان، موفقیت‌های قابل توجهی را در ترغیب شورشیان به مشارکت در انتخابات داشته است. این در حالی است که بسیاری از تحلیل گران تفاوت گسترده بین شرایط هند و افغانستان را تایید می‌کنند. این تفاوت در آن بود که هندوستان یک دولت نسبتا قدرتمند تری را داشت که می‌توانست در تفاهمات سیاسی و امنیتی، برگ برنده محسوب شود؛ اما افغانستان از چنین امری برخوردار نیست.

با همه این‌ها، شماری از تحلیل گران هندی معتقدند که کمترین هدف ملموس این گفتگوهای چهار جانبه، می تواند زمینه‌ ی برای پایان حمایت و پناهگاه های پاکستان برای شورشیان در افغانستان باشد؛ امری که از اهمیت بالا برای افغانستان و منطقه برخوردار خواهد بود. در صورتی که این گفتگوهای چهارجانبه بتواند، به آغاز یک روند تغییر در پاکستان کمک نماید، هندی ها با اشتیاق تمام از آن حمایت خواهد کرد.

در نهایت، وضعیت عمومی ژئوپلوتیکی منطقه تغییر کرده است. یک اجماع منطقه یی در باره این که ثبات در افغانستان زمینه ساز پروژه های بزرگ زیربنایی در ارتباط منطقه و دسترسی به بازارهای جدید در سراسر جنوب آسیا و آسیای میانه می‌باشد، به وجود آمده است. همسایگانی که پیش از این در باره‌ ایجاد یک کمربند حفاظتی در اطراف افغانستان در چند سال قبل سخن می‌گفتند، اکنون در باره همکاری های امنیتی و حمایت از گفتگوهای صلح حکومت افغانستان و طالبان سخن می‌زنند. این دو موضوع نه تنها در راس برنامه های قلب آسیا می باشد بلکه جزء آجندای سازمان همکاری های شانگهای نیز هست. با توجه به این که هندوستان دور بعدی کنفرانس وزرای قلب آسیا را میزبانی می‌کند، در پیشرفت عرصه های مختلف تحت کار آن، سهم جدی دارد.

دکتر راداکومار رییس عمومی گروه پالیسی دهلی، یکی از مراکز پژوهشی بزرگ هند است. او متخصص منازعات قومی، مصالحه و آشتی و امنیت بین‌المللی است. دکتر کومار به عنوان رییس مرکز مطالعات جنگ و صلح ماندلا، و محقق ارشد امور جنگ و صلح در شورای روابط خارجی امریکا بوده است. او در عین حال، یکی از محققین ارشد مطالعات جنگ در دانشگاه کلمبیا و به عنوان عضو بنیاد شورای امنیت و همکاری آسیا پاسفیک فعالیت کرده است. از او کتاب های متعددی به چاپ رسیده که از آن جمله می‌توان مصالحه در جوامع عمیقا تقسیم شده، و صلح سازی با تجزیه را نام برد.
این مقاله برای خبرنامه نگاشته شده و دیدگاه های که در آن آمده، مختص نویسنده آن می‌باشد و لزوما بازتاب سیاست نشراتی خبرنامه نیست.

Pin on Pinterest0Share on LinkedIn0Share on Google+0Tweet about this on TwitterShare on Facebook0
افغانستان خبرنامه طالبان گفتگوهای چهارجانبه همکاری های منطقه‌ای هند

مطالب مشابه

۲ دیدگاه

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید