ایالات متحده، گفتگوهای صلح و تعامل سیاسی

ایالات متحده، گفتگوهای صلح و تعامل سیاسی

پژوهشگر امنیت بین‌الملل

یانیس کاسکیناس
پژوهشگر امنیت بین‌الملل

۱۹ / دلو ۱۳۹۴ | ۰ دیدگاه

وضعیت امنیتی افغانستان از هر جهتی در سال ۲۰۱۵ بدتر شده است. نیروهای امنیت ملی افغان، شانزده هزار عضو خود را از دست داده و یا مجروح شده اند. این رقم در مقایسه با سال ۲۰۱۴ که نزدیک به ۱۲۵۰۰ تن کشته و زخمی شده بودند، بیست و هشت درصد افزایش را نشان می دهد. به گفته مقامات غربی و افغان، شورشیان بیشترین میزان مناطق را در طول چهارده سال که از قدرت کنار زده شده اند، در اختیار دارند. بسیاری ار تحلیل گران نگران اند که ۲۰۱۶ خطرناک ترین سال برای آزمون افغانستان در دموکراسی سازی است. حکومت افغانستان سرمایه گذاری کلان سیاسی را برای پیگیری گفتگوهای صلح روی پاکستان نموده است که در مقابل آن، دستاورد اندکی دارد. پس، چرا مذاکره با طالبان را که زودهنگام و نگران کننده است به پیش برد؟

به نظر می رسد، جامعه بین المللی و حکومت افغانستان معتقدند که کشاندن طالبان به صحنه سیاسی آسان ترین راه برای جلوگیری از خشونت های بیشتر در این کشور است. با توجه به وضعیت امنیتی چالش برانگیز در اکثریت کشور، مشکلات اقتصادی بزرگ، مهاجرت صدها هزاری افغان ها و فساد اداری که اصلاحات را متوقف می سازد، واشنگتن، بجینگ، اسلام آباد و کابل به این باورند که چشم انداز صلح با وجود این که خیلی شکننده به نظر می رسد، ارزش پی گیری را دارد.

این تصور آن ها اشتباه است. گفتگوهای صلح خطرناک و شکننده است و حتی اگر توفیق کشاندن طالبان به میز مذاکره را داشته باشد، بدون حمایت و اجماع عمومی برای تفاهم صلح در درون جامعه افغانستان، این روند مشکلات بیشتری را ایجاد خواهد کرد تا این که آن ها را حل نماید.

رییس جمهور غنی و رییس اجراییه دکتر عبدالله، یک حکومت را در وضعیت مبهم به وجود آوردند. زمانی که آن ها اداره حکومت افغانستان را از رییس جمهور پیشین افغانستان در دست گرفتند، طالبان به این اندازه قدرتمند نبودند، حمایت مالی جامعه بین المللی بیشتر بود و حضور نیروهای بین المللی نیز قوی تر بود. در حوزه امنیت، رییس جمهور اوباما موضوع را برای حکومت افغانستان پیچیده تر ساخت زمانی که به دشمن خاطرنشان ساخت که آمریکا حضور نظامی اش را در افغانستان بر اساس جدول زمان بندی خروج کاهش می دهد تا وضعیت امنیتی موجود. در اکتبر گذشته، اوباما میزان نیروهای نظامی را در افغانستان به ۹۸۰۰ تن رساند که برای سال ۲۰۱۶ باقی خواهد ماند. اما طرح کاهش نیروی موجود، تاکید دارد که میزان سربازان آمریکایی در افغانستان، در زمان ورود رییس جمهور جدید به قصر سفید در ماه جنوری ۲۰۱۷ به ۵۵۰۰ تن برسد.

شاید رییس جمهور اوباما روی نیروهای امنیتی افغانستان برای نابودی شورشیان که دولت افغانستان را تهدید می کند، حساب کرده است. هر چند، ممکن است که حکومت اوباما متقاعد شده باشد که تعامل سیاسی با طالبان بهترین گزینه ممکن برای پایان بحران در افغانستان باشد. در عین حال، آن ها باورمندند که طالبان در مقایسه با داعش چالش کوچک تری است. به این جهت است که حکومت آمریکا طالبان را  “شورشیان مسلح” خطاب می کند تا “تروریست ها”.

جریان گفتگوهای چهارجانبه صلح در کابل

جریان گفتگوهای چهارجانبه صلح در کابل

با این وضع، هیچ یک از این برداشت ها، برای کسی که مدت طولانی را در افغانستان سپری کرده باشد، قابل درک نمی باشد. برای این که واضح باشد، این تمایزی را که اداره اوباما بین تروریستان و شورشیان بعد از خونین ترین سال برای غیرنظامیان می گذارد، اشتباه است. علاوه بر این، طالبان بیشترین آسیب را به سراسر افغانستان زده است تا هر گروه دیگر. بسیاری از تحلیل گران آمریکایی و رهبران کنگره آمریکا این موضع رییس جمهور را با انگیزه خوب اما پیچیده عنوان می کنند.

با توجه به تعهدات قاطح ماموریت حمایت قاطع به نیروهای امنیتی افغانستان و بسته های مالی بزرگ حمایتی به بودجه دولت افغانستان، نمی توان نسبت به تعهدات آمریکا برای حمایت از حکومت افغانستان تردید داشت. جنرال جان کمپ بیل، فرمانده در حال خروج ماموریت ناتو و نیروهای نظامی آمریکا، هفته گذشته خواهان حمایت بلندمدت برای افغانستان شد. جنرال جان نیکولسن فرمانده جایگزین او نیز از حضور پایدار در افغانستان حمایت کرده است.

در همین حال، هر چند، فعالیت حکومت اوباما برای سیاست های زود بازده که اکثرا ناکام می باشد، بهانه را به دست گروه های ضد آمریکایی که تعهدات واشنگتن در قبال افغانستان را زیر سوال می برد، می دهد، اما باید واضح گفت که با وجود این برخی از باورمندان به تیوری توطئه در صدد اند بگویند که یک جنگ تمام نشدنی در افغانستان به نفع منافع ملی ایالات متحده است، باید گفت که بر عکس آن، توسعه جنگ و منازعه و ناآرامی در افغانستان شاید به نفع برخی از قدرت های منطقه یی نظیر پاکستان باشد.

با همه این ها، ناآرامی ها و ادعاهای که هرگز ثابت نشده در باره حضور تحریک طالبان پاکستان در جغرافیای افغانستان به پاکستان کمک می کند تا برای تداوم کمک های مالی از صندوق حمایتی نیروهای ائتلاف” که به صدها میلیون دالر در سال می رسد، تلاش نماید. تشویق و ترغیب پیشنهادهای کاذب پاکستان، یک اقدام خطرناک برای حکومت ملی افغانستان می باشد. به صورت مشخص، رییس جمهور غنی سرمایه سیاسی بزرگی را روی گفتگوها با شورشیان در شهر ارومچی چین در ماه می ۲۰۱۵ و منطقه مری پاکستان در جولای ۲۰۱۵ نمود که با حملات خونین و کشنده ماه آگست کابل برگشت خورد.

در تلاش های جدیدی برای کاهش خشونت های سال ۲۰۱۶، حکومت های آمریکا، چین، پاکستان و افغانستان که به گروه “چهارجانبه” شهرت یافته، به شدت تلاش نموده اند تا گفتگوهای صلح بین حکومت افغانستان و طالبان را دوباره آغاز نمایند. به نظر می رسد، برآیند ایده ال، آن خواهد بود که تا پیش از آغاز فصل جدید جنگ به نتیجه برسد. گروه چهارجانبه اخیرا در کابل و اسلام آباد دیدار نموده است.

نشانه ها حاکی از آن است که رهبری طالبان حاضر به گفتگوهای جدی نیستند. حملات انتحاری که غیرنظامیان را هدف قرار می دهند، حاکی از این موضوع است. پس از آن که رییس جمهور اوباما اعلام کاهش سربازان آمریکایی را به ۵۵۰۰ در افغانستان نمود، چرا طالبان حاضر به مذاکره و تفاهم شوند؟ آن ها به نظر خود شان، برنده میدان اند. به نظر نمی رسد که پاکستان نیز علاقه ی به تفاهم صلح داشته باشد. برای اسلام آباد، جنگ در افغانستان گاو شیری بوده است.

آمریکا به جای این که تلاش نماید تا بر پاکستان فشار وارد کند که طالبان را به میزه مذاکره بکشاند، حکومت افغانستان را حمایت نماید تا قبل از هر مذاکره ی یک همبستگی ملی و اجماع عمومی را روی یک چارچوب صلح ایجاد نماید. این از آن جهت مهمتر می شود که باید از پیش شرط های اقلیت های قومی و گروه های زنان برای تاثیرگذاری بر روند و آجندای مصالحه نیز حفاظت گردد.

صلاح الدین ربانی، وزیرخارجه افغانستان حین گردانندگی نشست چهارجانبه

صلاح الدین ربانی، وزیرخارجه افغانستان حین گردانندگی نشست چهارجانبه

در صورتی که اجماعی روی برنامه مصالحه شکل نگیرد، هر تلاشی برای تفاهم مشارکت در قدرت سیاسی با طالبان می تواند به تفرقه گروه های قومی و مناطق مختلف در زیر سایه حکومت وحدت ملی بیانجامد. در عین زمان، در میان شاخه های مختلف طالبان نیز اجماعی روی مصالحه وجود ندارد. به نظر می رسد حتی آنانی که با ملا اختر محمد منصور بعیت کرده اند در علمیات های تاکتیکی شان از استقلال نظر و خودرایی برخوردارند. بسیاری از فرماندهان طالبان در میدان جنگ به خاطر بخشی از قدرت سیاسی نمی جنگند. برای آن ها، این منازعه یک “جنگ تمام عیار” است و آنان تا این که بر تمام افغانستان مسلط نگردند، آرام نمی گیرند. شاید برخی ها ادعا کنند که گفتگوهای صلح حتی در صورتی که بتواند بخش محدودی از طالبان را وادار کند که دست از جنگ بردارد، ارزش تلاش را دارد. اگر سناریوهای ذهنی را کنار بگذاریم، هیچ نشانه ی مبنی بر این که گروه ملا اختر منصور که مورد حمایت پاکستان است علاقمند نوعی از مصالحه باشد، دیده نمی شود.

با همه این ها، به نظر می رسد که روند فعلی توسط گروه کوچکی از دستیاران ارشد ارگ ریاست جمهوری اداره می شود تا این که از حمایت وسیع بخش های مختلف جامعه افغانی به شمول گروه های وفادار اپوزیسیون برخودار باشد. قانع نمودن نیروهای ضد طالبان و نخبگان با نفوذ افغان و شهروندان عادی به این امر که گفتگوهای صلح جدی است زمانی که بمب های شورشیان به صورت گسترده غیرنظامیان را در سراسر کشور می کشند، بسیار سخت خواهد بود.

علاوه بر این ها، گروه چهارجانبه از همه بازیگران که بر شورشیان تاثیر گذاری دارند، نمایندگی نمی کند. شایعه است که ایران از یکی از شاخه های جدا شده طالبان پس از آن که مرگ ملاعمر در ماه آگست مشخص شد، حمایت می کند. به این جهت، گروه های درگیر نیاز است تا بسط داده شود و شامل هند، ایران و شاید هم روسیه گردد. و در نهایت، گفتگوهای صلح باید در یک مکان بی طرف انجام شود نه در پاکستان.

با توجه به آنچه گفته آمد،  با انتظارات واقعی، استراتژی جامع، همبستگی ملی، و صبر زیاد، مصالحه شانس باروری را خواهد داشت. در عین حال، همه منازعات در نوعی از تفاهم سیاسی منتهی می شود. اما این راه حل زمانی کارآمد است که همه اطراف جنگ پاسخ شان را در عدم خشونت بیابند. رییس جمهور اوباما در حالی که تنها یازده ماه به پایان ریاست جمهوری اش باقی مانده، مصالحه را حمایت خواهد کرد حتی اگر او این واقعیت تلخ را درک کند که طالبان علاقه ی به آن چه که حکومت افغانستان به آن ها پیشنهاد می کند، ندارند.

تا زمانی که رییس جمهور جدید وارد قصر سفید شود و سیاست خود را در قبال افغانستان تعیین نماید، گفتگوهای صلح با انتظارات غیرواقعی باقی خواهد ماند. در عین حال بدون حمایت گسترده و اجماع ملی شهروندان افغان که از حکومت افغانستان حمایت می کنند، باز کردن حساب روی این گفتگوها که نتایج گسترده ی داشته باشد، محتمل نیست. به این خاطر، دست کم برای حال، سیاست سازان نباید وزنی روی گفتگوهای آتی صلح بگذارند، بلکه آن ها در مقابل، بر سنایورهای محتمل یک جنگ در حال گسترش تمرکز نمایند.

 

دکتر یانیس کاسکیناس، محقق ارشد برنامه امنیت بین‌المللی بنیاد آمریکایی جدید در واشنگتن است. او پیش از آن ۲۲ سال در هوانیروی آمریکا در بخش عملیات‌ ویژه خدمت کرده است و در سال های ۲۰۰۹ – ۲۰۱۰ مشاور ارشد مک کریستال فرمانده نظامیان آمریکایی و ناتو در افغانستان بود.
این مقاله برای خبرنامه نگاشته شده و دیدگاه های که در آن آمده، مختص نویسنده آن می‌باشد و لزوما بازتاب سیاست نشراتی خبرنامه نیست.

Pin on Pinterest0Share on LinkedIn0Share on Google+0Tweet about this on TwitterShare on Facebook0
افغانستان ایالات متحده امریکا طالبان پاکستانی گفتگوهای چهارجانبه مصالحه

مطالب مشابه

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید